زیرا من حالا به harier.ir اسباب کشی کردم منتظرتان هستم
در 12 تا 22 مارس سال 1981 ( حوالی فروردین) عراق دو راکت Frog-7 را به شهرهای دزفول و اهواز شلیک کرد. بعد از این حمله فرماندهان پایگاه هوایی شهیدنوژه ( همدان) طرح یک حمله تلافی جویانه به عراق را ریختند. با توجه به اطلاعات ایران، نیروی هوایی عراق بیشتر هواپیماهای با ارزش خود را به پایگاه هوایی الولید که در جاده بغداد-امان در نزدیکی مرز اردن قرار دارد منتقل کرده بود. ( الولید در مجموعه H3 قرار داشت). حد اقل دو اسکادران از بمب افکنهای Tu-22B و حداقل شش بمب افکن Tu-16 به همراه هواپیماهای دیگری مانند میگ 23 و Su-20 مخفی شده بودند. که در نظرشان از دست ایران دور است. ولی عراقی اشتباه می کردند. پایگاه هوایی همدان بهترین و زبده ترین خلبانانش را جمع کرده، به هراه 4 جنگنده رهگیر F-14 و یک هواپیمای Boeing-747 بعنوان مرکز فرماندهی و 3 Boeing-707 سوخت رسان. بدلیل عدم فعال بودن زیاد رهگیرهای عراقی به خصوص در شمال عراق خلبانان ایرانی باید از موشکهای SAM دوری می کردند. الولید حدود 700 کیلومتر از همدان فاصله داشت و فانتوم (F-4) های ایرانی ناگزیر باید از بغداد می گذشتند. برای افزایش شانس موفقیت عملیات فرماندهان تصمیم به انتقال عملیات از همدان به تبریز شدند. چون از تبریز برای رسیدن به الولید از کرکوک و موصول می گذشتند مه مسیری نسبتا امن بود. چون فانتوم های ایرانی بدون سوختگیری نمی توانستند به الولید برسند دو هواپیمای B-707 سوخترسان به ترکیه اعزام می شدند تا همدیگر را آسمان عراق ملاقات کرده و عمل سوخترسانی را انجام دهدند. عملیات در نخستین ساعات 4 آپریل 1981 آغاز شد. جنگنده های F-4E از تبریز به آسمان برخاستند و F-14 ها هم در مرز عراق در ارتفاع پایین به گشتزنی پرداختند و در انتظار آنها ماندند و B-707 ها هم از فرودگاه بین المللی استانبول به پرواز در آمدند.( با این عنوان که پروازشان به مقصد ایران است و اما به طور قاچاقی مسیر خود را در بین راه عوض کرده و وارد عراق شدند و برای مخفی ماندن از دید رادارها در ارتفاع کم بین کوهها در شمال غرب عراق به پرواز در آمدند و طبق قرار عمل سوخترسانی انجام شد و سوخترسانها به سلامت به ایران بازگشتند. فانتومها هم برای ادامه عملیات به مقصد خود رهسپار شدند. جالب اینجاست که هنوز هیچ رهگیر عراقی در مجموعه H3 نه در آسمان بود و نه آماده پرواز! فانتومها به دو دسته تقسیم شدندو از دو طرف پایگاه الولید را در هم کوبیدند. آنها ابتدا باند فرودگاه را بمباران کردند تا هیچ هواپیمایی از زمین بلند نشود. بمبها پناهگاهای متعدد هواپیماها را خراب کردند. در همان لحظه گروه بعدی با بمبهای خوشه ای سه آشیانه بزرگ هواپیما را، دو مرکز رادار و پنج بمب افکن عراقی خراب کرد. در آخر هواپیماهای پارک شده ی دیگر نیز به رگبار و توپ فانتومها بسته شدند. عراقی ها هنوز عکس العکلی نشان نداده بودند و پدافند آنها ضعیف بود. در این عملیات حداقل 48 هواپیما به کلی نابود شده یا آسیب فراوان دیدند.F-4 های ایرانی هم به سلامت به ایران بازگشتند با اینکه تعداد زیادی از رهگیرهای عراقی عجولانه فانتومها را تعقیب می کردند ولی هرگز به پای آنها نرسیدند.
حمله ایران به پایگاه هوایی الولید موفقیت آمیزترین عملیات علیه یک پایگاه هوایی از سال 1967 است و شاید هیچگاه 8 فروند هواپیما نتوانند این چنین خسارتی به دشمن تحمیل کنند.
منبع : www.iiaf.net
میگ 21، پر تولید ترین هواپیمای جنگنده جت جهان است که تا به حال طراحی و ساخته شده است. سریع، کوچک و چالاک است و تا حال، سینه آسمان اروپا، آسیا، آفریقا و حتی آمریکا را شکافته و با مدرن ترین و کشنده ترین جنگنده ها هم روبرو شده است. رکوردهایی که این جنگنده تا به حال کسب کرده است، گاه تا رکوردهایی که جنگنده ای مثل فانتوم به دست آورده پیش می رود. میگ 21 فیش بد، به خاطر رادار قدرتمند یا سیستم های الکترونیکی گران قیمت مشهور نشده است. بلکه این پرنده، هواپیمای یک خلبان زبده است و مانند موم، در دست یک خلبان با تجربه نرم است. موتورهای اعتماد پذیر، نگهداری آسان و قابلیت های زیاد در برابر این ویژگی ها، همه و همه دست به دست هم داده اند تا یکی از مشهور ترین جنگنده های جهان را به عرصه نبرد بیاورند. در این مقاله، مطالبی را در مورد این هواپیما، خصوصیات و مدل های مختلف آن از نظر می گذرانیم:
میگ 21 مدل PF در حال برخاست مجهز به موشک های هوا به هوا
در حدود سال های 1956، غربیها تصویر های ناواضحی به وسیله هواپیماهای جاسوسی خود از هواپیمای جدیدی به دست آوردند که برای آن به منزله تهدیدی اساسی به شمار می رفت. پس از چندی، غربیها پی بردند که هواپیمای جدیدی در شوروی در دست طراحی است که فعلاً دو مدل از آن ساخته شده است. آن دو مدل، در حقیقت مدل های آزمایشی یک جنگنده رهگیر جدید بودند که قرار بود به زودی به تولید انبوه برسد. مدل نخست، Ye-2 نام داشت و برای اولین بار در فوریه ی 1955 نخستین پروازش را انجام داد. این نمونه، دارای بال هایی شدیداً پس گرا بود. نمونه ی دوم، Ye-5 نام گذاری شده و به موتورهای AM-9Ye مجهز شده بود. اما چون این موتورها برای به پرواز درآوردن این نمونه قدرت کافی نداشتند، از یک موتور راکتی هم در کنار این موتور برای نخستین پرواز در سال 1956 استفاده نمود. ناگفته نماند که این مدل، از بال های مثلثی شکل، که بعدها تمام مدل های میگ 21 بدین شکل در آمدند، استفاده می کرد. مدت ها غربیها بر این عقیده بودند طرح دوم با نام فیش بد لغو و طرح نخست با نام فیس پلیت آغاز شده است. اما مدتی بعد، کاملاً خلاف این عقیده ثابت شد و معلوم گردید که تولید فیش بد آغاز شده است. سرانجام، یکی از میگ 21 ها در سال 1959 به سرعت 2.05 ماخ دست پیدا کرد و بدین گونه نخستین جنگنده روسی شد که توانست از سرعت دو ماخ عبور نماید.

هواپیمای میگ 21 متعلق به نیروی هوایی شوروی سابق
MiG-21 های نسل اول یا First Generation
مدل های نمونه میگ 21 دارای موتورهای بسیار اعتماد ناپذیر و ناسازگار با سرعت های بالا بودند. در اولین نمونه های تولید انبوه که با نام نسل اول شناخته می شد، این موتورها با موتورهای نمونه قویتر RD-11 تعویض گشته و بدین گونه میگ 21 نخستین اصلاح خود را پشت سر گذاشت. نسل نخست فیش بد دارای سکان عمودی بزرگتر، کاناپی جدیدتر، یک توپ قویتر، قطب نمای رادیویی، خلبان خودکار، سیستم IFF یا تشخیص دوست از دشمن و رادیوی چند کاناله بود. همچنین این مدل از میگ های 21 که با حرف F شناسایی می شوند، می توانستند دو موشک AA-2 آتول را زیر بال های خود حمل نمایند. به زودی، این مدل از فیش بد به کشورهای عضو پیمان وروشو صادر شد. به دلیل نبود مدل آموزشی این هواپیما، نیروی هوایی برخی از کشورها مانند المان شرقی، مجبور به آموزش خلبانان خود با همان مدل تک سرنشینه بودند. همین دلیل، موجب تولید میگ 21 مدل U شد که یک مدل آموزشی دو سرنشینه بود. این مدل، از سوی ناتو به «مونگول» معروف شد. تعدادی از فیش بد ها به کشورهایی چون چین و چکسلواکی نیز صادر شدند که هر دوی این کشورها، با دریافت اجازه تولید این هواپیما، خود به مونتاژ فیش بد مشغول شده و تعداد فراوانی از این هواپیما را تولید و وارد خدمت نیروی هوایی خود نمودند. کشورهای ایران، عراق، سریلانکا، زیمبابوه، تانزانیا و آلبانی از دریافت کنندگان بعدی این مدل فیش بد بودند.

هواپیمای میگ 21 متعلق به نیروی هوایی رومانی
MiG-21 های نسل دوم یا Second Generation
نسل دوم میگ 21، اصلاحاتی دیگر را برای بهبود برد این هواپیما و همچنین امکان انجام نبرد در هر شرایط آب و هوایی شامل می شد. مخروطی که در ابتدای دماغه میگ 21 قرار گرفته بود، تا اندازه زیادی برای جای دادن نخستین نسل رادارهای هواپیمای فیش بد، بزرگتر شد. چرخ های فرود، به منطور تحمل وزن بیشتر، بزگتر و همچنین از نظر مقاومت نیز به مقدار زیادی تقویت شدند. جالب این جاست که میگ 21 های مدل P، PF، PFM و SPS فاقد توپ دماغه هواپیما بودند. در ابتدا، شرکت مکدانل داگلاس هم در مورد فانتوم دچار همین اشتباه شد و توپی را برای هواپیمای فانتوم به صورت فابریک تعبیه نکرد. این تفکر بر این اساس بود که با توسعه موشک های نزدیک برد هوا به هوا، دیگر نیازی به توپ های دماغه هواپیما نیست. این ایده، در سال های بعد کاملاً رد شد، چنانکه اجباراً روی تمام هواپیماهای نسل بعد، وجود توپ یک امر اجتناب ناپذیر بود. مدل PF هواپیمای میگ 21، از موتورهای نسبتاً قویتری استفاده می کرد و همچنین، با کمک رادار ابتدایی خود، قادر به شلیک موشک گرمایاب AA-2 آتول بود. میگ 21 مدل PFV یک مدل ویژه از هواپیمای فیشبد بود که مخصوصاً برای ویتنام شمالی و مطابق با شرایط آب هوایی همیشه بارانی و مرطوب طراحی شده بود. میگ 21 هایی که تحویل نیروی هوایی هند شدند، قابلیت آن نصب یک توپ را به صورت جدا و در زیر بدنه داشتند.

هواپیمای میگ 21، ارزانترین جنگنده ای که می توانست با سرعت ماخ دو پرواز نماید
MiG-21 های نسل سوم یا Third Generation
شاید نفرت انگیزترین هواپیمای فیشبد به نظر خلبانان، این نسل از میگ ها 21 باشد. این مدل از میگ 21، برد بیشتری دارد و این ویژگی مثبت را مدیون توانایی حمل بیش از 2620 لیتر سوخت است. این مدل، که با بیشتر با کد M و MF شناخته می شود، می تواند در حالتی که مخازن سوخت کاملاً پر باشند، دو موشک AA-2 اتول را حمل نماید. این تعداد در حالت حمل 850 لیتر سوخت، به چهار عدد موشک آتول افزایش می یابد. با این اوصاف، این هواپیما سنگین تر و کم تحرک تر است و در مانورهای هوایی، به خوبی ضعف عملکرد آن مشخص می شود. همین ضعف باعث شد تا یک مدل تکمیلی از این هواپیما با نام MiG-21 MF تولید شود که به موتورهای نیرومندتری مجهز بود و تا حدودی ضعف ناشی از وزن زیاد را می پوشاند. همچنین، مدل MF رادار جدیدتری نسبت به مدل های قبلی دارد. یکی دیگر از گزینه های اضافه شده در این مدل، سیستم خلبان اتوماتیک برای حفظ ارتفاع است که حدود زیادی خلبان را در ماموریت های طولانی یاری می کند. در طی جنگ افغانستان و جنگ ایران و عراق این مدل، نقش بسیار موثری را ایفا نمود. جالب این که این هواپیما، توانست در جنگ تحمیلی یک فروند اف-14 تامکت ایرانی را ساقط نماید. همین هواپیما با اویونیک غربی، می تواند موشک های ماترا را نیز حمل کند.
کاکپیت هواپیمای جنگنده میگ 21
MiG-21 های نسل چهارم یا Fourth Generation
آخرین نسل هواپیماهای فیشبد، نسل چهارم این هواپیماهاست که با کد bis شناخته می شوند. این مدل، حاصل نتایج عملکرد تمام هواپیماهای نسل های پیشین است که با تجهیزات نسبتاً امروزی و سیستم های جدیدتر عرضه شده است. این مدل از موتوری کاملاً نیرومند به قدرت 16.000 پوند تراست بهره می جوید که کاملاً ضعف های ناشی از کمبود نیرو را رفع می نماید. همچنین، بیشتر تجیهزات اویونیکی یا الکترونیک پروازی آن از هواپیمای به مراتب پیشرفته تر میگ 23 به عاریت گرفته شده اند. آلمان شرقی از جمله دارندگان عمده این مدل به شمار می آید.
MiG-21 2000، نسل نامشخص میگ 21
شرکت لاهاو که یک شرکت اسرائیلی فعال در زمینه تعمیر و نگهداری هواپیماست، با بهبود و تعویض بسیاری از تجهیزات میگ 21 فیشبد، این رهگیر کوچک را به یک جنگنده عالی برای حملات زمینی و همچنین یک رهگیر به مراتب قدرتمندتر از نمونه اصلی فیشبد تبدیل کرده است. این شرکت با نصب ایونیک غربی بر روی این هواپیما، ویژگی های این هواپیما را به میزان زیادی بهینه سازی نموده است. کاناپی یک پارچه، سیستم دست روی استیک یا HOTAS که بدون جدا شدن دست خلبان از استیک هدایت، می تواند سیستم های اساسی را کنترل کند، HUD یا سیستم نمایشگر اطلاعات پرواز در جلوی دید خلبان از موارد جدیدی هستند که بر روی میگ 21 نسل جدید نصب شده است. جالب است بدانید که این هواپیما به سیستم DASH نیز مجهز شده است. سیستم DASH یا Display And Sight Helmet شامل یک کلاه و تعدادی سنسورهای جانبی است که خلبان با بر سر نهادن این کلاه، می تواند تنها با نگاه کردن به هدف، روی هدف قفل نماید و دیگر نیازی به چرخاندن دماغه به سمت هدف برای قفل موشک نیست. در این سیستم زاویه چرخش سر خلبان نسبت به محور هواپیما محاسبه شده و با توجه به آن زاویه حرکت هدف نیز معین شده و رادار هواپیما موقعیت هدف را تشخیص می دهد.

هواپیمای میگ 21 مدرنیزه شده توسط شرکت لاهاو اسرائیلی
میگ 21 هواپیمایی بسیار تاثیر گذار در عرصه هواپیماهای نظامی بوده و علی رغم کاستی های متعدد آن، اثرات آن غیر قابل اغماض است. از این هواپیما تا کنون بیش از 7.500 فروند ساخته شده که به خدمت بیش از 33 کشور دنیا در آمده اند. میگ 21، نتیجه درسهایی بود که روس ها از جنگ کره موسوم به «جنگ جت ها» آموخته بودند. عملکرد رادار میگ 21 به دلیل وجود ورودی هوا در دماغه آن، شدیداً محدود است، اما ویژگی هایی چون سبک بودن قدرت مانور زیاد مانع از خودنمایی زیاد این نقایص بودند. با وجود قدمت زیاد سابقه این هواپیما، فیشبد هنوز در نیروی هوایی بسیاری از کشور ها فعال است. انگار میگ 21 نمی خواهد هیچگاه به پروازش پایان بدهد.
منبع: http://air.blogfa.com

منبع : http://www.centralclubs.com/viewtopic.php?t=13250&start=0&postdays=0&postorder=asc&highlight=
منبع : http://www.air21.blogfa.com
موشك هاي بالستيك
هنگامي كه ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروي پيمان منع گسترش موشك هاي بالستيك را امضا كردند فقط ۹ كشور موشك بالستيك داشتند در صورتي كه امروز بيش از ۳۰ كشور موشك بالستيك دارند و ۱۴ كشور در توليد يا صادرات موشك بالستيك و تكنولوژي مربوط به آن دست دارند.
يكي از بازوان پر قدرت و تواناي هر كشوري يا بهتر است بگوييم پر قدرت ترين بازوي تواناي هر كشور نيروي نظامي آن است. نيروهاي نظامي به چندين بخش زميني، هوايي و دريايي تقسيم مي شوند كه در تمام آنها هدف اصلي يكي است ولي شيوه كارها با يكديگر تفاوت دارد. در تمامي بخش ها وجود چندين هزار خدمه لازم است تا نقشه ها به صورت صحيح و كامل اجرا شود.
وجود خدمه زياد در يك يگان نظامي هنگام جنگ باعث تلفات جاني زيادي خواهد شد همان طور كه مي توان در جنگ جهاني اول و دوم اين فاجعه را به وضوح ديد. به همين خاطر چندين دهه است كه كشورها به دنبال ساخت تجهيزاتي هستند كه بدون استفاده از انسان و تنها با يك نظارت الكتريكي به مناطق مختلف كشورها حمله برد تا ديگر از تلفات جاني خبري نباشد. هواپيماهاي بدون سرنشين (UAV) از اين قبيل هستند ولي از مهم ترين مقوله اين امر مي توان موشك ها را نام برد.
رعب انگيزترين و مخوف ترين وسيله نظامي است به گونه اي كه اگر كشوري قدرت موشكي بالايي داشته باشد مي تواند با آسايش و آرامش امنيت خود را حفظ كند.
در دنياي امروز به رغم امضاي پيمان نامه هاي متعدد كشورها و قراردادهاي بين المللي كه براي كنترل تكنولوژي موشكي در سازمان ملل به امضا مي رسد، در نهايت كشوري حرف اول را مي زند كه به لحاظ موشكي مجهزتر باشد. تا قبل از جنگ جهاني دوم بنا به مقتضيات جنگ فقط چندين كشور در حال جنگ بودند كه ابرقدرت موشكي محسوب مي شدند مانند روسيه و آلمان. در واقع جنگ براي اينها مانند كاتاليزوري در عرصه پيشرفت در صنايع موشكي بود.
پس از فروكش كردن التهابات جنگ جهاني دوم، بسياري از كشورها دست به كار شدند و شروع به ساخت و يا حداقل خريد موشك كردند زيرا مي دانستند اگر سيستم موشكي قوي داشته باشند پشتوانه خوبي براي حفظ امنيت دارند. هر روزه انواع موشك ساخته و آزمايش مي شد كه در اين ميان يك تكنولوژي توجه همگان را به خود جلب كرد و آن موشك هاي بالستيك بود.
يك موشك بالستيك يك ماشين تحويل موشك ـ مولد، شامل سيستم رهيابي و محفظه حمل مهمات است كه اساساً عليه اهداف زميني و سطحي مورد استفاده قرار مي گيرد. انواع گوناگون موشك هاي بالستيك برحسب برد طبقه بندي شده اند.
۱ـ موشك بالستيك جنگي كوتاه برد (BSRBM) با برد ۱۵۰ كيلومتر
۲ـ موشك بالستيك كوتاه برد (SRBM) با برد ۷۹۹ـ۱۵۰ كيلومتر
۳ـ موشك بالستيك ميان برد (MRBM) با برد ۲۳۹۹ـ۸۰۰ كيلومتر
۴ـ موشك بالستيك دوربرد (IRBM) با برد ۵۴۹۹ـ۲۴۰۰ كيلومتر
۵ـ موشك بالستيك قاره پيما (ICBM) با برد ۵۵۰۰ كيلومتر به بالا
نوع خاص ديگري از موشك بالستيك هم وجود دارد كه از زيردريايي شليك مي شود و با نام اختصاري SLBM شناخته مي شود. در ساخت موشك هاي بالستيك مبحث پيشرانش كه مشخص كننده برد موشك است مهم ترين مسئله است كه اين ميزان برد، معيار سنجش قدرت تخريبي موشك است. موشك هاي بالستيك براي شناسايي دقيق هدف يك محفظه هدايت براي حمل دقيق كلاهك به هدف مورد نظر را دارا هستند و فرق ميان اين محفظه هدايت كنترل موشك و دقت آنها را متفاوت مي كند.
شليك يك موشك بالستيك در چندين مرحله انجام مي شود. پس از اين كه موشك به فضاي بالاي جو رفت و در اصل فاز شليك را به پايان رساند قسمتي از آن جدا شده و ديگر تبديل به يك RV «دستگاه ورود مجدد» مي شود كه خود را در فضا رها مي كند و شامل كلاهك و قسمت هاي رهيابي است. پس از جداشدن RV ديگر وظيفه اش را به تنهايي انجام مي دهد تا خود را به هدف موردنظرش برساند. «ماشين هاي ورود مجدد چندمنظوره MIRV كه توسط موشك هاي بزرگتر حمل مي شوند نيز مي توانند به طور مستقل به سوي هدف سير كنند.»
برد بسيار بالا و توانايي حمل مقدار زياد مهمات و حمل كلاهك هاي هسته اي موشك هاي بالستيك را از ديگر موشك ها جدا مي كند. با وجود اين كه موشك هاي بالستيك جزو سلاح هاي كشتارجمعي (WMD) محسوب نمي شود ولي مي تواند مقدار زيادي از انواع سلاح هاي كشتارجمعي را حمل كند و به عنوان يك منبع نگراني براي كشورها به حساب آيد. فناوري موشك هاي بالستيك هم بعد از جنگ جهاني دوم رشد و نمو پيدا كرد و از دهه ۱۹۵۰ ابرقدرت هاي موشكي به وجود آمدند كه تهديدي براي كشورهاي ديگر محسوب مي شدند.
در اين زمينه اتحاديه جماهير شوروي يك سر و گردن از رقباي خود بالاتر بود. با گذشت زمان پر قدرت تر شد و همواره حرف اول را مي زد؛ اين امر كشورهاي ديگر مخصوصاً رقيب سرسختش يعني ايالات متحده آمريكا را آزار مي داد. روسيه در عين حال با توجه به مصالح اقتصادي ـ سياسي كشورش گوشه اي از اين قدرت را با برخي از كشورها، خصوصاً چندين كشور آسيايي تقسيم كرد. اين قضيه آمريكا را به تاملي سخت در عرصه نظامي كشاند زيرا به جز قدرتمندشدن كشورها اين نگراني وجود دارد كه كشورهاي تحت سلطه، خود به تنهايي به گسترش تكنولوژي موشك بالستيك دست يافته و به ساخت موشك بپردازند.
تقريباً تمامي كشورهاي آسيايي خريدارهاي بسيار خوبي براي روسيه هستند و در فهرست موشك هاي اين كشورها حداقل نام يك يا دوتا از موشك هاي روسي ديده مي شود و حتي به غير از كشورهاي آسيايي، اروپايي ها نيز به همين گونه اند. به غير از روسيه و چين در آسيا، ايران و كره شمالي نيز در زمينه موشكي قوي هستند. كره شمالي با داشتن موشك هاي بالستيك از قبيل تائپودونگ ۱و۲ (Taepodong1,2) و يا نودونگ ۱ و ۲ (Nodong1,2) به گستره اي به شعاع ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ كيلومتري اطراف كشورش مسلط است و ايران نيز با داشتن موشك هاي زلزال و شهاب سه (شهاب چهار در حال آزمايش است) قدرت بزرگي در منطقه محسوب مي شود. نگراني هاي آمريكا از گسترش و فروش موشك هاي بالستيك دولت رونالد ريگان را متاثر كرد. به نحوي كه تمركز نيروي نظامي آمريكا را به اين موضوع برانگيخت و زماني شوروي نخستين موشك بالستيك قاره پيماي (ICBM) خود را پرتاب كرد كه توانايي حمل سلاح هاي هسته اي و غيرهسته اي در حجم بالا را داشت. نيروي نظامي آمريكا موفق به طرح سيستم دفاع موشك هاي بالستيك (Defensive Ballestic Missile) شد ريگان طراحان و مهندسان هوافضاي خود را بر سيستم ابتكاري دفاع راهبردي ـ فضايي متمركز كرد كه اين تمركز موجب ارتقاي چشمگير سطح تكنولوژي دفاع موشكي بالستيك (BMD) آمريكا شد. گونه هاي جديد اين سيستم را در دوران رياست جمهوري جورج بوش هم به گونه اي تكميل يافته تر مي بينيم.
بسياري از متخصصان آمريكايي متذكر شدند كه سيستم دفاع موشكي بالستيك بسيار پرهزينه تر از سيستم حمله موشكي است و بايد بيشتر به حمله موشكي متكي بود. موشك هاي بالستيك در جنگ ها خسارات زيادي به كشورها وارد كرده اند. به عنوان مثال در جنگ جهاني دوم آلمان چيزي بيش از سه هزار موشك بالستيك به نام V-2 «ملقب به اسلحه انتقام» به انگلستان و آنتروپ طي سال هاي ۴۵ـ۱۹۴۴ شليك كرد. در جنگ ايران و عراق بارها از موشك هاي اسكاد روسي استفاده شد در جنگ خليج فارس عراق از موشك هاي بالستيك استفاده كرد و بسياري از نقاط عربستان سعودي را در سال ۱۹۹۱ نشانه گرفت كه يك موشك به يك پايگاه نظامي آمريكايي اصابت كرد و ۲۸ سرباز آمريكايي در آن مردند.
موشك هاي بالستيك همواره باعث ايجاد تنش بين كشورها بود. براي نمونه بحران موشك هاي بالستيك كوبا در سال ۱۹۶۲ كه با تحويل موشك هاي دوربرد اتحاديه جماهير شوروي به كوبا انجام شد جنگ سرد را گرم تر كرد يا بحران تايوان در سال ۱۹۹۶ پس از انتخابات دموكراتيك چين چندين موشك بالستيك به خطوط كشتيراني نزديك تايوان شليك كرد و در اواخر دوران تائپودونگ در سال ۱۹۹۸ كه كره شمالي يك موشك بالستيك را به طور غيرمنتظره روي محدوده هوايي ژاپن آزمايش كرد باعث اعتراض كشورهاي غربي شد.
هنگامي كه ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروي پيمان منع گسترش موشك هاي بالستيك را امضا كردند فقط ۹ كشور موشك بالستيك داشتند در صورتي كه امروز بيش از ۳۰ كشور موشك بالستيك دارند و ۱۴ كشور در توليد يا صادرات موشك بالستيك و تكنولوژي مربوط به آن دست دارند. پس همواره تهديد شليك يك موشك بالستيك از طرف اين كشورها وجود دارد و مهم تر از آن فروش يك موشك به يك گروه تروريستي !
براي جلوگيري از اين امر موافقتنامه بين المللي كنترل تكنولوژي موشكي (MICR) كه موافقتنامه اي داوطلبانه است در سال ۱۹۸۷ بين ملل و دول مختلف براي كنترل جابه جايي موشك ها و تكنولوژي هاي مربوطه كه قابليت حمل سلاح هاي كشتارجمعي (WMD) را ايجاد مي كند بسته شده است ولي آيا مي توان مطمئن بود كه تمامي كشورها به همه توافقنامه هايي كه امضا كرده اند، پايبند بمانند. همانند آمريكا كه يك شبه بدون گرفتن هيچ اجازه و مدركي و با زير پا گذاشتن تمامي موافقتنامه ها و تعهدنامه هاي بين المللي به عراق حمله كرد و هيچ كدام از آنها را در نظر نگرفت؟

تانک M1 ابرامز بعنوان تانک جنگی اصلی ارتش ایالات متحده جایگزین تانک M60 Patton در سال 1980 شد. این تانک دارای سه مدلM1، M1A1، M1A2 می باشد. نام این تانک به احترام ژنرال کرایتون ابرامز، فرمانده سابق گردان زرهی 37 نیروی زمینی امریکا، ابرامز نامگذاری شده است. طراحی M1 در شرکت جنرال داینامیکس انجام گرفت و در نهایت این تانک در سال 1980 وارد خدمت شد. مدل ارتقا یافته M1 ، M1A1 نام دارد که در سال 1985 عرضه شد. M1A1 دارای توپ 120 میلیمتری بدون خان بوده که توسط شرکت آلمانی Rheinmetall طراحی شده است. همچنین این مدل دارای زره تقویت یافته و سیستم حفاظت NBC1 می باشد. M1A2 مدل ارتقا یافته A1 است که دارای نمایشگر گرمایی فرمانده و جایگاه اسلحه، تجهیزات ناوبری و گذرگاه دیجیتالی اطلاعات می باشد. نیروی زمینی آمریکا تمام M1 و M1A1 های خود را به مدل A2 ارتقا داده ولی سپاه تفنگداران دریایی آمریکا هنوز از مدلهای A1 استفاده می کند. در عملیات طوفان صحرا و سپر صحرا نیز در زره تعدادی از M1A1 ها تغییراتی انجام گرفت. علاوه بر آنچه گفته شد به ابرامز می توان خیشِ مین و یا غلتک مین وصل کرد. تاکنون بیش از 8800 تانک ابرامز تولید شده که علاوه بر آمریکا به کشور های دیگری مانند استرالیا، عربستان، مصر،کویت و ترکیه صادر شده است. البته این تانک در لیست نامزد های خرید سوئد نیز قرار داشت که به پیروزی نرسید.M1A1 در عربستان مستقر شدند و برتری خود را بر تانکهای T-72، T-62 و T-55 روسی در اختیار عراق نشان دادند. در این جنگ تنها 18 M1A1 به خاطر صدمه های وارد شده از خدمت خارج شدند و جالب اینجاست که هیچ مورد کشته شدن خدمه این تانک گزارش نشد. M1A1 دارای برد بیش از 4000 متر می باشد. درگیری مهم دیگری این تانک حمله امریکا به عراق در سال 2003 بود که به سقوط صدام حسین انجامید. در این جنگ هم ابرامز بسیار خوب عمل کرد و تنها یک مورد حادثه منجر به مرگ گزارش شد که در آن یک تانک ابرامز با یک مین زد تانک هدف قرار گرفت که باعث کشته شدن دو نفر و زخمی شدن نفر سوم همراه بود. این اولین مورد منجر به مرگ در تانک ابرامز بود. در 27 نوامبر 2004 یک ابرامز دیگر بوسیله بمب قدرتمند جاسازی شده نابود شد که به کشته شدن راننده انجامید. یک تانک دیگر هم به هنگام درگیری در عراق هنگام رد شدن از پل با خراب شدن آن به درون آب سقوط کرد که یک سرباز غرق شد. تاکنون هیچ ابرامی بوسیله اتش تانک دشمن نابود نشده است اگر چه چند فروند نیز بوسیله راکتهای زد تانک RPG-7، RPG-18 و AT-14 نابود شده اند. همچنین در عملیات طوفان صحرا چهار ابرام با اصابت اشتباه موشکهای زد تانک AGM-114 هلفایر شلیک شده از هلیکوپتر های AH-64 آپاچی ساقط شدند. ابرامز توسط نوعی ماده کمپوزیتی محافظت شده که از لایه هایی از استیل و سرامیک تشکیل می شود. مهمات و سوخت در قسمتی زره دار قرار داده شده اند تا به خاطر حساسیت این قسمتها امنیت خدمه بیشتر شود. در اوایل 1988 مدل M1A1 زرههای جدیدتری دریافت کرد که در آن از میله های زد اورانیوم ضعیف شده استفاده شده است. این میله ها در جلوی برجک و بدنه تانک قرار داده شده اند. با وجود افزایش قابل توجه مقاومت تانک در برابر انواع سلاحهای زد تانک این زره ها وزن ابرامز را نیز به مقدار قابل توجه زیاد کرده است. اولین M1A1 هایی که این ارتقا روی آنها نصب شد تانکهای مستقر در آلمان بود (به خاطر اینکه در جنگ سرد آلمان در خط مقدم مقابل شوروی بود). همچنین تانکهای شرکت کننده در عملیات طوفان صحرا فوراً قبل از آغاز جنگ به این درجه ارتقا یافتند. توپ مدل M1، M68A1 105 میلیمتری بود که توانایی شلیک انواع توپهای ضد نفر، دودهای سفید فسفری (از جنس فسفر) و یا توپهای با قدرت انفجاری بالا را دارد. در مدلهای M1A1 و M1A2 از توپ 120 میلیمتری M256 بدون خان استفاده شده که در شرکت رینمتال اِیجی آلمان و تحت لیسانس جنرال داینامیکس آمریکا طراحی شده است. این نیز توانایی شلیک انواع توپهای مختلف مانند اورانیوم ضعیف شده را دارد که به آن تونانایی مقابله با نیروهای زرهی و نفرات دشمن و حتی از نظر تئوری با وسایل پرنده با ارتفاع کم را دارد که البته این توانایی هنوز امتحان نشده است
این تانک برای اولین بار در جنگ خلیج در سال 1991 در صحنه نبرد حضور یافت و در این جنگ بود که توانایی های بالای خود را به نمایش گذاشت.در مجموع 1848
ابرامز علاوه بر توپ اصلی خود مجهز به سه مسلسل دیگر نیز می باشد : 1- مسلسل 12.7 میلیمتری M2 که جلوی دریچه فرمانده قرار دارد و دارای آلت نشانه روی با بزرگنمایی 3x است. 2- دو مسلسل 7.62 میلیمتری که یکی مقابل دریچه پر کننده (لودر) و دیگری هم محور با توپ تانک است که بخاطر امکان استفاده آن از درون تانک بسیار مورد توجه قرار می گیرد. همچنین در برجک تانک دو پرتاب کننده ی 6 لول نارنجکهای دودزا گنجانده شده که باعث پنهان ماندن از دید دشمن و نمایانگر های گرمایی ( فروسرخ) می شود. موتور آن نیز می تواند پرده دودی برای استتار تولید کند. M1 به کامپیوتر کنترل آتش مجهز است که متصل به سنسور های نمایانگر گرمایی، مسافت یاب لیزری، حسگر باد، حسگر شیب زمین، داده های مربوط به نوع مهمات که تنظیمات مختلف برای مهمات را انجام می دهد) می باشد. هم فرمانده و هم توپچی می توانند توپ تانک را شلیک کنند. سیستم کنترل آتش ابرامز بسیار پیچیده، موثر و مهلک می باشد بطوریکه امکان شلیک دقیق توپ در حین حرکت در زمینهای ناهموار را می دهد. با خدمه ماهر این تانک می توان هدف را در برف، باران، مه، دود و تاریکی مطلق از فاصله 4 کیلومتری تشخیص داد و اغلب هدفی به اندازه یک تانک را در یک شلیک می توان حمله کند. ابرامز از موتور 1500 اسب بخاری نیرو گرفته و دارای 4 حالت(حرکت) جلو و 2 حالت عقب می باشد که به آن حداکثر سرعت 67 کیلومتر در ساعت را در خیابان و 48 کیلومتر در ساعت را از میان دشت و صحرا می دهد. موتور آن با گازوییل، نفت سفید، JP-1 یا سوخت هواپیما و از نظر تئوری با الکل کار می کند.C-5 و C-17 حمل کرد، بطوریکه یک تانک آماده رزم و یا دو تانک آماده حمل توسط C-5 و یک تانک آماده حمل توسط C-17 جابجا می شوند که البته این محدودیت باعث بروز مشکلات جدی در جنگ خلیج 1 شد که با حمل 1848 تانک توسط کشتی این مشکل برطرف شد. در حالت آماده حمل بعضی قسمتهای زره نصب نمی شود و مهمات و سوخت پس از رسیدن به مقصد در اختیار تانکها قرار داده می شود. کیت پایداری شهری تانک (TUSK) شامل ارتقاهایی است که به منظور افزایش توانایی رزمی روی نمونه های M1A2 در محیطهای شهری اعمال می شود. این ارتقاها بدلیل خطرناکتر بودن محیطهای شهری نسبت به صحنه های نبرد می باشد. و این خود به دلیل قویتر بودن زره جلویی تانک ها از زره های کناری، بالایی و پشتی و وجود امکان حمله از هر طرف می باشد. ارتقا زره شامل افزودن زره های واکنشی به کناره های تانک برای مقابله با سلاحهای زد تانک و کلاهکهای shaped charged می باشد. زره های میله ای (شبکه ای) در پشت بدنه برای حفاظت از موتور نصب و سپر اسلحه نیز بر روی مسلسل توپچی برای محافظت از شلیک کننده قرار داده می شود. ارتقاهای دیگر شامل نصب نمایانگر های گرمایی بر روی مسلسل پر کننده (لودر) است. همچنین به مسلسل 12.7 میلیمتری فرمانده نیز قابلیت شلیک از داخل برجک در حالیکه دریچه بسته باشد داده می شود. یک تلفن بیرونی هم برای برقرای ارتباط فرمانده با سربازان پشتیبان تانک در پشت بدنه تعبیه شده است.
منبع:www.answers.com/
|
|