تبليغاتX
کاملترین وبلاگ هوانوردی ایران
 
 
STEALTH TECHNOLOGY

مقدمه

فناوری پنهان کاری ابتدا برای گذر از سیستمهای دفاعی شدید روسیه طراحی شده بود. در اواخر دهه 50 میلادی هواپیماهای جاسوسی U-2 برای بیرون ماندن از دسترس شلیک ضد هوایی ها در ارتفاع 80000 فوتی ( 24000 متری) پرواز می کردند، ولی بعدها مشخص شد که رادار قادر به ردیابی آنها نبوده است.
موفقیت پروازهای در ارتفاع بالا، با هواپیماهای U-2، آغاز به کار تحقیقاتی شد که بعدها « پنهان کاری» نام گرفت و هدف آن ساخت هواپیماهایی بود تا از دید پنهان باشد. U-2 تا مدتها از دید رادارهای دشمن پنهان ماند، به خاطر اینکه در ساخت آن از مواد غیر فلزی استفاده شده بود که امواج رادار را جذب کرده و آنها را به طرف ایستگاه زمینی رادار انعکاس نمی داد، حالتی که در مورد دیگر هواپیماها اتفاق می افتاد. انقلاب پنهان کاری از دید رادار در دهه 1970 اتفاق افتاد، زمانی که کامپیوترها به قدر کافی قدرتمند شدند تا معادلات ماکسول را در مورد انتشار امواج الکترومغناطیسی حل کنند. این معادلات نشان می دادند که امواج رادار چگونه منعکس شده و پراکنده می شوند و با طراحی برنامه ای که قادر به پیش بینی RCS از کل بدنه هواپیما در تمام زوایا بود ( RCS امواج برگشتی از شی به طرف ایستگاه رادار) ، طراحان به صورت موثری قادر به کاهش دادن RCS شدند. تنها محدودیت برنامه اخیر این بود که برنامه فقط قادر به آنالیز سطوح صاف، آن هم به دلیل ضعف کامپیوتر ها بود ، بنابراین F-117 و مدلهای مشابه آن از تعدادی سطوح صاف تشکیل شده بودند.

Image
F-117

برنامه طراحی و ساخت هواپیمای F-117 جنگنده پنهان کار Nighthawk که توسط Lockheed Martin اجرا می شد بعد از سالیان سال کار روی فن آوری پنهان کاری و بر اساس آزمایشات که در سال 1975 انجام شده بود، در سال 1978 شروع شد و اولین پرواز آن در سال 1981 بود.ولی تا سال 1988 که به طور عمومی خبر وجود چنین پرنده هایی پخش نشده بود هنوز یک پروژه سری بود.Nighthawk اولین هواپیمای پنهان کار عملیاتی بود. از سال 1978 تا 1985 نورثروپ گرومن نیز روی یک پروژه پنهان کاری ، کار می کرد. این هواپیما به نام « Tacit Blue» (آبی خاموش) نامگذاری شد. این پروژه اطلاعات مهندسی ارزشمندی را برای طراحی بمب افکنB2 فراهم آورد. Tacit Blue اولین هواپیمایی بود که برای کاهش سطح مقطع راداری در بدنه آن از سطوح خمیده استفاده شده بود.



اصول کار اولیه


روشی که برای تشخیص هواپیماها استفاده می شود، بمباران فضای هوایی توسط سیگنالهای راداری به صورت متداوم است.
وقتی که هواپیماهایی به مسیر راداری وارد می شود، سیگنال برخورد کرده به آن طرف سنسور واقع در ایستگاه رادار که اندازه و مکان هواپیما را تشخیص می دهد بر می گردد( لازم به ذکر است که توان سیگنال فرستاده شده در حدود چندین مگاوات است در حالیکه سیگنال برگشتی از بدنه یک هواپیما در حدود چند میل وات است که این سیگنال در گیرنده مدار چندین بار تقویت می شود.)

Image

دیگر روش های تشخیص با سیگنالهای صوتی و فراصوتی ، دیداری و مشخصه های مادون قرمز (حرارتی) کار می کنند. فناوری پنهان کاری به وسیله کاهش یا حذف این سیگنالهای تشخیص دهنده کار می کنند.
پانلهای روی بدنه F-117 طوری زاویه دار شده اند که امواج رادار را منحرف کرده و سیگنالی به طرف پایگاه زمینی بر نمی گردد.
در F-117 از پنجره های صاف و مواد جاذب امواج رادار در خود پنجره ها و روی پنجره های سیستم هدایت لیزری که از ورود امواج رادار به داخل ایم محفظه جلوگیری می کند، استفاده شده است.
پانل های بدنه مجهز به لایه ای از مواد مرکب خاص که جذب کننده امواج رادار و در نتیجه کاهش دهنده هر نوع نشانه ای که باعث شکار شدن هواپیما می شود، هستند.
کاهش دادن مشخصه های حرارتی ایجاب می کند که یک هواپیما بسیار مخفی تر ساخته شود.
اگزوز موتور F-117 ، قبل از خروج گاز موتور توسط هوای سرد خنک می شود و این هوا توسط پره هایی به درون اگزوز فرستاده می شود. این پره ها، روزنه های عریض در روی لبه فراز دو بال هستند.
هواکش و اگزوز B2 روی سطح بالایی بال یعنی جاییکه از دسترس رادارهای زمینی محافظت شده اند گنجانده شده است.
جدیدترین هواپیماهای با فناوری پنهان کاری F-22 Raptor ، جنگنده F-35 و جنگنده اروپایی Typhoon هستند.
  نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 22:23  توسط امید  | 

مرحله هوایی رزمایش ضربت ذوالفقار 

 

نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در سومین مرحله از رزمایش گسترده ضربت ذوالفقار آخرین

 دستاوردهای نظامی خود را به نمایش گذاشت . این رزمایش هوایی بی سابقه بیش از یک چهارم مساحت

کشور را پوشش داده ، که در نوع خود کم نظیر است . جنگنده های اف-5 ، اف-4 ، اف-14 ، میگ-29 ،

اف-7 و صاعقه جنگنده های بودند که در این رزمایش به انجام ماموریت های محوله پرداختند . جنگنده صاعقه

 که ساخت نیروی هوایی ارتش است در این رزمایش به طور رسمی وارد اسکادران های شکاری نیروی

هوایی شد و اولین عملیات های جنگی خود را در طول رزمایش انجام داد . البته نیروی هوایی در طول چند

سالی که خبر ساخت صاعقه را منتشر کرده است ، هیچ گاه به طور دقیق به ویژگی ها و توانایی های آن اشاره

 نکرده است و عکس های انتشار یافته از صاعقه هم چندان واضح و شفاف نیستند . به همین دلیل منابع غربی

ساخت این جنگنده را فقط یک جنگ روانی و تبلیغاتی ارزیابی کرده اند .

 

      

                                            جنگنده تهاجمی و پشتیبانی نزدیک صاعقه

 

جنگنده های اف-5 نیروی هوایی هم با سیستم های مدرن و جدید راداری و تسلیحاتی که روی آنها نصب شده

بود در رزمایش حاضر شدند . در طول مانور شکاری های نیروی هوایی با استفاده از بمب های لیزری و

 دور ایستا که ساخت صنایع دفاع ایران است ، نقاط استراتژیک و حیاتی دشمن فرضی را بمباران و منهدم

کردند. علاوه بر همه موارد فوق خلبانان نیروی هوایی تاکتیک های ابتکاری و خارج از استاندارد های نظامی

 جهان را در طول رزمایش به کار گرفتند .

 

        

                              جنگنده میگ-۲۹ در حال برخاستن از پایگاه دوم شکاری تبریز

 

جنگنده های اف -14 نیروی هوایی هم برای اولین بار مجهز شدن به موشک های هاگ را تجربه کرده و

شعاع عملیاتی خود را برای سرنگونی جنگنده های دشمن افزایش دادند . یکی دیگر از جنبه های رزمایش

افزایش برد همه جنگنده ها ( بیش از ۵/۱ برابر ) بود که توسط متخصصان نیروی هوایی به انجام رسیده و

نشان دهنده این امر است که نیروی هوایی صرفا به دفاع نقطه ای و پشتیبانی نیروی زمینی و دریایی فکر نمی

 کند و در صورت لزوم به پایگاه های دشمن در خارج از مرزها هم حمله خواهد کرد ( مانند حمله به اچ -3 در

 نزدیکی مرزهای اردن که پیش از آزادسازی خرمشهر انجام شد ) .

 

       

                                        جنگنده های اف - ۴ بر فراز منطقه نبرد

 

از نکات جالب دیگر رزمایش استفاده نکردن از جنگنده های تهاجمی سوخو -24 بود، که مسلما در صورت

 بهینه سازی سیستم های الکترونیکی آن ، جنگنده ای بسیار موثر و کارآمد خواهد بود. البته ممکن است نیروی

 هوایی به صورت محرمانه از این جنگنده ها در مانور استفاده کرده باشد. به گزارش ماهنامه" ایرفرس" چاپ

 انگلستان ایران برای ارتقای جنگنده های سوخو-24 و افزودن توانمندی های حملات شبانه به این هواپیما

برنامه ریزی می کند .

 

        

                                جنگنده اف - ۱۴ در حال شلیک موشک دوربرد فونیکس

 

در سوی دیگر از رزمایش پدافند همیشه بیدار نیروی هوایی ارتش موفق شد به وسیله تجهیزات مدرن ساخت

داخل ، بمب های لیزری و موشک های کروز دشمن را از مسیر اصلی منحرف کرده و از اصابت آنها به نقاط

استراتژیک کشور جلوگیری کند . ماهنامه ایرفرس انگلستان در قسمت دیگری از مقاله خود نوشته است :

"ایران به شدت سرگرم ارتقای سامانه های دفاع هوایی اطراف پایتخت خود و دیگر شهرهای مهم با سامانه

های پدافند هوایی دوربرد اس-300 و سامانه های کوتاهبرد تور-ام-1 می باشد "

یکی دیگر از برنامه های پدافند نیروی هوایی استفاده از مرکز دیده بان بصری در نقاط کور راداری بود ، که

 با مشاهده جنگنده های متخاصم وضعیت را به مرکز فرماندهی پدافند برای اتخاذ تدابیر لازم اعلام کرده و پس

 از تشخیص قطعی هویت هواپیمای رویت شده ، پست فرماندهی دستورات لازم برای شلیک موشک و منهدم

کردن آن را صادر می کند .

 

     

                                     موشک ضد هوایی شلیک شده در رزمایش

 

نیروی هوایی ارتش در این رزمایش ازرادارهای جدید مدرنیزه شده نیز استفاده کرد و با تجهیزات ساخت خود

 اقدام به اختلال در سیستم های هوایی دشمن کرد.

هم اکنون هم رزمایش مشترک بین نیروی زمینی و نیروی هوایی در حال بر گزاری است که در مرحله اخیر

 تلا‌ش دشمن فرضی فرامنطقه‌ای این است که خود را از محورهای مختلف و کوتاه‌ ترین مسیر به تبریز

برساند , ولی با مقاومت سلحشوران لشکر21 حمزه روبرو شده و با دادن تلفات عقب نشینی می‌کند . علاوه بر

آن کماندوهای نیروی زمینی با پوشش جنگنده ها عملیات های کمین و ضد کمین دربرابر دشمن فرضی انجام

دادند.

      

                              سرتیپ خلبان قوامی  فرمانده کل نیروی هوایی ارتش

 

با وجود تمام مطالب فوق ، در نیروی هوایی ایران نیاز اساسی به جنگنده های پیشرفته و جدیدتر ( مانند نمونه

های جدیدتر میگ-29 و جنگنده های خانواده سوخو-27 ) احساس می شود ، که بتوانند استخوان بندی نیروی

 هوایی را که در زمان جنگ آسیب های زیادی دیده است و با کاهش واحد های عملیاتی روبرو است را ترمیم

کنند .

      

                               خلبان اف - ۵ در حال ترک هواپیما پس از انجام عملیات

  نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 14:15  توسط امید  | 

 محورها

هواپیما به دلیل حرکت در فضای سه بعدی محدودیتی جهت گردش ندارد و می تواند حول هر سه محور x و y و z گردش کند. جهت درک بیشر موضوع اتومبیلی را در نظر بگیرید که روی زمین حرکت می کند. این اتومبیل تنها می تواند حول یک محور که عمود بر صفحه حرکتی زمین است گردش کند. ولی هواپیما محدودیت صفحه ای نداشته و حول هر سه محور گردش می کند. به این ترتیب سه محور برای هواپیما تعریف می شود:

  • 1-محور طولی.
  • 2-محور عرضی.
  • 3-محور عمودی.

همانطور که در تصویر روبرو مشاهده می شود محور طولی در امتداد طول هواپیما بوده و از مرکز آن می گذرد. محور عرضی در امتداد دو بال هواپیما بوده و از سر یک بال تا سر بال دیگر ادامه دارد. محور عمودی نیز عمود بر دو محور دیگر بوده و معمولا از محل تقاطع محورهای طولی و عرضی می گذرد.

 سکان ها

بزرگ شود

همانطور که گفته شد هواپیما حول هر سه محور می تواند گردش کند. بر این اساس نیاز به سه فرمان یا سکان جهت گردش حول هر یک از محورها دارد. این سکانها نیز بر مبنای محورهای عملیاتی خود بصورت سکان طولی، سکان عمودی و سکان عرضی تقسیم می شوند.

سکان طولی

این سکان به شکل صفحات کوچک متحرکی در قسمت عقبی بالها می باشد. کنترل این سکان بوسیله دسته (Stick) موجود در کابین انجام می شود. به این ترتیب که مثلا با کشیدن دسته به سمت راست هواپیما حول محور طولی طوری گردش می کند که بال سمت چپ به سمت بالا و بال سمت راست به سمت پایین می رود؛ و با کشیدن دسته به سمت چپ برعکس. به این گردش حول محور طولی اصطلاحا Roll گفته می شود.

 عملکرد

عملکرد این سکان به این صورت است که مثلا با کشیدن دسته به سمت راست صفحات انتهایی بال سمت راست بالا و صفحات انتهایی بال ست چپ پایین می رود. به این ترتیب نیروی برای وارده بر بال سمت چپ بیشتر از بال سمت راست شده و باعث بالا آمدن بال سمت چپ و پایین رفتن بال راست می شود.

 سکان عرضی

یا Elevator که بصورت بالهای کوچک افقی در انتهای هواپیما و در کنار خروجی موتورها می باشد. کنترل این سکان بوسیله دسته (Stick) موجود در کابین می باشد. به این ترتیب که با کشیدن دسته به سمت عقب نوک هواپیما به سمت بالا و با هل دادن دسته به سمت جلو نوک هواپیما به سمت پایین منحرف می شود. این گردش هواپیما حول محور عرضی انجام می شود و به میزان انحراف از حالت افقی نیز Pitch گفته می شود.

عملکرد

عملکرد این سکان به این صورت است که مثلا با کشیدن دسته به سمت عقب، صفحات کوچک موجود در قسمت عقبی سکان به سمت بالا رفته و به این ترتیب به قسمت عقبی هواپیما نیروی عمودی و از بالا به پایین وار می شود و عقب هواپیما را به سمت پایین می راند؛ همچنین با هل دادن دسته به سمت جلو این صفحات به سمت پایین رفته و نیروی مزبور در جهت برعکس یعنی از پایین به بالا وارد می شود و عقب هواپیما را به بالا می راند که در نتیجه نوک هواپیما پایین می آید. در برخی هواپیماها مانند F22 جهت افزایش میزان انحراف، به جای استفاده از صفحات کوچک در انتهای سکان، کل سکان را به سمت بالا یا پایین جابجا می کنند. در برخی دیگر نیز مانند Su35 با جابجا کردن سکان عرضی از عقب هواپیما به سمت جلو و در نزدیکی کابین، مقدار گشتاور حاصله را افزایش داده و باعث افزایش Pitch شده اند.

 سکان عمودی

از این سکان جهت گردش حول محور عمودی استفاده می شود. این سکان به شکل یک یا دو بال کوچک عمودی در عقب هواپیما می باشد. کنترل این سکان بوسیله فشار دادن دو پدال موجود در کابین انجام می شود. پدال سمت چپ جهت گردش هواپیما به سمت چپ و پدال سمت راست جهت گردش به راست استفاده می شود.

عملکرد

عملکرد این سکان به این صورت است است که با فشار دادن هریک از پدالها صفحه کوچکی که در قسمت انتهای سکان عمودی وجود دارد به سمت مورد نظر منحرف می شود. به این ترتیب نیروی وارد بر این صفحه باعث گردش هواپیما به سمت مورد نظر می شود. از آنجا که سرعت گردش این سکان بسیار کم است غالبا جهت تغییر مسیر هواپیما در اندازه های کم استفاده می شود و برای تغییر مسیرهای زیاد از ترکیب این سکان و دو سکان دیگر استفاده می شود. به این ترتیب که مثلا جهت تغییر مسیر هواپیما به سمت راست به اندازه 30 درجه ابتدا به مقدار مجاز به سمت راست Roll نموده و سپس با کشیدن دسته به سمت عقب و فشار همزمان بر روی پدال راست هم تغییر مسیر مورد نظر بدست می آید و هم ارتفاع هواپیما حفظ می شود. لازم به ذکر است در حین انجام این مانور باید توان موتور افزایش یابد تا سرعت هواپیما کم نشود

  نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 14:11  توسط امید  | 
F 15 Eagle   اف 15 ایگل

هواپیماهای جنگی یک جذابیت خاصی در مقایسه با دیگر هواپیماها از خود نشان می دهند؛به عنوان مثال در جنگ جهانی اول هواپیماهای جنگی دو باله،در جنگ جهانی دوم هواپیماهایی چون اسپیت فایر ،موستانگ،زیرو و جنگنده ی اف-86که نقش خود را بر فراز کره نشان دادند و جنگنده فانتوم اف-4 که در دهه ی 1960زبانزد ومعروف گردید وپس از آن جنگنده ی تاکتیکی اف-15 معروف به عقاب ساخته وارائه شده است.
در واقع می توان گفت قابلیت های استثنایی اف-15ناشی از ترکیب ویژگی های کارامد است
استفاده از دوموتور قدرتمند توربوفن با قدرت 29000پوند کشش(13154)در ثبت اوج گیری و شتاب ودارابودن یک سازه هوایی قوی که حاصل هزاران ساعت مطالعه و بررسی های رایانه ای وانجام آزمایشات تونل باد بوده و نیز استفاده از سطوح فرامین پروازی قوی که قابلیت پرواز را در این هواپیما خارق العاده ساخته است؛همچنین استفاده از سامانه ی هوایی دیجیتال ونصب یک رادار با برد بلند حدود100مایل(160کیلومتر)در اف-15 وبه کار گیری آخرین نوع رادار برد متوسط واستفاده از موشک های هوا به هوای اسپارو وبرد بلند حرارتی سایدوایندر و مجهز شدن ای جنگنده به توپ سرعت بالا ، از آن یک عقاب با سرعت بالا ساخته است.توسعه ی جنگنده اف-15 با تولید هواپیماهای جدید روسی در سال1967همزمان گردید واین در حالی بود که در همان زمان جنگنده های اف-4 در ویتنام در گیر بودند؛در واقع تحت این شرایط ، نیروی هوایی ایالات متحده به طور جدی ساخت جنگنده ی اف-15را آغاز نمود .

 
در ابتدا مدل اف-ایکس با هدف ایجاد برتری هوایی بر دشمن طراحی گردید.طراحی جدید،مخصوص نبردهای هوایی با داشتن قدرت وتوانایی و چابکی خاصی در مقایسه با نوع طراحی شده ی روسی در نظر گرفته شده بود.
نیروی هوایی ایالات متحده معتقد است که اف-15دارای خصوصیات و ابلیت های خارق العاده ای است که رد واقع ترکیبی از ویژگی هایی چون ،قدرت آتش وسامانه های پیشرفته ی الکترونیک،به وجود آورنده ی این توانمندی می باشد.
در دهه ی 1980 جنگنده ی اف-15در اختیار خلبانان اسرائیلی قرار گرفت و در عملیاتهای گوناگون بر فراز لبنان از آن ها استفاده گردید.به طور کلی ایجاد توانمدی حملات هو به سطح ،در طراحی اصلی این هواپیما باعث افزایش تولید آن شدو در واقع اف-15 به عنوان یک جنگنده ی رهگیر توانست جایگاه واقعی خور را تثبیت نماید و در حال حاضر نیز جزو ساختار اصلی جنگنده های نیروی هوایی ایالات متحده می باشد.
اعتقاد بر این است که طراحی اف-15 به نوعی به جریان یک نسخه برداری در یک پایگاه هوایی روسیه واقع در مسکو ارتباط دارد .در نمایشگاه هوایی برگزار شده در مسکو ، روسیه هواپیماهای خود را به نمایش گذاشته بود و در بین یک هواپیمای روسی یک هواپیمای جنگی جدید با بال های تاشونده که ناتو نام( فلاگر)را بر روی آن نهاده بود ،به چشم می خورد ودر سمتی دیگر جنگنده یمافوق صوت فاکس بت صراحی شده توسط کارخانه ی میگویان دیده می شد که مجهز به دو سکان عمودی بود ؛البته اطلاعات بعدی ثابت کرد که فلاگر همان جنگنده ی میگ-23 وفاکس بت همان جنگنده ی میگ-25 می باشدوبعدها نیز جهت تحقق یافتن اهداف حمله به مواضع زمینی با استفاده از طراحی میگ-23،«میگ-27فلاگر دی»طراحی وساخته شد.میگ-25 فاکس بت یک جنگنده ی تک سر نشین است وجهز به دو موتور توربوجت تومانسکی آر-31 ودارای سیستم پس سوز می باشد.این جنگنده همچنین مجهز به موشک های رهگیر شاامل دو فروند موشک(ای-ای-6 اکرید)بدوه که یکی مجهز به سیستم هدایت مادون قرمز ودیگری مجهز به سیستم هدایت راداری می باشد.از دیگر موشک های استفاده شده در جنگنده ی مذکور،یک فروند موشک(ای-ای-8آفید)است که به کمک رادار فایر فاکس هدایت می شوند.میگ-25 قادر است با سرعت 8/2ماخ پرواز نماید وضمن پرواز تا شعاع 1610 مایلی(2580 کیلومتری) به سقف پرواز 80000پایی(24400)متری نیز دست یابد.با توجه به توانمندیهای میگ-25کارشناسان به این نتیجه رسیدند که چنگنده ی مذکور بر ضد هواپیماهای آمریکایی بی-70طراحی گردید؛اما واقعیت امر این بود که جنگنده ی فاکس بت به عنوان یک کجنگنده ی شناسایی و برتر هوایی ،شناخته شده بود.
بدیهی بود که این مسئله وزارت دفاع ایالات متحده را به این فکر وادار نمود که جنگنده ی روسی توانسته است در حد سنجش با جنگنده ی استاندارد نیروی هوایی ایالات متحده یعنی اف-14 قرار گیرد و تحت این شرایط بود که کار ساخت یک جنگنده ی برتر هوایی ،در نیروی هوایی ایالات متحده ،به عنوان یک ضرورت عنوان شد و نیاز به یک هواپیما با بهترین شرایط ممکن در نیروی هوایی احساس گردید.
نیروی هوایی ایالات متحده بر طبق در خواست خود از شرکت های مک دانل وجنرال داینامیکزتقاضا نمود که در خصوص طراحی یک جنگنده که قادر باشد با سرعت حدود 3 ماخ دست یابد و دارای بال ثابت و مجهز به دو موتور با یک سرنشین باشد در اسرع وقت اقدام نماید.


شایان ذکر است انجام پروژه ی مذکور علاوه بر دو شرکت مکدانل و جنرال داینامیکز به شرکت های فیر چایلد ،بوئینگ ،گرومن ،لاکهید ،ووف و نورث آمریکن نیز ارائه وپیشنهاد گردید که فقط سه شرکت مکدانل ،فیر چایلد و نورث آمریکن در مرحله ی عقد قرارداد پذیرفته شدند و مراحل پیشنهاد پروژه تا ماه ژوئن 1969 به اتمام رسید و نیروی هوایی ایالات متحده از ماه جولای تا دسامبر ،ارزیابی های لازم را توسط بخش سیتم های هوانوردی خود به انجام رساند ونهایتا انتخاب شرکت مکدانل داگلاس به عنوان پیمانکار پروژه ی جدید در 23 دسامبر 1969 به طور رسمی اعلام گردید.
انتخاب پیمانکار برنده در انجام پروژه ،تحت مسئولیت مشاور نیروی هوایی ایالات متحده قرار داشت ؛ بنابراین پس از تایید نیروی هوایی با سفارش و خرید جنگنده ی جدید وتجهیز نیروی هوایی ایالات متحده به اف-15 موافقت گردید.
اولین قرارداد منعقد شده در خصوص خرید هواپیماهای جدید ،20 فروند ثبت گردید که شامل 10 فروند جنگنده ی اف-15 و دو فروند نوع آموزشی تی-اف-15-ای وهشت فروند بعدی را نوع تک سرنشین و پیشرفته،یعنی اف-15 ای تشکیل می داد که در واقع مدل مذکور به ترکیب مدل پیشرفته ونهایی خیلی نزدیک بود .
در 26 ژوئن 1972 اولین جنگنده ی اف-15 رسما از خط تولید شرکت مکدان داگلاس واقع درسنت لوئیس خارج شد وطی مراسمی به نیروی هوایی ایالات متحده تحویل گردید.
در ماه جولای جنگنده ی جدید توسط یک فروند هواپیمای ترابری گالاکسی نیروی هوایی ایالات متحده به پایگاه هوایی ادواردز واقع در کالیفرنیا منتقل گردید و پس از مونتاژ نهایی وبازرسی های لازم ، برای اولین پرواز آماده شد و در 27جولای 1972 در زیر درخشش نور زیبای خورشیددر کالیفرنیا اوین حت اف-15 نیروی هوایی ایالات متحده تحویل خلبان آزمایش شرکت مکدانل داگلاس گردید وبه این شکل اولین پرواز آزمایشی اف-15 ثبت گردید.ماموریت اصلی جنگنده ی اف-15 حفظ برتری هوایی و انجام اقدامات ضد هوایی است و در پست فرماندهی تاکتیکی هوایی در نظر کرفت.از ماموریت هایی که در راس عملیات برتری هوایی قرار دارند می توان به انجام عملیات اسکورت وپشتیبانی هواپیماهای فوری در آسمان دشمن وحمله به هواپیماهای مهاجم ،شرکت در نبردهای هوایی با ایجاد اختلال های الکترونیکی ، انجام گشت های هوایی وایجاد پشتیبانی ودفاع تاکتیکی هوایی از موقعیت خودی اشاره کرد.
بر طبق گزارشات پروژه ی توسعه و ساخت جنگنده ی اف-15،ازسخت ترین ماموریت در موارد اعلام شده ، درگیری ونبرد هوایی بر فراز /اسمان دشمن اعلام شده است یعنی جایی که جنگنده ی تهاجمی باید خود را در مقابل حملات متقابل جنگنده های دشمن و آتش پر حجم ضد هوایی (زمین به هوا)حفظ نماید و در واقع این انتظارات عجیب نخواهد بود.


بهره گیری از کیفیت جنگنده های اف-15 به دلیل استفاده از سیستم هیدرومکانیکی رایج یا سیستم تقویت کنترل در پرواز هواپیما به عنوان یک امر برتر یاد شده است ؛ با این حال اف-15 تا پاییز سال 1974 با اصلاحات وتغییرات زیادی تحت عنوان پروژه ی الهای تغییر مهندسی و بیش از39 توصیه و پیشنهاد روبرو گردید که از ازمان آنها 26 مورد در هواپیما اعمال شد و13 مورد از پیشنهادات نیز اصلا مورد توجه قرار نگرفت و رد گردید.
در میان موارد پیشنهادی اعمال شده در هواپیما سه مورد بینهایت مورد توجه قرار گرفت که عبارتند از خمیدگی نوک بالها ،ناپیوستگی در ناحیه داخلی لبه حمله ی سکان افقی متحرک و ترمز هوایی نصب شده در پشت هواپیما.
در ادامه برنامه های آزمایشی شرکت مکدانل داگلاس ، دو مشکل نیز در مورد اف-15 مشخص و اعلام گردید ؛ مشکل اول در ارتباط با به وجود آمدن نوسانات وآشفتگی های جریان هوا بود که به طراحی ساختمان هواپیما مربوط می شود ومشکل دوم در خصوص بارهای وارده بر بال هواپیما در ارتفاعات بود.
بعد از سعی وتلاش فراوان جهت حل مشکلات به وجود آمده می بایست تغییراتی در قسمت نوک بال هواپیما به وجود می آمد ؛ بنابراین الزاما حدود 4فوت مربع (37/0مترمربع) به صورت مورب از نوک بال هواپیما حذف گردید؛ به صورتی که یک خمیدگی در نوک بال هواپیمابه وجود آمد . همچنین در خصوص لرزش درسکان نیز می بایست یک برش در لبه ی حمله ی سکان افقی ا یجاد می شد تا مشکل لرزش ثبت شده در آزمایشات تونل باد منتفی می گردید .
همچنین با استفاده از یک ترمز هوایی بزرگ به ابعاد 20*5/31 فوت مربع( 86/1*93/2متر مربع)که در پشت هواپیما تعبیه شد، هواپیما قادر به ایجاد پسای مورد نیاز خود در زوایای کم گردید و به این صورت تا حد امکان مشکلات منتفی شد.
یکی از جنبه های جالب برنامه ی آزمایش پرواز جنگنده ی اف-15 ساخت و پرواز یک مدل رادیو کنترل از اف-15 بود که توسط یک هواپیمای بی-52 مرکز تحقیقات پروازی سازمان ملی هوانوردی وفضانوردی ایالات متحده در ارتفاع 45000پایی (13700متری)انجام شد و هواپیمای رادیویی از راه دور کنترل گردید.مدل رادیویی اف-15 از آلومینیوم وفایبرگلاس ودر مقیاس8/3ساخته شد و طول بال آن 16فوت(91/4متر)، طول بدنه 23 فوت (28/7متر) و وزن آن حدود 2000پوند(907کیلوگرم)بوده است. کلیه ی عملیات هدایت هواپیما با استفاده از یک سیستم رادیو کنترل از روی زمین صورت می گرفت واف-15 رادیویی پس از انجام آزمایشات پروازی با استفاده از چتر و یک فروند هلی کوپتر در میان هوا بازیافت می شد.
دراول جولای سال 1975 اولین اسکادران از جنگنده های تاکتیکی در پایگاه هوایی لانگلی شکل گرفت ومجدداً واحد عملیاتی مذکور در 9 ژانویه سال 1976 یعنی حدود 6 ماه بعد ، یک فروند دیگر از هواپیماهای خود را نیز تحویل گرفت وتا اواسط
سال1979 جمعا 443 فروند از انواع اف-15 تولید گردید.
مشخصات فنی هواپيما

ساخت :McDonnell Douglas
طول هواپیما :8/63فوت(45/19متر)
فاصله ی بین دو نوک بال :8/42فوت(05/13متر)
بلندی هواپیما:5/18فوت (65/5متر)
تعداد خدمه:اف-15 ای و سی یک نفره و اف-15 بی و دی وایی دو نفره
پیشرانه: دو موتور توربوفن اف-100ساخت پرت اندویتنی
سقف پرواز :65000فوت(19812متر)

منبع : انجمن هوا وفضا

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 16:32  توسط امید  | 
SU 25  Frog Foot سوخو 25 فراگ فوت

 

سوخو ۲۵ را مي توان همتاي روسي هواپيماي « آ -۱۰» ايلات متحده دانست.طراحي هواپيماي پشتيباني نزديک هوايي سوخو -۲۵ از سال ۱۹۶۸ آغاز شد . اولين پيش نمونه اين هواپيما با موتور بدون پس سوز تومانسکي آر.دي.۹ در ۲۲ فوريه ۱۹۷۵ به پرواز در آمد. پيش نمونه دوم با موتوري پر توانتر در سال ۱۹۷۷ پرواز کرد. در همين سال غربيها با برسي عکسهاي ماهواره اي به وجود اين هواپيماي جديد پي بردند.
توليد هواپيماي سوخو -۲۵ در سال ۱۹۷۸ آغاز شد . با وقوع جنگ در افغانستان ؛ اين هواپيما در سال ۱۹۸۲ براي پشتيباني نزديک هوايي از قواي روس و هلي کوپترهاي ميل -۲۴ در رشته کوهها به اين کشور اعزام شد و عملا مورد ارزيابي قرار گرفت ؛ با اين حال سوخو ۲۵ تازه در سال ۱۹۸۴ به مرحله آمادگي کامل رسيد . اين هواپيما نهايتا تا سال ۱۹۹۵ توليد شد و کار بر روي مدل جديدتر آن آغاز شد . توسعه اين هواپيما در سال ۱۹۹۷ باعث بوجود آمدن هواپيماي جديد سوخو -۳۹ شد که بسيار پيشرفته مي باشد.
 

( سوخو ۲۵ سپاه پاسداران )

اين هواپيماي يك نفره براي مسيرهاي كوتاه ساخته شده ولي هر گاه كه دست به كار شود جهنمي از آتش بپا مي كند كه نه انسان و نه تجهيزات آن مي تواند سالم از دستش بيرون بيايد. اين هواپيما كه هدفهايش را بر روي زمين پيدا مي كند با سرعت بسيار كم در مقابل اهدافش ظاهر شده و براحتي هر چه تمامتر آنها را مورد هدف قرار مي دهد.

اتاق خلبان از ۲۴ ميلي متر تيتانيوم ساخته شده كه مانند زرهي مسدود كننده اتاق خلبان را نگهداري ميكند .

لازم به ذکر است که اخيرا نيروي هوايي سپاه تعداد نامعلومي از اين نوع هواپيما را خريداري نموده است ؛ با توجه به اين که از اين نوع هواپيما مي توان براي جنگ هاي الکترونيک نيز استفاده کرد براي همين تاثير بسزايي در تقويت بنيه دفاعي کشورمان خواهد داشت .

مشخصات :

كشور سازنده::::::::::::::::::::::::::::: روسيه

شركت سازنده:::::::::::::::::::::::::::: سو خوي

سال ساخت ::::::::::::::::::::::::::::::۱۹۷۸

خدمه:::::::::::::::::::::::::::::::::::: يك نفر بعضا دونفر

وظيفه :::::::::::::::::::::::::::::::::: جنگنده تهاجمي زميني

طول ::::::::::::::::::::::::::::::::::::۵۳/۱۵ متر

مقدار طول باند براي پرواز :::::::::::::: ۶۰۰ متر

مقدار طول باند براي فرود :::::::::::::: ۶۰۰ متر

وزن :::::::::::::::::::::::::::::::::::: ۹۵۰۰كيلوگرم خود هواپيما

موتور::::::::::::::::::::::::::::::::::: دو موتور توربوجت تومانسکي آر-۱۹۵

حد اكثر سرعت ::::::::::::::::::::::::: ۹۷۵ كيلومتر در ساعت ۸/۰ ماخ

رنج پروازي :::::::::::::::::::::::::::: ۲۵۰۰ كيلومتر

رنج دريايي::::::::::::::::::::::::::::::۹۵۰ كيلومتر

سقف پرواز ::::::::::::::::::::::::::::: ۱۰۰۰۰ متر

رنج حمله::::::::::::::::::::::::::::::: ۱۲۵۰ كيلومتر بدون در نظر گرفتن تانكر هاي اضافي

سوخت گيري در هوا ::::::::::::::::::: اين امكان را ندارد

سوخت داخلي :::::::::::::::::::::::::: ۳۵۰۰ ليتر كه با تانكر هاي اضافي به ۶۰۰۰ ليتر هم مي رسد

تعداد توليد ::::::::::::::::::::::::::::: ۴۰۲ فروند

انواع :::::::::::::::::::::::::::::::::: ۱۰ مدل

تسليحات :::::::::::::::::::::::::::::::

يک قبضه توپ دولوله ۳۰ ميلي متري با نرخ شليک ۳۰۰۰ گلوله بر دقيقه

انواع راکت انداز ؛ راکت ها هدايت شونده ؛ موشکها هوا به سطح و هوا به هوا ؛ بمب هاي ليزري ؛ بمبهاي ضد نفر ؛ بمب هاي خوشه اي ؛ بمب هاي آتش زا ؛ بمب هاي شيميايي و ...

كشورهاي دارنده اين هواپيما :::::::::

۱-جمهوري اسلامي ايران
۲- روسيه ۳- كره شمالي۴- بلغارستان۵- بلا روس۶- چك۷- گرجستان۸- عراق۹- قزاقستان۱۰- مقدونيه۱۱- پرو ۱۲- اسلواكي ۱۳- تركمنستان ۱۴- اكراين ۱۵- آنگولا ۱۶- آذربايجان

(سوخو ۲۵ های سپاه پاسداران در حال پرواز جمع )

(سوخو ۲۵ عراق که مدفون کردن  )

برگرفته شده از وبلاگ موشکی نظامی

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 16:23  توسط امید  | 
Mirage F 1 میراژ اف 1

تکمیل همزمان 2 هواپیمای داسو میراژ اف 1 و جگوار منجر به ورود همزمان آن دو در عرصه هواپيماهای شکاری در سال 1974 شد.ابتدا تصور میشد که ایندو رقبای سرسختی برای هم باشند .در این رقابت که تصور میشد اف1 به مراتب کامیابی بیشتری به دست آورد مشخص شد که درخواست برای هواپیمای دارای انعطاف پذیری عملیاتی گسترده تر بیشتر است و این ویژگی میتوانست به بهترین شکل به وسیله هواپیمایی که در آغاز برای نقش برتری هوایی و ماموریتهای هوا به هوا طراحی شده ،فراهم نماید(همان گونه که با عرضه جنرال داینامیکس F-16 فلکون به بازار جهانی نیز ثابت شد).هردو هواپیمای جگوار و میراژ F1در برگیرنده گوشه هایی از تجربیات برنامه جنگنده ضربت ینوبک/ع(نشست/برخاست کوتاه و عمودی)نيروی هوايی شکست خورده فرانسه بودند که در سالهای پایانی دهه 1950 آغاز شد. میراژIIIV تنها هواپیمای نوبک/ع جهان بود که به سرعت 2ماخ دست یافت. با وجود این،کمی پیش از این که این هواپیما به پرواز در آید نیروی هوایی فرانسه درباره هزینه بالای این جنگنده ابراز نگرانی کرد.بنابراین داسو تشویق شد که به بررسی دیگر طرحهای جایگزین نوبک بپردازد.هدف کلی تولید هواپیمایی با سرعت 2.2ماخ بود که بتوان آن را در ماموریتهای ضریتی هسته ای با شعاع عمل پایین-پایین(lo-lo radius of action)550 کیلو متری نیز به کار گرفت و توانایی نشست و برخاست از باندهای 800متری را نیز داشته باشد.کامیابی نسبی میراژIII پیشگام که صنایع هواپیمایی فرانسه را در 10 سال و مدتی کوتاهی پس از پایان جنگ به طور ناگهانی از هیچ به سطح جهانی رساند،مارسل داسو را در موقعیت استثنایی قرار داد. در ماه مارس 1967 فرانسویان به این نتیجه رسیدند که گزینش جنگنده ای دارای بال هندسه متغیر برای جایگزینی میراژIIIپاسخگوی افزایش هزینه بالای آن نیست و به کارگیری طرح بال پسگرای متوسط در هواپیما مناسبتر تشخیص داده شد.در 18 مه 1967 پیش نمونه میراژF1سقوط کرد که علت اصلی آن اهتزاز(Flutter) گزارش شد.اما این طرح پیش برگزیده شده بود و قرار داد تولید 3 پیش نمونه (که قرار بود 2نمونه آخر دارای موتور 9K-50باشد) در سپتامبر همان سال امضا شد. ادعا میشود که سوخت داخلی میراژ برای سه پرواز 5 دقیقه ای برای رزم در ارتفاع متوسط و با سرعت 1.5ماخ یا پرواز سناسایی در ارتفاع بالا و با شعاع 315 کیلومتر و با سرعت 2.2 ماخ کافی است.با یک مخزن مرکزی و دو موشک سوپر 530 میراژ میتواند در گشت هوایی به مدت دو ساعت و 15 دقیقه پرواز کرده و هدف را تا ارتفاع 20000 متری رهگیری کند. رادار رهگیر سایرانو IV ساخت تامسون CSF از تجهیزات استاندارد F1 هست که در برخی از نمونه ها دارای توانایی نقشه برداری زمینی/دریایی و دوری از عوارض زمین میباشد. در هواپیمای ویژه حمله زمینی ميراژ F1 A (که تنها لیبی و افریقای جنوبی آن را خریداری کرده اند) رادار مسافت یاب آیدا ((AIDAساخت شرکت داسو نصب شده است و در F-1EQ5/ عراقی رادار AGAVE تامسون CSF جایگزین سایرانو4 شد.رادار سایرانو M 4 دارای حالت هوا به سطح،یک سامانه حمله-ناوبری اینرسیایی شرکت ساژم،نشاندهنده سربالای ساخت شرکت تامسون CSF و مسافت یاب لیزری از جمله تجهیزات هواپیمای چند ماموریته F1E (که عراق از این مدل زیاد داشت) میباشند.لازم به ذکر است نيروی هوايی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ايران نيز تعدادی از اين هواپيما را در اختيار دارد که اين هواپيماها از هواپيماهای به جا مانده عراقی در ايران می باشند.آمادگی رزمی اين هواپيما در ايران ۷۰٪ بر آورد می شود.در زمان جنگ ايران و عراق اين هواپيماها به طور وسيعی مورد استفاده نيروی هوايی عراق بوده اند ولی مرزبانان نيروی هوايی هواپيماهای اف ۱۴ مانع حملات هواپيماهای متخاصم عراقی از جمله ميراژ ها بوده اند.

میراژ اف ۱ ایران در مشهد

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 16:13  توسط امید  | 

YF-23 Black Widow II

 


گالری تصاویر

پیش از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی، دو براقدرت رقابتی فشرده و تنگاتنگ برای ساخت انواع جنگنده های پیشرفته باهم داشتند. اندیشه ی به خدمت گیری یک جنگنده – بمب افکن مافوق صوت، رادار گریز با توان مانورپذیری بالا و توان انجام عملیات نظامی مستقل از اپراتورهای رادار زمینی، مدتها پیش از فروپاشی اتحاد شوروی، مدنظر مسئولین عالی وزارت دفاع ایالات متحده بود.



مخفی بودن از رادار، مجهز بودن به رادار چند حالته ی بسیار پیشرفته و داشتن موتورهای بسیار قدرتمند، خصوصیاتی است که از ابتدا مد نظر طراحان YF-23 بوده است. هرچند که طراحی بسیار دقیق بدنه به صورت استلیث و قابلیت حفظ سرعت کروز و بدون استفاده از سیستم پس سوز در حدود 2 ماخ، ضمن حمل حداکثر میزان مهمات، اندکی باعث کاسته شدن از قدرت مانورپذیری این جنگنده ی فوق العاده شده بود. ولی مهندسین طراح، نمونه ی اولیه ی یک جنگنده ی بی نقص را به پنتاگون ارائه کرده بودند. شکل خاص بدنه با انحنا و خمیدگی های خاص، طرحی بسیار هوشمندانه بود که هیچ جنگنده ی شکاری رهگیری در ایالات متحده موفق به رهگیری آن نمی شد ضمن اینکه بازتابش بسیار محدود اثرات بدنه به اپراتور رادار زمینی، توسط سیستم های فوق پیشرفته ECM (ساخت هیوز) خنثا می شد و تقریبن هیچ اثری از این جنگنده در محدوده ی عملیات بر روی هیچ نوع راداری قابل مشاهده نمی بود.
دو نمونه اولیه ی این جنگنده با همکاری و مشارکت فنی دو شرکت نورثروپ و مک دانل داگلاس طراحی و ساخته شد. این دو جنگنده طبق قرارداد منعقده، به سال 1990 به مرکز تست و ارزیابی هواپیماهای نظامی ایالات متحده ارائه شدند.

YF-23 and KC-135


متاسفانه بنا به دلائل ناگفته، جنگنده ی F-22 موسوم به RAPTOR از نظر نیروی هوایی به عنوان برنده ی انتخاب شد.
نیروی هوایی، با اعلام کلی و مبهم محاسن F-22 نظیر کارا بودن (maintainability) ؟ ، وجود عوامل بالقوه ی بهتر جهت توسعه ی طرح در آینده (Greater Potential for Future Development) ؟ و اندکی قیمت کمتر (Slightly Lower Cost) ! آن را (به جای YF-23) انتخاب کرد.
در مدت زمان صرف شده برای انتخاب جنگنده برای نیروی هوایی، یک فروند YF-23 با دو موتور توربوفن ساخت پرات اند ویتنی YF-119 (نوعی که در F-22 به کار رفت) تجهیز شد. پیشتر بر روی YF-23 دوم، موتورهای YF120 ساخت جنرال الکتریک نصب شده بودند.
چهره ی ظاهری YF-23 بر اساس اشکال لوزی شکل طراحی شده است. دو سکان بزرگ عمودی که با زاویه ی زیاد کج شده اند، شکل قسمت انتهایی هواپیما، به شکل دندانه دار است.
این شاهکار صنعت هواپیمایی، اندکی بزرگتر از F-15 ای است که برای جایگزینی آن طراحی شده بود.
امروز در موزه های کالیفرنیا، YF-23 از شاهکارهای صنعت هواپیماسازی، با دارا بودن مشخصه های قوی استیلت (مخفی ماندن از رادار) و تطابق با پرواز کروز مافوق صوت و بدون استفاده از پس سوز، با نگاهی تاسف آور به گذشته خود می نگرد.



برخی مشخصات فنی
پیمانکار سازنده: شرکتهای نورثروپ گرومن و مک دانل داگلاس
ماموریت: رقیب جنگنده ی YF-22 در جریان رقابت تولید جنگنده تحت پروژه ی ATF یا (The Advanced Tactical Fighter)
طول: 67 فوت و 5 اینچ = 6/20 متر
فاصله دو سر بالها: 43 فوت و 7 اینچ = 3/13 متر
ارتفاع از سطح زمین: 13 فوت و 11 اینچ = 3/4 متر
حداکثر وزن برای بلند شدن= 64000 پاوند = 20029 کیلوگرم

نیروی محرکه:
دو موتور توربوفن YF119 ساخت پرات اند ویتنی با کشش 15750 کیلوگرم
یا دو موتور توربوفن YF120 ساخت جنرال الکتریک

سرعت کروز: 2 ماخ (بدون استفاده از پس سوز)
برد: 920 مایل = 800 ناتیکال مایل = 1480 کیلومتر (بدون سوخت گیری)

تسلیحات:
4 موشک AIM-9 (سایدوایندر) در محفظه های درونی حمل مهمات در جنب ورودی هوای موتورها
4 موشک AIM-120 (آمرام) در محفظه ی مخفی حمل مهمات در زیر ورودی هوای موتورها
خدمه: 1 نفر
قیمت: نامعلوم

پایان کار:
به تاریخ 23 آوریل 1991 نمونه جنگنده ی ساخت شرکت لاکهید مارتین به عنوان برنده ی ATF انتخاب شد و YF-23 برای همیشه به تاریخ پیوست.

موجودی YF-23 در ایالات متحده
1 فروند در موزه ی غربی پرواز (Western Museum of Flight) در Hawthorne ایالت کالیفرنیا
1 فروند در موزه ی نیروی هوایی ایالات متحده (موزه ی مرکز تست جنگنده ها) در پایگاه هوایی Edwards (کالیفرنیا)

مبنع

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 16:3  توسط امید  | 
چگونگي شكستن ديوار صوتي 

ابتدا تقسیم بندی کلی بر هواپیماها از نظر سرعت خواهیم داشت. هواپیماها از نظر سرعت به چند دسته تقسیم می شوند:

*هواپیماهای زیر سرعت صوت یا Sub Sonic
*هواپیماهای نزدیک سرعت صوت یا Tran Sonic
*هوپیماهای دقیقاْ در صوت یا Sonic
*هواپیماهای ماورای سرعت صوت یا Super Sonic
*هواپیماهای بسیار بالاتر از سرعت صوت یا Hyper Sonic

سرعت صوت عبارت است از مقدار مسافتی که صوت در یک مدت زمان معین طی می کند. برای مثال سرعت صوت در ثانیه و در سطح دریا و دمای 22 درجه تقریباً 345 متر و سرعت آن در یک ساعت 1240 است. دلیل متغیر بودن سرعت صوت، به میزان فشار هوا یا در حقیقت ارتفاع بستگی دارد. در سطح دریا، سرعت صوت در میزان حداکثر خود و در ارتفاعات بالا کمترین مقدار خود را یعنی حدود 1060 کیلومتر بر ساعت را در در دمای 52 درجه دارد که به این معنی است که در سطح دریا، به دلیل تراکم نسبتاً زیاد ملکول های هوا، صوت با سرعت بیشتری حرکت می کند و مجرد اینکه ارتفاع بالا می رود، فشار هوا تقلیل یافته در نتیجه صوت با سرعت کمتری فضا را پیمایش می کند. به حداکثر سرعت صوت در یک ارتفاع معین ماخ یا Mach می گویند. به این ترتیب سرعت 120 کیلومتر در ساعت تقریباً مقداری معادل 0.1 ماخ داشته و سرعت 950 کیلومتر برساعت تقریباً معادل 0.9 ماخ است (البته بیان سرعت به کیلومتر در ساعت برای درک بهتر است، چه، در غیر اینصورت واحد سرعت هواپیماها بیشتر بر حسب نات یا Knot که معادل 1822 متر است محاسبه گردیده و ارتفاع آنها نیز بر حسب پا یا Foot که هر فوت معادل تقریباً 0.35 متر است محاسبه می شود). سرعت ماخ توسط فرمول سرعت "هواپیما ÷ سرعت صوت محیط" محاسبه می شود.

در حدود سرعت صوت، به دلیل فشردگی بیش از حد هوا در مقابل لبه حمله بال هواپیما، نیروی "برا"ی هواپیما به شدت کاهش پیدا کرده و بالعکس نیروی پس کشنده یا Drag آن به شدت افزایش پیدا می کند؛ تا جایی که بسیاری در زمان های گذشته عقیده داشتند که عبور از چنین سرعتی برای اجسام پرنده ساخت دست انسان غیر ممکن می باشد، اما ورود موتور جت به عرصه هوانوردی، این رویا رنگ واقعیت به خود گرفت. چرا که اگر یک هواپیمای ملخ دار در سرعت 700 کیلومتر بر ساعت به 1000 اسب بخار نیرو نیاز داشته باشد، در سرعت 1000 کیلومتر بر ساعت، همین هواپیما به 30,000 اسب بخار نیرو جهت پرواز نیز خواهد داشت. به همین دلیل این حد را (دیوار صوتی)، Sound Barrier نامیده و گذشتن از آن را غیر ممکن می دانستند.

Image

تصويري از تشكيل يك رنگين كمان در هنگام شكستن ديوار صوتي به وسيله  F_15 به دليل برخورد نور خورشيد و زاويه ديد بيننده

چگونگی شکستن دیوار صوتی:

با نزدیک شدن هواپیما به سرعت صوت، تولید امواج ضربه ای یا Shockwave ها بر روی بال ها شروع می شود. هر چه سرعتی که هواپیما در آن سرعت موجب تولید امواج ضربه ای می شود بیشتر باشد، آن هواپیما از آیرودینامیک بهتری برخوردار است. این امواج حالتی را شبیه به کوبیدن رو بال ها پدید می آورند و این حالت ناپایداری تا جایی ادامه می یابد که ممکن است فرامین هواپیما به کلی از دست هدایت کننده آن بیرون رود. سرعتی را که تولید امواج ضربه ای در آن برای یک هواپیما شروع می شود، عدد ماخ بحرانی یا Critical Mach می نامند. اما بعد از شکست دیوار صوتی و گذشتن از آن این حالت از بین رفته و فرامین به حالت اصلی خود باز می گردند. گفتیم که نزدیکی هواپیما به سرعت صوت، تولید امواج ضربه ای را در پی دارد. هر موجود پرنده ای در حالت پرواز، فشار های گوناگونی تولید کرده و فشار های متفاوتی نیز از سوی او بر محیط اعمال می شود و عملاً نظم فشار محیط را بهم می زند. تا قبل از سرعت صوت، هر موجی که از سوی هواپیما تولید می شود، از آن دور شده و اثری بر آن نخواهد داشت. اما با تقرب هواپیما به سرعت صوت، دیگر تقریباً امواج فرصت دور شدن از لبه حمله بال هواپیما را نداشته تا جایی که دیگر اصلاً موقعیتی برای فرار آنها وجود نداشته و چون هواپیما نیز همسان با سرعت صوت حرکت می کند، صدای تولید شده توسط هواپیما در هر لحظه جمع شده و با تجاوز از سرعت صوت، صدای مهیب و انفجار مانندی به گوش می رسد که همان نتیجه شکستن دیوار صوتی است.

Image

Image

Image

برگرفته شده از انجمن هوا و فضا

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 15:51  توسط امید  | 
 Mig.31 آتشي از جهنم

MIG.31 آتشي از جهنم

جنگنده ي MIG.31
اين جنگنده را بايد نخستين جنگنده ي نسل پنجم روسيه دانست جنگنده اي كه مي تواند هر نوع هدف پرنده اي را با هر سرعتي رهگيري كند.بد نيست بدانيد كه سريعترين جنگنده ي جهان هم هست.اين جنگنده برداستي مسترك از قدرت وسرعت MIG.25 و سيستم جنگ افزاري F.14 بطوري كه آن را رقيبي جدي براي رهگيرهايي همچون F.14 و F.15 بحساب مي آيد اما تاريخچه بدنبال ساخت بمب افكن هاي دور برد و پرسرعت توسط غرب بخصوص پروژه ي بمب افكن (XB-70) نيروي هوايي روسيه براي دفاع از مرزهاي غربي و شمالي براي جنگنده اي رهگير با ارتفاع زياد پروازي همچنين سرعت زياد و سيستم جنگ افزاري كارامد اعلام نياز كرد بدنبال اين اعلام نياز شركت ميكويان بر مبناي MIG.25 شروع بتكميل يك رهگير جديد نمود و آن را MIG.31 ناميد كه بلافاصله وارد خدمت شد البته هنوز هم جنگنده ي خوبي محصوب مي شود
MIG.31 مي تواند همزمان 10 هدف را از فاصله ي 200 كيلومتري رهگيري كند و روي 4 هدف قفل نمايد (گفته مي شود سيستم راداري آن برگرفته از F.14 است) موشك هاي R.33 آن يكي از دور برد ترين و كارامدترين موشكهاي هوايي است(البته در حد فينيكس نيست اما با احتمال برخورد 88% موشك واقعا خوبي است)
رادار آن را بايد اوج تكنولوژي اين هواپيما دانستاين رادار كه راداري جديداز نوع تشعشع مرحله اي با پردازنده اي ديجيتال است كه بعد ها زالسون نام گرفت اين رادار قويترين رادار هوايي دور برد در اين كلاس محصوب مي شود اين هواپيما بعنوان اولين بار در روسيه بتقليد از F.14 موشك هاي خود را در زير بدنه جا داد از نظر جنگ افزار اين جنگنده واقعا قوي است موشك هاي هولناك ميانبرد R.40 بهمراه R.77 موشكهاي دور برد R.33 و موشكهاي كوتاه برد R.60 ,R.27 همچنين توپ23 mm قدرت آتش اين جنگنده را بشكل هولناكي افزايش داد
اين جنگنده ي زيباي روسي را بايد يكي از قويترين جنگنده هاي رهگيري هوايي دانست
مشخصات:
ابعاد:
Height: 6.60 m
Length : 21.5 m)

موتور: دو دستگاه Tumanski R-15BD-300 با رانش 49.78kN

بيشينه سرعت: 2.83 ماخ با سلاح و 3 ماخ بدون سلاح
با تشکر از سایتforump30word

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 19:27  توسط امید  | 
 F-20 ببر كوسه در آسمان




برنامه ي تايگر شارك بدنبال درخواست نيروي هوايي آمريكا براي جنگنده اي سبك براي برنامه ي جنگنده ي تاكتيكي ويژه از سوي گرومن ارائه گرديد هدف اين برنامه پيدا كردن جنگنده اي تاكتيكي براي آمريكا و متحدانش بود
بر اين اساس شركت گرومن بر اساس جنگنده ي موفق F.5 اين طرح را ارائه نمود F-20 اولين بار در تاريخ 30 آگوست 1982 اولين پرواز خود را انجام داد
F-20 از دو موتور F404 با رانش 17,000 پوند استفاده مي كرد كه بيشينه سرعتي برابر 2 ماخ به آن ميبخشيد اين جنگنده قرار بود از يك رادار مركب با برد 48 كيلومتر با قدرت نگاه به پايين و بالا تا برد 31 كيلومتر و كامپيوتر معموريتي با امكان كنترل جنگ افزاري بهبود يافته
اما مهمترين برتري اين جنگنده را بايد بالاترين آهنگ قلتش آن دانست كه از تايگر به ارث برده بود اين جنگنده ميتوانست فشار تا 9 جي را تحمل كند البته خلبان بيچاره شايد نتواند
اين جنگنده ميتوانست تا ميزان 6,800 پوند مهمات را حمل نمايد براي نبرد هاي هوابه هوا ميتوانست تا 6 فروند سايد وايندر باخود داشته باشد
مشخصات:


موتور: دو دستگاه General Electric F404 با رانش 17000 پوند

ابعاد:Length 46 ft 6 in
Height 13 ft 10 in

سرعت:2ماخ
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 19:17  توسط امید  | 
 F-7 ماهي مرده

F-7 ماهي مرده


F-7 و يا به قول خود چينيها J-7 اين جنگنده ساخت شركت شينيانگ چين است و در اصل نسخه ي چيني جنگنده هاي MIG-21 است كه در چين بصورت تحت امتياز توليد گرديده البته چيني ها در طول اين سالها تغييرات عمده اي در اين جنگنده داده اند من جمله اينكه بالاها از نو طراحي گرديد و مساحت كلي بالها افزايش يافت الكترونك پروازي و راداري با انواع فرانسوي تعويز شد نمايشگر هاي hud بر روي آنها اضافه گرديد
در مورد سلاح هم از انواع PL-7 (موشك R-60 روسي كه در چين مهندسي معكوس شده)و توپ 20 ميليمتري البته اين هواپيما در درجه اول يك رهگير است!!!!(البته من بعيد ميدونم امروزه كگاري ازش بر بياد بهر حال اين پرنده ي پيرترن جنگنده ي در حال توليد در جهان است يه چيزي تو مايه هاي پيكان خودمون و جالب اينكه بيشتر تعداد توليد هواپيماي جت هم به نام خودش كرده تا حالا بيش از 11 هزار فروند J-7/MIG.21 براي 21 كشور توليد گرديده اين هواپيما بقدري زياده كه همين چند وقت پيش يه تاجر چيني يكيشو تو يه حراج خريدّ!!!!؟البته تو جنگها هم مثل ابر بهار شكار ميشه بيشترين خريدارش هم پاكستانه كه هنوز هم ميخره
در مورد موتورش چينيا ها از موتور Liyang Wopen-7B استفاده كردن كه سرعتشو به بيش از 2.05 ماخ ميرسونه (سريعه نسبتا)
به هر حال هيچ آينده اي براي اين ماهي مرده(اسم اين هواپيما فيش بد است كه به معنيه ماهي مرده يا ماهي خابيده ميشه) قابل تصور نيست
مشخصات:

موتور:Liyang Wopen-7 با رانش 59.82 kN

بيشينه سرعت:2.05 ماخ

ابعاد:
(48.83 ft (14.89 m) including probe
Wingspan 23.46 ft (7.154 m)
Height 13.46 ft (4.10 m)

سلاح:PL-2, PL-5, PL-7, Magic و....
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 19:15  توسط امید  | 
10 Ef.2000 تايفون هاي آتشين باز مي گردند

EF.2000 تايفون هاي آتشين باز مي گردند



سلام
ببخشيد(براي بار چندم) بدليل مشغله ي زياد دير بدير ميرسم تاپك آپديت كنم دوستان لطف كنن و من از نظرات خودشون آگاه كنن در ضمن با راه اندازي دوباره نظرخواهي مي تونيد به مطالب خودتون راي بديد(راستي اسم تاپيكم ديدم چون توي مطالب علمي بهتر اسمش هم رسمي تر باشه تا دوستاني كه دنبال مطالب هوايي مي گردند راحت تر پيدا كنن
اين بار بدليل در خواستهاي دوستان به معرفي جنگنده ي يورو فايتر تايفون يا به اختصار EF.2000 مي پردازم و از دفعه ي بعد به بررسي نكاتي در صنايع هوايي خواهم پرداخت(راستي بخش صنايع هوايي هم در سايت انجمن علمي دانشجويان راه اندازي شد(يك بخش كامل))
اول در مورد نام آن تايفون ,تايفون نام پرده اي افسانه اي و آتشين است در افسانه هاي يونان باستان اين پرنده ي هولناك را مادر زمين بوجود آورد و به نبرد با خدايان المپ فرستاد او زئوس خداي خدايان را اسير كرد(البته بعدها كشته شد (همه اينها افسانه است))
خوب حالا بريم سر واقعيات شايد بتوان گفت تايفون بزرگترين پيشرفت اروپا براي طراحي مشترك يك هواپيماي پيشرفته است ,در بسیاری از موارد، یورو فایتر، یکی از پیشرفته ترین جنگنده هایی به شمار می آید که تا کنون سینه آسمان را شکافته است.این هواپیما، به منظور ایجاد استقلال هوایی از هواپیماهای آمریکایی توسط اروپاییان طراحی شده چون بسياري از كشورهاي اتحاديه اروپا از نظر هوايي به آمريكا وابسته اند
تايفون بدليل شكل نوين طراحي آيروديناميكش بسيار مانور پذير و چابك است . سيستم كنترلي آن بسيار پيشرفته و هوشمند است اولين هواپيمايي ست كه خلبان آن به طور مستقيم آن را هدايت نمي كند بلكه فرامين به كامپيوتر هواپيما داده مي شود و پس از پردازش به قسمتهاي مربوطه مثل موتورها,شهپرها و.... منتقل مي شود
تاپيفون براي رانش از دوموتور EJ200 استفاده مي نمايد كه سرعت آن را به حد اكثر 2 ماخ مي رساند يكي از مزيتهاي اين هواپيما امكان پرواز آن از باندهاي كوچك است تايفون مي تواند از باندي 700 متري براحتي پرواز كند اين هواپيما از بالهاي دلتا شكل استفاده مي نمايد و دم ندارد يعني بالها تا امتداد بدنه گسترده شده اند به جاي دم در جلوي بدنه منتقل شده(اصطلاحا به آنها كانراد مي گويند) توجه داشته باشيد اين شيوه اين مزيت را دارد چون دیر استال یا وامانده شدن را دارند اما به دلیل نقایص و عیب های دیگری که دارند، همه ي شركتهاي هوايي از اين شكل استفاده نمي كنند لازم بزكر است فرانسه معمولا از شكل دلتا در ميراژ ها و ديگر توليدات داسو استفاده مينمايد
در نبرد هاي هوايي اروپاييان آن را رقيبي خطرناك براي SU.30 و F.15K مي دانند كه البته با ورود نسل جديد موشكهاي هوا به هواي اروپايي چندان هم دور از ذهن نيست
مشخصات:
موتور: دو دستگاه Eurojet EJ2000 با رانش 180 kN

بیشینه سرعت: 2 ماخ

ابعاد:
Length 47.58 ft (14.50 m)
Wingspan 34.46 ft (10.50 m)
Height 21.00 ft (6.40 m)

سلاح: AIM-120 AMRAAM, Apside, ASRAAM ,27-mm Mauser cannon ,و.......................
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 19:7  توسط امید  | 
 

مسراشمیت ام‌ئی ۲۶۲

مسراشمیت ام‌ئی ۲۶۲ نخستین جنگنده جت جهان است. این هواپیما را شرکت مسراشمیت می‌ساخت و در اواخر جنگ جهانی دوم به‌کار گرفته شد ولی تأثیر چندانی در سرنوشت جنگ نداشت. بعد از جنگ نکات طراحی آن منبع طراحی جنگنده‌های دیگر جهان شد.

پيش فرض

مسراشمیت ب‌اف ۱۰۹

مسراشمیت ب‌اف ۱۰۹ جنگنده اصلی آلمان نازی در جنگ جهانی دوم بود. این هواپیما را ویلی مسراشمیت در اوائل دهه ۱۹۳۰ طرح کرد و شرکت مسراشمیت آن را می‌ساخت. ب‌اف ۱۰۹ دارای مشخصات جدیدی (مانند بدنه تمام فلزی و اتاقک بسته و چرخ جمع‌شونده) بود که آن را از جنگنده‌های قبلی متمایز می‌کرد.

پيش فرض میگ-۱

میگ-۱ یکی از جنگنده‌های شوروی در طی جنگ جهانی دوم بود که اگر چه کنترل آن بسیار سخت می‌نمود، اما از آن برای پایه ریزی میگ-۳ استفاده گردید، هواپیمایی که ثابت کرد توانایی ایفای نقش بعنوان هواپیمای رهگیر بلند پرواز را دارد و همین امر سبب کسب شهرت و وجهه جهانی برای تولید طراحانش شد.








تاریخچه
میگ-۱ در پاسخ به نیاز جبهه‌ها و درخواست نیروی هوایی شوروی در ماه ژانویه ۱۹۳۹به جنگنده‌ای با موتور خطی ساخته شد. درابتدا هواپیما طراحی شده توسط تیم ساخت پولیکارپف، I-۲۰۰نام نهاده شد و کار خود را در ژوئن ۱۹۳۹، تحت نظارت و کنترل نیکولای پولیکارپف و دستیارش تتیویکین آغاز نمود. پولیکارپف شخصا به استفاده از موتورهای دایره‌ای علاقه داشت، بهمین دلیل در آن زمان طرح را بر اساس نقشه I-۱۸۰ ساخته شده توسط خودش پیش برد،اما زمانی که موتور خطی پرقدرت Mikulin AM-۳۷ ساخته شد او تصمیم به استفاده از موتور جدید در جنگنده در حال ساخت گرفت.

تصمیم درستی که وی در این زمان گرفت موجب ساخت کوچکترین هواپیمای ممکن در آن زمان شد، بموجب آن توانست از وزن و پسای آن بکاهد، که در واقع فلسفه اصلی ساخت هواپیماهای کوچک بود. همانطوری که پیش بینی می‌شد، هواپیما قادر بود تا به سرعت۶۷۰کیلومتر بر ساعت ۴۱۷) متر بر ساعت) برسد. در آگوست ۱۹۳۹ پولیکارپف کم کم از محبوبیتش نزد استالین کاسته شد. در نتیجه، وقتی پولیکارپف در نوامبر ۱۹۳۹ برای بازدید از کارخانه صنایع هوایی آلمان از شوروی خارج شد، مسئولین وقت تصمیم به پراکنده کردن تیم ساخت وی گرفتند و نهاد جدیدی را بنام بخش ساخت آزمایشی یا OKO تاسیس کردند، که توسط میکویان و گورویچ رهبری می‌شد با این وجود آنها تا ژوئن ۱۹۴۰ به کار بر روی پروژه پولیکارپف ادامه دادند. تحقیقات آتی موجب طراحی I-۲۰۰ شد که البته نتوانست شهرتی را که سازندگانش در سالها بعد بدست آوردند برای خود کسب کند.

در نهایت تحقیقات منجر به ساخت هواپیمایی کاملا متعارف گردید که اگرچه نیروی محرک در نظر گرفته شده برای آن بموقع حاضر نشد اما طبق برنامه در ۵ آپریل ۱۹۴۰ هواپیما به پرواز در آمد. در واقع، هواپیما توسط نیروی محرکه AM-۳۵ که کمی ضعیفتر بود به پرواز در آمد با این حال شوروی توانست رکورد سرعت را با ۴۰ کیلومتر بر ساعت(۲۵ متر بر ساعت) بشکند. با این وجود هرگز به سرعتی که در ابتدای کار برای آن در نظر گرفتند نرسید. در ۳۱ می‌۱۹۴۰، موتور I-۲۰۰ به سرعت در خط تولید قرار گرفت. بر خلاف دیگر طرحهای رقیب مانند I-۲۶(یاک-۱) و I-۳۰۱(LaGG-۳)، I-۲۰۰ آزمایشهای مورد نظر را درماه آگوست با موفقیت پشت سر نهاد. با پایان سال، این مدل به اسکادرانها جهت آزمایش تحویل داده شد. در اینجا بود که معلوم شد Wing Loading (وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر آن) بالا در هواپیمای کوچک تولید مشکلات آزار دهنده در هدایت و کنترل هواپیما می‌کند،مشکلاتی که شامل واماندگی و چرخش و کاهش پایداری در مسیر حرکت می‌شدند.

میکویان و گورویچ به محض اطلاع از این مشکلات در صدد رفع این نقایص بر آمدند و تغییرات بسیاری را در طرح اعمال کردند. آنها همچنین با افزودن به حجم باک برد هواپیما را افزایش دادند. هواپیمای بهینه شده در ۲۹ اکتبر ۱۹۴۰ به پرواز در آمد. از ۹ دسامبر ۱۹۴۰، بر طبق سیستم نامگذاری جدید، ۱۰۰ فروند اول از I-۲۰۰ را میگ-۱ نام نهادند، بعد ازاولین تجربه میکویان و گورویچ در ساخت هواپیما هواپیمای پیشرفته بعدی آنها، میگ-۳ نام نهاده شد.



کشورهای بکار گیرنده
شوروی



مشخصات عمومی
خدمه : یک نفر
طول: ۱۶/۸ متر (۲۶ فوت ۹ اینچ)
طول بالهای هواپیما: ۲۰/۱۰ متر (۳۳ فوت ۵ اینچ)
ارتفاع: ۶۲/۲ متر (۸فوت ۷ اینچ)
مساحت بال: ۵/۱۷ متر مربع
مقطع ایرودینامیکی: Clark YH
وزن بدون بار: ۲۶۰۲ کیلوگرم
وزن با بار: ۳۰۹۹ کیلوگرم
حداکثر وزن هنگام بر خواستن هواپیما: ۳۳۱۹ کیلوگرم
نیروی محرک: یک موتور Mikulin AM-۳۵ با خنگ کننده مایع ((۱۳۵۰ hp V-۱۲، ۱۰۰۷ kW



عملکرد
حداکثر سرعت : ۶۵۷ کیلومتر بر ساعت
برد : ۵۸۰ کیلومتر
سقف پرواز : ۱۲۰۰۰ متر
میزان صعود: ۸/۱۶ متر بر ثانیه
نسبت وزن کل به مساحت یال: ۱۷۷ کیلوگرم بر متر مربع
توان بر جرم : ۳۲/۰ کیلو وات بر کیلوگرم


جنگ افزار
یک مسلسل بی اس ۷/۱۲ میلی متری
دو عدد مسلسل اس اچ کا اس ۶۲/۷ میلی متری
پيش فرض میگ-۳

میگ-۳ یکی از جنگنده‌های شوروی در جنگ جهانی دوم بود. در واقع ساختار اساسی آن همان میگ-۱ بود که مشکلاتی که در هدایت و کنترل میگ-۱ وجود داشت را مرتفع کرده بود. عملکرد این نمونه جدید تا حدودی با موفقیت همراه بود, با این وجود بعد از مشخص شدن معایب بسیار پس از آزمایشهای پروازی میگ-۱, میکویان و گوروپچ تغییرات بسیاری را بررسی و اعمال کردند. بارزترین این تغییرات عبارت بودند از دو برابر کردن لایه‌های سطحی خارجی بالها بمنظور افزایش استحکام بالها, کشیده تر کردن دماغه هواپیما و جابجایی موتور و در نتیجه انتقال مرکز ثقل به قسمتهای جلویی. این تغییرات به سرعت در خطوط تولیدی میگ-۱اجرا شد,و تا مارچ ۱۹۴۱,روزانه ۱۰ فروند از این هواپیماها تولید و روانه پایگاههای هوایی می‌شد. این تولیدات مدت زیادی درون آشیانه‌ها باقی نماندند,قبل از آغاز مخاصمه رسمی میان آلمان و شوروی چندین درگیری هوایی میان این جنگنده‌ها با هواپیماهای Junkers Ju ۸۶ reconnaissance آلمان حادث شد. در زمان آغاز عملیات بارباروزا,بیش از ۱۲۰۰ فروند از این نوع هواپیما در شوروی تولید شده بود. میگ-۱ اساسا برای پرواز در ارتفاع بالا طراحی شده بود و این دقیقا نقطه قوت جنگنده‌های جدید میگ-۳ بود. زمان برای یک چرخش دایره‌ای کامل از ۵/۲۶ ثانیه به ۲۳ ثانیه بهبود یافت. با این وجود اکثر درگیریها میان نیروهای آلمانی و شوروی در ارتفاع بسیار پایین اتفاق می‌افتاد,جاییکه این جنگنده‌ها کارایی اصلی خویش را به نمایش نمی‌گذاشتند. تلاشهای بسیاری برای تبدیل این هواپیما به یک هواپیمای شکاری کوتاه پرواز صورت گرفت اما پس از مدتی بطور کامل از چرخه تولید خارج گردید. پاشنه آشیل میگ-۳ موتور AM-۳۵ آن بود بنابراین میکولین تمام توجه خود را بر روی تولید موتور AM-۳۸ برای هواپیمای ایلوشین-۲ اشتورمویک متمرکز کرد. تلاشهایی هم برای جایگزینی موتور آن با AM-۳۷ صورت گرفت. این موتور قرار بود برای میگ-۷ استفاده شود اما این موتور از دور خارج شده کل پروژه را از حرکت واداشت. از بهار ۱۹۴۲ به بعد ,هواپیماهای میگ-۳ تولیدی از خطوط مقدم رزم به اسکادران دفاع هوایی منتقل شدند و تا پایان جنگ همچنان بعضی از این مدلها به انجام وظیفه خود ادامه می‌دادند.

یکی از راه حلهای نهایی برای نجات این جنگنده مجهز کردن آن به موتور رادیال Ash-۸۲ بود, که بطور مشابه در تبدیل هواپیمای LaGG-۳ به Lavochkin La-۵ مشارکت داشت. I-۲۱۰ و I-۲۱۱ نمونه‌های نخستینی بودند که انتخاب شدند, و آنقدر خوب از آب در آمدند که از آنها در میگ- ۹(با مدلهای جت تفاوت دارد) استفاده شد. با این وجود ,La-۵ در حال تولید بود و I-۲۱۱ حرفی برای گفتن در نیروی هوایی نداشت.

در طی سالهای جنگ, میکویان و گوروپچ به توسعه میگ-۳ در زمینه استفاده در ارتفاع بلند ,که در واقع از ابتدا هم برای استفاده به این منظور تولید شده بود, ادامه دادند و این تلاشها منجر به ساخت سری بسیار بزرگتر و قدرتمندتر I-۲۲۰ تا I-۲۲۵ شد. اما جنگهای هوایی که در آسمان آلمانها اتفاق می‌افتاد گویای این حقیقت بود که دوره طلایی استفاده از موتورهای پیستونی در هواپیماها در حال افول بود و دیگر سفارشی برای ساخت دریافت نمی‌شد. بعضی منابع هم طرح میگ-۷ را با یکی از این هواپیماها در هم می‌آمیختند.

دو نمونه آخر یعنی I-۲۳۰ و I-۲۳۱ به نمونه اصلی میگ-۳ شباهت زیادی داشتند و موتور آنها به نحو چشمگیری سبکتر بود,اما این مدلها تحویل واحدهای دوم جبهه‌ها شدند و چندان هم مورد استقبال نیروی هوایی قرار نگرفتند.




کشورهای بکار گیرنده
شوروی

مشخصات عمومی

خدمه: یک نفر
طول: ۸٫۲۵ m
طول بالهای هواپیما: ۱۰٫۲۰ m (۳۳ ft ۵ in)
ارتفاع : ۱۷٫۵ m۲
وزن خالص: ۲٬۶۹۹ kg
وزن کل: ۳٬۳۵۰ kg
حداکثر وزن حین بر خواستن: ۳٬۴۹۰ kg
نیروی محرک: ۱ x Mikulin AM-۳۵A مایع خنک V-۱۲, ۱٬۰۰۷ kW(۱٬۳۵۰ hp)



مشخصات فنی
حداکثر سرعت :۶۴۰ km/h
برد : ۱٬۲۵۰ km
سقف سرویس دهی : ۱۲٬۰۰۰ m
نرخ بر خواستن : ۱۴٫۷ m/s
بار اعمالی بر روی بالها :۱۹۱ kg/m۲
قدرت / جرم : ۰٫۳۰ kW/kg

جنگ افزار
۱ x ۱۲٫۷ mm UBK machine gun
۲ x ۷٫۶۲ mm ShKAS machine guns
وزن آتش ۱٫۴۴ kg/s. UBK از میان یک دیسک گردان با سرعت ۱٬۰۵۰ rpm و به کمک مواد منفجره PETN شلیک می‌کرد. بعضی از مدلهای میگ-۳ مجهز به ۲ اسلحه UBK بر روی بال بودند که البته موجب کاهش کیفیت پرواز می‌شد.
۲ x ۱۰۰ kg بمب و یا ۶ x ۸۲ mm RS-۸۲ راکت
پيش فرض

پ-۴۷ تاندربولت



پ-۴۷ تاندربولت یکی از جنگنده‌های اصلی آمریکا در جنگ جهانی دوم بود. این هواپیما را شرکت ریپابلیک به سفارش دولت آمریکا ساخت. تاندر بولت هواپیمائی مستحکم و سریع بود که در بیشتر عرصه‌های جنگ دوم حضور داشت. اگرچه در اصل به‌عنوان جنگنده طرح شده بود ولی بعدها در ماموریت‌های حمله به هدف‌های زمینی و به‌عنوان جنگنده/بمب‌افکن نیز به‌کار می‌رفت.

ده فروند از این هواپیما پس از جنگ به دولت ایران فروخته شد و در آن زمان بهترین جنگنده ایران به شمار می‌رفت.

نام این هواپیما را در منابع مختلف فارسی سندربولت، ساندربولت و تندربولت نیز گقته‌اند.


پيش فرض

پ-۵۱ ماستنگ

پ-۵۱ ماستنگ جنگنده دوربرد آمریکائی ساخت شرکت نورت آمریکن بود که در سال‌های میانه جنگ جهانی دوم به‌کار گرفته شد. نقش اصلی این هواپیما در همراهی و مراقبت از بمب‌افکن‌ها در بمباران آلمان بود. در سال‌های پایانی جنگ در عرصه نبردهای اقیانوس آرام نیز به‌کار رفت. ماستنگ را بهترین جنگنده جنگ دوم می‌دانند.

با پایان جنگ جای این هواپیما را جنگنده‌های جت گرفتند ولی تا دهه ۱۹۸۰ همچنان در برخی کشورها از آن استفاده می‌شد.

 
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 14:33  توسط امید  | 
 

اف-۸۴ تاندرجت

اف-۸۴ تاندرجت هواپیمای جنگنده/بمب‌افکنی بود که شرکت هوانوردی ریپابلیک به سفارش نیروی هوائی ایالات متحده در اواخر دهه ۱۹۴۰ می‌ساخت. این هواپیما نخستین جنگنده جدیدی بود که بعد از جنگ جهانی دوم در آمریکا ساخته می‌شد.

دولت ایران نیز چند فروند از این هواپیما خرید. اف-۸۴ نخستین هواپیمای جت ایران بود.

اف-۸۶ سیبر

اف-۸۶ سیبر هواپیمای جنگی آمریکائی بود که شرکت نورت آمریکن ایویشن به سفارش نیروی هوائی ایالات متحده در اواخر دهه ۱۹۴۰ می‌ساخت.

دولت ایران نیز چند فروند از این هواپیما خرید. تیم آکروجت نیروی هوائی ایران نیز از آن استفاده می‌کرد.


  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 14:29  توسط امید  | 
10 X.32 قورباغه چاق

X.32 قورباغه چاق


ابتدا از تمام دوستاني كه اظهار لطف كردند كمال تشكر را دارم مهدي جان از شما هم تشكر مي كنم

اين هواپيما كه توسط بخش نظامي بويينگ (بويينگ با خريد شركت مكدانل داگلاس به بازار هواپيما هاي نظامي وارد شد) براي رقابت در برنامه ي جنگنده ي ضربتي مشترك(JSF) ساخته گرديد. كارايي هاي اين هواپيما بسيار شبيه به x.35(يا همان f.35) رقيبش بود
اما ايراداتي هم داشت اين طرح هيچگاه نتوانست به اهدافي كه براي آن ساخته مي شد برسد هميشه يك پله از رقيبش پايين تر بود بزرگي بدنه ي آن موجب شده بود به آن لقب قورباغه چاق را بدهند البته لقب بدتري هم داشت بين خودمان باشد (به نام مونيكالوينسكي )كه منشي و معشوقه كلينتون بود خوب بگذريم در صنعت هوايي هميشه مي گويند هواپيماي زيبا خوب هم پرواز ميكند البته بگم مهمترين دليل انتخاب f.35 ارزان تربودن و باتجربه تر بودن لاكهيد و پنهانكاري بيشتر آن بود در ضمن قابليت عمود پرواز بودن با شيوه اي بهتر چون در اين مدل(x.32) ايراداتي داشت كه مربوط به اندازه ي بدنه و جايگاه دريچه هاي زيرين بود كه كمي تعادل را برهم مي زد (بويينگ تصمصم گرفته بود از توليد مستقيم نيروي رانش عمودي استفاده كند كه اين يعني وزن بيشتر)واما مزايا : نگهداري x.32 هزينه كمتري داشت و دوره ي عمر آن نيز بيشتر بود اما اين مزايا نتوانست جلوي شكست بويينگ را بگيرد در پايان



مشخصات:

بيشينه سرعت: Mach 1.5

موتور: يك دستگاه Pratt & Whitney F119-614C turbofan با رانش 155 kN

ابعاد:
Length (X-32A) 47.42 ft (14.47 m)
(X-32B) 46.00 ft (14.03 m)
Wingspan (X-32A) 36.00 ft (11.00 m)
(X-32B) 30.00 ft (9.15 m)
Height 13.33 ft (4.07 m)

سلاح: آزمايش هاي تسليحاتي اين هواپيما هيچگاه تكميل نشد بنابر اين هيچ ليست درستي در دست نيست
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 14:27  توسط امید  | 
10 Rafale گرگ آسمان

Rafale گرگ آسمان


تا اينجا تمام هواپيما هايي را كه معرفي كردم ياآمريكايي بود يا روسي اما اين بار يك جنگنده ي فرانسوي را معرفي مي كنم
فرانسه را بايد يكي از بزرگ ترين كشور هاي سازنده ي هواپيما در كنار آمريكا و روسيه دانست
شركت داسو با هواپيماهاي جنگي سري ميراژ و مسافربري فالكن ديگر يكي از رقباي قدرتمند بازار هاي بين المللي است
جنگنده ي زيباي رافال آخرين ساخته ي اين شركت كه وارد خدمت هم شده(يكي از هواپيما هايي كه در ناو شارل دوگل خدمت مي كند) جنگنده اي است ضد رادار اما با تكنولوژي متفاوت اين هواپيما بجاي استفاده كردن از مواد جازب رادار در بدنه خود از شكل هندسي بخصوصي بهره ميبرد كه آن را از ديد رادار مخفي نگاه مي دارد(توجه كنيد كه اينكه يك هواپيما ضد رادار است به اين معني است كه شعاع رديابي رادار هاي دشمن چه زميني و چه هوايي بسيار كاهش مي يابد و بازتاب راداري آن نيز كوچك مي شود به طور مثال جنگنده f.22 اگر در رادار ردگيري شود به اندازه ي يك توپ بيسبال ديده ميشود كه تقريبا نامرئي است)البته بايد توجه كنيد كه رافال كمتر از جنگنده هاي آمريكايي ضد رادار است اما در نوع خود خوب است رادار آن از برد 70 تا 100 كيلومتري هدف را ردگيري مي كند كه به دليل ضد رادار بودن خودش ديرتر كشف ميشود و در نبرد هاي داگ فايت هم موشك هاي مژيك كارايي خوبي دارند كه به همراه مانور پزيري بالاي اين هواپيما برتري در نبرد را به همراه دارد در واقع ميتوان آن را يكي از برگ هاي برنده ي هر نيروي هوايي دانست مشخصات:

بيشينه سرعت: Mach 2.0

ابعاد:
Length 50.21 ft (15.30 m)
Wingspan 35.77 ft (10.90 m)
Height 17.54 ft (5.34 m)

موتور: دو دستگاه SNECMA M88-3 afterburning turbofans با رانش174.0 kN

سلاح: يك توپ DEFA 791B cannon و MICA missile,ASMP nuclear weapon, AS.39 Exocet, AS.30 ,227/1000 kg LGB bombs و...................
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 14:26  توسط امید  | 
10 F/A-18 horent ببري در پوست زنبور

F/A-18 horent ببري در پوست زنبور

جنگنده ي f/a.18 را مي توان به واقع اسب كاري نيروي دريايي آمريكا دانست اين هواپيما در پاسخ به نياز نيروي در يايي آمريكا براي هواپيمايي چند منظوره با قابليت حملات زميني و همچنين قابليت هاي دفاع هوايي و همچنين جايگزيني f.4 هاي نيروي دريايي ارائه شد(توسط لاكهيد مارتين) انواع اوليه آن را نمي توان جنگنده ي نسل پنجم دانست ايراداتي هم در زمينه هاي مختلف از جمله پايايي در ميدان نبرد داشت كه در مدل f/a.18 e/f حل شد مدلe را مي توان برخلاف اسمش(زنبور) ببري تمام عيار دانست
در اين مدل ورودي هاي موتور دوباره طراحي گرديدند رادار تغيير كرد حجم سوخت افزايش يافت و.........(به معناي واقعي اين هواپيما هواپيمايي جديد و منحصر به فرد بود به خصوص در حملات ضربتي
مشخصات:

بيشينه سرعت:1,915 km/h


سلاح ها:يك توپ 20 mm (والكان)و
AIM-7 Sparrow, AIM-9 Sidewinder, AIM-120 AMRAAM, AIM-132 ASRAAM
AGM-45 Shrike, AGM-62, AGM-65 Maveric, AGM-84 Harpoon, AGM-84 SLAM, AGM-84 SLAM-ER, AGM-88 HARM, AGM-123
GBU-10/12/24 Paveway laser-guided, GBU-15 EO-guided, GBU-29/30/31/32/35 JDAM, B-57/61 nuclear, Mk 82/83/84 GP, Mk 20
ECM pods, rocket pods
و..............

موتور: دو دستگاه Electric F404-400 با رانش(142.4 kN)

ابعاد:
Length 56.00 ft (17.07 m)
Wingspan 37.50 ft (11.43 m)
Height 15.25 ft (4.66
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 14:18  توسط امید  | 
10 aurora باز گشت يك افسانه

افسانه اي به نام aurora

قبل از هرچيز با عرض پوزش به دليل دير شدن مقالات........
در درجه اول بايد بگم كه arura در واقع اسم شفق قطبي است كه بسيار زيبا و فريبنده نمايان مي گردد
در اواخر جنگ سرد ظهور b.2 غوغايي به پا كرد و حالا در قرن 21 اخباري مشكوك از پرنده اي مشكوك تر به گوش مي رسد گفته مي شود arura هواپيمايي بمب افكن و نامرعي خواهد بود بسيار پيشرفته تر از f.22 يا b.2 مشخص نيست باسرنشين است يا بي سرنشين همچون x.45 يا x.37 اما احتمالا قرار است پرنده اي باشد با مداومت پروازي زياد كه بتواند تا قلب دفاع هوايي دشمن پيش رود و بدون شناسايي شدن اهداف معموريتي خود را هدف قرار داده به سلا متي باز گردد در ضمن هزينه هاي نگهداري سنگيني همچون b.2 نداشته باشد اگر تا بحال general را بازي كرده باشيد حتما شكل ان را مي شناسيد
قرار است arura قابليت پرواز با بيش از سه ماخ را داشته باشد(حد اقل يك پيش نمونه از آن ساخته شده كه اعلام نگرديده)
متاسفانه هيچ اطلاعاتي از مشخصات آن در دست نيست به جز اين
Speed:
Speeds are reported to be in the range of Mach 5-8.

Length:
110 feet (33.5 meters)

Wingspan:
60 feet (18.2 meters)

Ceiling:
150,000
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 14:16  توسط امید  | 
10 Su-47 قدرت سرخ

su.47 بركوت

ملقب بهs.37 گلدن ايگل جنگنده اي با بال پيشگرا كه توسط شركت سخوي براي رقابت در برنامه ي جنگنده نسل پنجم روسيه طراحي گرديد البته با اقبال كمي براي ورود به خدمت مواجه است كه علت آن قيمت زياد مواد مركب بال هاي آن است
و اما پيشينه در واقع مي توان گفت ايده بال هاي پيشگرا در اصل از ايده ي هواپيماي x.29 شركت گرومن گرفته شده كه يكي از موفق ترين ها در اين ضمينه است
اما فوايد بال هاي پيشگرا:
مهمترين فايده ي بال هاي پيشگرا در سرعت هاي فرو صوت و در ارتفاع پايين است كه بال هاي پيشگرا پايداري بيشتر و بسيار بهتري دارند اما در سرعت هاي فرا صوت اين كارايي اهميت خود را از دست مي دهد واين جاست كه بال هاي پسگرا بهتر نقش ايفا ميكنند براي جبران اين مشكل در s.37 بال هاي آن را كاملا از مواد گران قيمت مركب كه به تازگي در صنعت هواپيما استفاده ي چشمگيري پيدا كرده استفاده شده و اما ساير موارد به شرح زير است

بيشينه سرعت :2,500km/h

سلاح ها:R-77, R-77PD, R-73, K-74
X-29T, X-29L, X-59M, X-31P, X-31A, KAB-500, KAB-1500

موتور: دو دستگاه AL-37FU(گونه اي ازموتور SU-37 )

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 14:15  توسط امید  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM