تبليغاتX
کاملترین وبلاگ هوانوردی ایران
 
 

راکت انداز 122 میلیمتری 40 لول  9k51 با نام گذاری ناتو با نام BM-21 گراد ( این سلاح را کاتیوشا نیز

 می نامند ) یک راکت زمین به زمین غیر هدایت شونده پر آوازه و مشهور ساخت روسیه است. این سلاح

 کارامد که برای اولین بار در سال 1964 عملیاتی شده است امروزه به طور گسترده در بیش از 50 کشور

 جهان استفاده و همچنان تولید می شود. این سلاح با عملکرد خوب خود باعث توسعه نمونه های مشابه خود در

 سراسر جهان شد. کاتیوشا را باید سلاحی مشابه توپ ولی با حجم آتش بسیار ، قدرت تخریب چند برابر ولی با

 برد کمتر و دقت آتش کمتر دانست. کاتیوشا و سلاح های مشابه آن تعریف جدیدی از پشتیبانی نیروهای زمینی

 در کنار توپخانه ارائه دادند.

 

 

                     آرایش راکت انداز های کاتیوشا نیروی زمینی ارتش در مانور پیروان ولایت

 

لانچر راکت انداز این سلاح بر روی یک دستگاه خودروی دو محوره 6×6  Ural-375D سوار می باشد و

برای همین دارای تحرک بسیاری در هنگام جنگ می باشد. این سلاح را تنها می توان در هنگامی که کامیون

ایستاده است شلیک کرد و کابین راننده دارای صفحات محافظ برای محافظت در مقابل آتش خروجی راکت می

 باشد. در صورت لزوم برای حفظ تعادل خودرو می توان از دو جک تثبیت کننده در هنگام آتش استفاده کرد.

 سرعت حرکت کامیون در جاده حدود 75 کیلومتر در ساعت است. راکت برای روشن شدن خرج پروازش

 نیاز به یک مولد برق دارد ، از این رو خودروی حامل دارای یک مولد برق است که با سیم به لانچر راکت ها

 وصل می شود و می تواند در عرض6 ثانیه تمامی راکت ها را روشن کرده و در عرض 5 دقیقه دوباره

 شارژ شود. این مولد برق می تواند تمامی راکت ها را یکجا روشن کند یا با فاصله 5/. ثانیه راکت ها را یکی

 پس از دیگری روشن و شلیک کند. خدمه این سیستم 5 نفر می باشد و می توانند پس از شلیک در عرض 8

دقیقه دوباره لانچر را بارگیری و آماده شلیک کنند. راکت ها دارای بالچه های تاشو هستند که پس از شلیک و

 خارج شدن از لوله باز می شوند و باعث تثبیت حرکت راکت می شوند.

 

              

                          راکت انداز ۱۲۲ میلیمتری نمونه ساخته شده در چین

 

برد این سلاح در مدل های مختلف ساخت کشورهای مختلف و با راکت های مختلف ، فرق می کند. مدل

استاندارد ساخت روسیه ، می تواند اهدافی از 375 متری تا 16 کیلومتری هدف قرار دهد. برخی نمونه های

 دیگر این سلاح می توانند اهدافی تا 36 کیلومتری را نیز مورد هدف قرار دهند. گرچه می توان این راکت ها

 را به صورت مستقیم به سمت هدف شلیک کرد ولی به طور معمول آن ها را به صورت بالستیک (منحنی)

 شلیک می کنند. لانچر پرتاب که 9p132 نام دارد می تواند 40 راکت خود را در عرض 20 ثانیه شلیک

کند. لانچر قابلیت حرکت در پشت شاسی را دارد و می تواند در چپ تا 102 درجه ، راست 72 درجه و تا

55 درجه بالا یا پایین حرکت کند. همچنین راکت ها قادرند انواع سرجنگی های انفجاری ، خوشه ای ،

ضدتانک و حتی شیمیایی را با خود حمل کنند.

بعد ها راکت انداز های مختلفی بر اساس طرح BM-21 ساخته شدند که دارای کالیبر بزرگتر و سرجنگی های

 قوی تر بودند.

 

     

                            شلیک کاتیوشا در خط مقدم نبرد حق علیه باطل

 

نظامیان کشورمان نیز در زمان جنگ با عراق طعم تلخ این سلاح را که به طور گسترده توسط ارتش عراق به

 کار می رفت را چشیدند. البته از همان ابتدای جنگ با به غنیمت گرفتن تعداد زیادی از این سلاح و سلاح های

 خریده شده قبلی ، نیروهای ما نیز کم و بیش از این سلاح استفاده می کردند. با پایان جنگ تحمیلی متخصصان

 صنایع دفاعی کشورمان نیز دست به توسعه نمونه بومی این سلاح زدند. امروزه تمامی اجزای کاتیوشا از

 لانچر پرتاب گرفته تا راکت به روش مهندسی معکوس در ایران تولید می شود. طی چند سال گذشته وزارت

دفاع نمونه های دور برد تر و و قدرتمندتر این سلاح را توسعه داد که با نام فجر شناخنه می شود. راکت انداز

 فجر3 با لانچر دوازده لول و برد 40 کیلومتر و فجر5 با لانچر 4 لول و برد 70 کیلومتر ، از جمله سلاح

 هایی هستند که بر پایه کاتیوشا در ایران توسعه پیدا کرده و ساخته شده اند.

 

        

                                       رژه راکت انداز های کاتیوشا در روز ارتش

 

              

                          راکت انداز ۱۲۲ میلیمتری نمونه ساخته شده در لهستان

 

  نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 21:29  توسط امید  | 

اریش هارتمن،  خلبان تکخال جنگ جهانی دوم                       


جنگ جهانی دوم اگر چه یک تراژدی انسانی بود، اما همین جنگ خونین راه را برای وجود آمدن پیشرفت های بسیار در علوم هواپیمایی هموار ساخت. در دوران جنگ، هر روز مردم شاهد عبور صدها هواپیما از آسمان شهر و کشورشان بودند و حتی گاه پیش می آمد که درگیری ها بر فراز شهر ها صورت می گرفت. اما راستی که این هواپیماها نبودند که با هم درگیر می شدند، بلکه در داخل این هواپیماها خلبانانی قرار گرفته بودند که همگی، امیدهای کشورشان بودند که به جنگ با یکدیگر رفته بودند. یکی از این خلبانان، اریش هارتمن خلبان نیروی هوایی آلمان یا لوفت وافه بود که با پیروزی های شگفت انگیز و زیادی که به دست آورد، به قهرمان قهرمانان هوایی در طول تاریخ هوانوردی مشهور شد. این خلبان که در زمان جنگ هنوز 25 سال هم نداشت، کابوس خلبانان روسی بود و هواپیماهای روسی فراوانی را در دوران خدمتش سرنگون ساخت. در زیر، با هم تاریخچه کوتاهی از زندگی این خلبان را می خوانیم:


اریش هارتمن در اکتبر 1940 و در حالی که فقط هجده سال داشت، به نیروی هوایی آلمان ملحق شد و در مارس 1941 وارد مدرسه خلبانی شده و در اکتبر 1942، در زمانی که شاید جنگ جهانی دوم به اواسط خود نزدیک می شد، به عنوان خلبان جنگنده شکاری در سن بیست سالگی فارغ التحصیل شد. در آن زمان، نیروی هوایی آلمان و دیگر کشورهای درگیر، نیاز شدید به نیروی انسانی خصوصاً خلبان های ماهر و حرفه ای داشتند و همین علت باعث می شد که خلبانان بسیار جوان بلافاصله پس از اتمام دوره خلبانی به سرعت به خطوط مقدم جنگ فرستاده شوند، و هارتمن هم از این قاعده مستثنی نبود. او پس از به پایان رساندن تحصیل، به سرعت به فایتر وینگ 52 که مجهز به هواپیماهای مسراشمیت Me-109 بودند برای خدمت فرستاده شد. هارتمن تا آخرین روز جنگ در این اسکادران ماندگار شد و در بیش از 1400 سورتی پرواز عملیاتی موفق شد تعداد 352 فروند از هواپیماهای دشمن را سرنگون کند که خواب چنین تعداد پیروزی را هیچ خلبانی حتی در خواب هم نمی دید. بدین گونه هارتمن، موفق ترین خلبان در طول تاریخ شد که تا کنون در پروازهای عملیاتی شرکت کرده است.


هواپیمای مسراشمیت Bf-109، هواپیمایی که هارتمن با آن پرواز می کرد


وقتی که هارتمن وارد اسکادران عملیاتی خود شد، رهبر اسکادران یعنی خلبان راسمن که تا آن زمان موفق شده بود سیزده فروند هواپیمای دشمن را ساقط کند به خلبانان مطلب مهمی را اعلام کرد: «روی زمین، همه ما بر اساس قوانین نظامی با هم رفتار می کنیم و با ما رفتار می شود، اما در آسمان تنها چیزی که مهم است تعداد هواپیماهایی است که سرنگون کرده اید. نه مقام، نه درجه و نه عناوین و القابی که اینجا می بینید در آسمان ارزشی ندارد. کسی که بیشترین هواپیماهای دشمن را ساقط کرده است، لیدر و رهبر گروه های پروازی می شود، بدون توجه به درجه ای که دارد، حتی اگر یک ستوان تازه کار باشد.» گفته راسمن کاملاً واضح و صریح بود و به خوبی در خلبانان اثر کرد. در مدتی کم پس از ساماندهی گروه، هارتمن به عنوان وینگ من یا هواپیمای همراه راسمن برگزیده شد.

 

آغازی ناامید کننده برای هارتمن

اولین ماموریتی که هارتمن انجام داد، به همه چیز شبیه بود غیر از یک نبرد هوایی. نخستین نبرد وی در 14 اکتبر 1942 اتفاق افتاد. در این پرواز او و لیدر راسمن به یک ماموریت گشت هوایی رفته بودند که ناگهان از سوی کنترل زمینی پیغامی مبنی بر حمله هواپیماهای روسی به تجهیزات زمینی آلمانی به هواپیماهای هارتمن و راسمن مخابره شد. دو خلبان فوراً مسیر خود را به سمت جنگنده های روسی تغییر دادند و کمی بعد در آسمان میزبانان خود را مشاهده کردند و بلافاصله درگیری شروع شد. هارتمن گاز موتور را به حداکثر ممکن رساند و از لیدر گروه جلو زد. با نزدیک شدن به یکی از هواپیماهای روسی از فاصله سیصد متری- در حالی که فاصله معمول برای شلیک حدود صد متر بود- آتش گشود. او تمامی گلوله های خود را در یک شلیک طولانی مصرف کرد در حالی که حتی یکی از گلوله ها هم به هواپیمای روسی برخورد نکرد. خلبانان روسی که فهمیده بودند که هارتمن دیگر گلوله ای برای شلیک ندارد، همگی به او حمله ور شدند. همین می توانست خاتمه دوران کوتاه خلبانی هارتمن باشد، اما او تصمیم گرفت که عمر خود را اینگونه پایان ندهد و به همین دلیل به زودی هواپیمای خود را در میان ابرها مخفی کرد. مدت کوتاهی که گذشت، راسمن دوباره هارتمن را از رادیو فرخواند و به او دستور داد که دوباره به فرمیشن ملحق شود. همین که هارتمن از میان ابر ها راهی به بیرون پیدا کرد، در مقابل خود هواپیمایی را دید که با سرعت سرسام آور در حال نزدیک شدن به او بود. هارتمن تصور کرد که آن هواپیما یک جنگنده روسی است، در نتیجه شروع به انجام مانورهای شدید کرد تا از دست او بگریزد. اما در حقیقت در هواپیمایی که به سمت او می آمد کسی جز فرمانده راسمن قرار نگرفته بود! سرانجام هارتمن پس از پیدا کردن مسیر خود به سمت پایگاه، شروع به بازگشت کرد. اما هواپیمای هارتمن در نزدیکی پایگاه دیگر سوختی برای ادامه پرواز نداشت و هارتمن مجبور شد در زمین های اطراف فرود اجباری انجام دهد. هارتمن با خوش شانسی در کنار نیروهای آلمانی فرود آمده بود و سرانجام به پایگاه بازگردانده شد. در نخستین ماموریت، هارتمن مرتکب اشتباهات فراوانی شد. آرایش پروازی را به هم ریخت، جلوتر از لیدر گروه پرواز کرد، تمام مهماتش را بدون موفقیتی مصرف کرد و آسیب های سنگینی به هواپیمایش وارد ساخت. مجازات او سه روز کارگری با مکانیک های پایگاه در زمستان های سرد غرب روسیه بود.


نمای جانبی جنگنده مسراشمیت Bf-109G-6


نخستین پیروزی هوایی هارتمن

سه هفته بعد در پنجم نوامبر 1942 او در یک آرایش پروازی به همراه سه جنگنده دیگر از پایگاه برخاست. بعد از پانزده دقیقه، خبر از نزدیک شدن 28 فروند هواپیمای روسی رسید که متشکل از 18 فروند IL-2 ستارموویک و 10 فروند جنگنده اسکورت بود. علی رغم برتری تعداد جنگنده های روسی، هواپیماهای آلمانی تصمیم گرفتند به ستارموویک ها حمله کنند. هارتمن IL-2 سمت چپ گروه پروازی را به عنوان هدف انتخاب کرد و از فاصله صد متری به روی ستارموویک روسی آتش گشود. گلوله های او اینبار به هواپیمای دشمن اصابت کردند، اما به ستارموویک که از لحاظ مقاومت بدنه و زره پوشی مشهور بود آسیبی نرساند. ناگهان هارتمن توصیه یکی از فرماندهان را به یاد آورد؛ به سرعت ارتفاع خود را کم کرد، تا جایی که هواپیمای IL-2 به طور کامل بالای سر او قرار گرفت. به طور نگهانی دماغه هواپیمایش را بالا داد و از زیر اگزوز سمت راست موتور ستارموویک را هدف قرار داد. همین که گلوله ها به اگزوز موتور برخورد کردند، دود سیاه رنگ غلیظی از هواپیمای روسی بلند شد. ستاموویک روسی مسیر خود را بلافاصله به سمت شرق و به سمت پایگاه خودی تغییر داد و هارتمن هم او را تعقیب کرد. ناگهان هواپیمای IL-2 درست در مقابل هواپیمای هارتمن منفجر شد و قطعات آن به موتور هواپیمای هارتمن برخورد کرد که باعث آتش گرفتن موتور جنگنده اش شد. هارتمن بار دیگر مجبور به فرود اضطراری شد، اما باز آنقدر خوش شانس بود که در منطقه تحت سلطه نیروهای آلمان نازی فرود آمده بود. این نخستین موفقیت از 352 پیروزی هوایی و نخستین هواپیمای IL-2 از کل 61 فروند ستارموویکی بود که هارتمن سرنگون ساخت.

 

فهرستی شگفت انگیز از پیروزی های هوایی هارتمن

1- در شش ماه اول سال 1943، 17 پیروزی هوایی

2- در جولای 1943، 23 پیروزی هوایی، 7 پیروزی در یک روز-7 جولای 1943

3- در آگوست 1943، 48 پیروزی هوایی، دوباره 7 پیروزی در یک روز-7 آگوست 1943

4- در سپتامبر 1943، 25 پیروزی هوایی، رسیدن تعداد کل پیروزی ها به 100 پیروزی

5- در اکتبر 1943، 32 پیروزی هوایی

6- در دوم مارس 1944، 10 پیروزی هوایی تنها در یک روز

7- سرنگون کردن حداقل 5 فروند هواپیمای P-51 موستانگ در 1944 و ...


در همان زمان که نیروی زمینی آلمان به شدت تحت فشار نیروهای متفقین بود، هارتمن و خلبان های گروه او هر روز دسته ی جدیدی از هواپیماهای دشمن را شکار می کردند. این مسئله تا جایی ادامه یافت که حتی روس ها برای سر او جایزه هم تعیین کرده بودند. شهرت هارتمن به جایی رسید که نیروهای روسی او را هیولای سیاه نامیدند و بهترین خلبان هایشان را برای شکار هواپیماهای هارتمن و کشتن او فرستادند. شیوه نبرد هارتمن در بیش از هزار و چهارصد ماموریت پروازی در چهار مرحله خلاصه شده بود: شناسایی هدف، تصمیم گیری برای درگیری،  حمله و فرار از محدوده خطر. هارتمن از زمان نخستین ماموریتش عادت گرفته بود که تا هواپیمای دشمن تمام شیشه جلوی هواپیمایش را نپوشاند به او حمله ور نشود. او با روش نزدیک شدن بیش از حد به هواپیمای دشمن برخورد هر کدام از گلوله های خود را به جنگنده های دشمن تضمین می کرد. علی رغم فهرست طولانی پیروزی های وی، هارتمن در بسیاری از مواقع هم که موقعیت فراهم بود به هواپیماهای دشمن حمله نکرد، چرا که می گفت که جنگ ادامه می یابد اما زندگی او ممکن است در اثر یک ریسک به پایان برسد. بنابراین او هیچ گاه در هدف گیری های خود خطر نمی کرد. هارتمن دید وسیع و واکنش های سریعی نسبت به هواپیماهای دشمن داشت. در همین حال، همیشه ویژگی های تهاجمی و خونسردی خود را در نبرد ها حفظ می کرد. هارتمن در حدود چهارده بار فرود اضطراری انجام داد، اما در هیچ یک از این فرود ها نه آسیبی به وی رسید نه توسط نیروهای دشمن دستگیر شد. حتی در مورد او می گویند که یک بار به همراه دو مکانیک در کابین یک نفره هواپیمای Me-109 از پایگاهی که دقایقی بعد به دست نیروهای روس می افتاد تیک آف کرد.


هارتمن در سمت راست به همراه خلبانان گروهش


هارتمن به دریافت درجه های زیادی که لیاقت آن ها را نیز داشت نائل آمد و حتی درجه ی کاپیتانی که درجه بسیار مشکلی برای بدست آوردن بود را نیز دریافت کرد. او حتی نشان «صلیب شوالیه» را که بالاترین درجه نظامی آلمان بعد از هیلتر بود را نیز دریافت کرد، نشانی که از سال 1939 تنها بیست و هفت نفر از ارتش عظیم آلمان موفق به دریافت آن شده بودند. او به عنوان قهرمان جنگ جهانی هم نشان افتخاری دریافت کرد که فقط دوازده نفر از جمله هانس یولریچ رودل، خلبان بمب افکن استوکا دایور که بیش از پانصد تانک روسی را نابود کرده بود آن نشان را دریافت کردند. در اواخر جنگ جهانی دوم، هارتمن به شاهکار آلمانی ها، یعنی هواپیمای مسراشمیت Me-262، نخستین جنگنده جت جهان هم پرواز کرد، اما دوباره با Me-109 به خدمت ادامه داد. آخرین پایگاه هوایی او در چک اسلواکی و آخرین پیروزی وی ساقط کردن یک هواپیمای شکاری روسی بود. وقتی که جنگ پایان یافت، هارتمن در حالی که فقط 23 سال سن داشت به وسیله نیروهای روسی دستگیر شد و ده سال را در زندان های روسیه گذراند. در سال 1955، او به وطنش و به نزد همسرش بازگشت و به نیروی هوایی آلمان غربی پیوست. هارتمن همیشه می گفت که بیشتر از 1400 مأموریتی که انجام داده است، به این افتخار می کند که هیچ گاه حتی یک وینگ من یا هواپیمای همراه خود را از دست نداده است. این خلبان پر افتخار، در سال 1995 با کوله باری از تجربه و یاد سال ها نبرد و جنگ برای کشورش در 73 سالگی در گذشت.

  نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 21:21  توسط امید  | 

بمب افکن اتمی مافوق صوت هاستلر                                 


اولین بمب افکن مافوق صوت جهان، همان بمب افکن B-58 ملقب به هاستلر می باشد که اولین بار در سال 1954 برای نیروی هوایی آمریکا سفارش داده شد. از ابتدای عمر عملیاتی این هواپیما، هاستلر رکوردهای جدیدی را از خود برجای گذاشت که ممکن است دیگر هیچ گاه این رکوردها به وسیله هواپیمای بمب افکن نظامی دیگری شکسته نشود.


هواپیمای بمب افکن B-58 در نمایی از روبرو


بی 58 هواپیمایی بی نظیر در کلاس و حد و اندازه های خود است که می تواند با بیش از دو برابر سرعت صوت پرواز کرده، هدف ها را از ارتفاع 20 کیلومتری شناسایی کرده و از دیده شدن توسط رادار با پرواز کردن در ارتفاع پایین 200 متر با سرعت بالای صوت، خودداری کند. در ارتفاعات، این هواپیما همانطوری که گفته شد می تواند بسیار بالاتر از این سرعت ها به کروز و گشت زنی بپردازد که هیچ بمب افکن دیگری در جهان قادر به انجام این کار نیست. این بمب افکن با چهار موتور، دقیقاً از همان موتورهای به کار رفته در هواپیمای اف-4 فانتوم، یعنی موتورهای توربوجت GE J-79 که هریک کششی معادل 15.000 پوند در حالت پس سوز دارند، بهره می برد.


بمب افکن بازنشسته B-58 در حال برخاست


هاستلر می تواند فاصله 7.000 کیلومتری را بدون سوخت گیری مجدد طی نماید که رقم بسیار خوبی برای یک بمب افکن در این کلاس است. با انجام سوخت گیری هوا به هوا، این بمب افکن به یک بمب افکن میان قاره ای تبدیل می شود که قادر است به طور نامحدود به هر منطقه از جهان پرواز کند. سیستم های بمب افکنی این هواپیما، حدود 10 برابر دقیق تر از نمونه های قبلی خود است در حالی که حدود دو سوم فضای آن ها را اشغال کرده و وزنی تنها نصف آن ها دارد.


بمب افکن B-58 هاستلر با یک مخزن سوخت اضافه در حال پرواز


ساختار بدنی این هواپیما با استفاده از بدنه لانه زنبوری و توخالی و همچنین طراحی مثلثی شکل، آن را برای پرواز در سرعت های مافوق صوت بسیار مناسب می سازد. این هواپیما ساخت شرکت کانویر است که بعدها به جنرال داینامیکز تغییر نام داد. هاستلر از معدود هواپیماهای آمریکایی است که از بال های دلتا شکل بهره می جوید در حالی که این نوع طراحی به وفور در جنگنده های اروپایی یافت می شود. این بمب افکن، اولین هواپیمای مافوق صوت جهان است که موتور های آن در خارج از بدنه و در زیر بال ها نصب گشته اند. طول این هواپیما، حدود 30 متر و طول دو سر بال های آن حدود 17 متر می باشد که ابعادی نسبتاً متوسط است.


این بمب افکن چندان هم کوچک نیست، اندازه هواپیما را با اندازه خدمه مقایسه نمایید


هاستلر دارای سه خدمه در کاکپیت های جداگانه است که به ترتیب از جلو به عقب خلبان، افسر تسلیحات نظامی و ناوبر یا مهندس پرواز می باشد. این هواپیما می تواند با حداکثر وزنی معادل 76 تن از زمین تیک آف یا برخاست نماید. مهمترین ویژگی این بمب افکن توانایی حمل سلاح اتمی می باشد که قادر است در زیر بدنه و همچنین در زیر بال ها بمب های اتمی را حمل و در بمباران به کار گیرد. سرانجام به دلیل هزینه های بالای نگهداری و از دست دادن امکان حمل تسلیحات بیشتر در مقابل سرعت در سال های 1960، به تدریج تلاش ها در جهت هرچه کمرنگ تر ساختن نقش این بمب افکن افسانه ای به عمل آمده وسرانجام پس از تولید 116 فروند از این هواپیما، هاستلر در ژانویه 1970 پس از 20 سال خدمت بازنشسته گردید و بمب افکن جدید تر F-111 که یک بمب افکن نسبتاً سبک وزن و یک جنگنده تهاجمی نیز است، جایگزین هاستلر شد.

  نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 21:17  توسط امید  | 

X-29 و بال های رو به جلو، انقلابی در طراحی بال                                

  می گویند که در قرن بیست و یکم، هیچ گاه نباید گفت «غیر ممکن است». در این دنیای تکنولوژی و علم و صنعت که هر روز اختراعی جدید به ثبت می رسد و «غیر ممکنی» به ممکن تبدیل می گردد، باید انتظار هر نوآوری جدیدی را داشت. در صنعت هوا فضا، این نوآوری این بار، X-29 است.


هواپیمای X-29 طرح نامعمول بال رو به جلو


X-29 شبیه به هواپیمایی است که تقریباً به عقب پرواز می کند. اما اشتباه نکنید! چنین نیست. این هواپیما، از بال های رو به جلو بهره می جوید. اندیشه هواپیماهایی با بال های رو به جلو، از سال های جنگ جهانی دوم در ذهن طراحان هواپیمایی نقش بسته بود، اما محدودیت های سازه ای اجازه ساخت چنین هواپیمایی را نمی داد. بال های چنین هواپیمایی می بایست به اندازه کافی قدرتمند باشند که نیروی عظیم ناشی از جلوگرایی و مقاومت بال ها در برابر هوا را با آن سرعت، خنثی کنند. حتی آلمانی ها، هواپیمایی با بال های رو به جلو با نام Ju-287 طراحی کردند که در آن زمان به دلیل عدم وجود مواد کامپوزیتی و فناوری لازم برای به کارگیری آن ها در چنین هواپیمایی، این طرح شکست خورد. اما این طرح جالب، تا سال ها به فراموشی سپرده شد. در در اویل دهه 80، محققان مرکز هوافضایی شرکت ناسا، به تدریج حیاتی دوباره به این تفکر بخشیده و هواپیمایی را با نام X-29 متولد ساختند.


شکل 1- عبور بهتر هوا به شکل همگرا از روی بال ها


هواپیمای X-29 یک هواپیما مانند تمام هواپیماهای نسل چهارم بود و شباهت های فراوانی میان این هواپیما و هواپیما های معمولی دیگر دیده می شد، اما آنچه که این هواپیما را از دیگر هواپیما ها متمایز می کرد، طراح خاص بال های رو به جلوی آن بود. طرح بال رو به جلو با ترکیب بالچه هایی در جلو یا همان کانارد ها، وسیله ای بود که بنا بر انتظار محققان ناسا، می بایست قدرتی خاص در انجام مانور در سرعت های بالا و اکثراً مافوق صوت، برای هواپیما به ارمغان آورد. از هواپیمای X-29، تنها دو فروند با نام های شماره یک و شماره دو توسط شرکت گرومن ساخته شد. هواپیمای شماره یک، نخستین پروازش را در 14 دسامبر 1984 و هواپیمای شماره 2، نخستین پروازش را در 23 می 1989 انجام داد.


 

هواپیمای X-29 شماره دو در زاویه حمله بسیار بالا


حال ببینیم رمز مانورپذیری بالای این جنگنده در چه بود: اگر به شکل 1 نگاه کنید، می بینید که در هواپیماهای معمولی، هوا پس از رد شدن از روی بال ها تمایل به واگرایی دارد، یعنی در قسمت پشت هواپیما به راحتی پخش می شود. در حالی که در هواپیمای X-29 عکس قضیه صادق است و هوا تمایل به رفتن به سمت ریشه بال دارد. این ویژگی باعث می شود که در مواقعی که هواپیما در حال اوجگیری با زاویه زیاد حمله است، جریان هوا روی بال کاهش آن چنانی نیافته و در نتیجه شهپر ها و دیگر اجزای کنترلی کار خود را به خوبی انجام دهند. اصلی ترین قسمتی که در X-29 وظیفه تنظیم اوج گیری هواپیما را به عهده داشت، کانارد ها یا بالچه های جلوی هواپیما بود. نوآوری دیگر در سطوح کنترلی این هواپیما، فلپ-شهپر ترکیبی این هواپیما یا Flaperons بود. فلپ-شهپرهای این هواپیما، بالچه هایی در لبه فرار این هواپیما بودند که هم در نقش فلپ برای افزایش برا و کمک به عملکرد کاناردها هم در نقش شهپرها برای دور زدن هواپیما عمل می کردند.


هواپیمای X-29 شماره دو در پارکینگ مرکز دریدن


در ابتدای طراحی این هواپیما، مهندسان با مشکلاتی نیز مواجه شدند که از جمله آن می توان به عدم پایداری هواپیما در سرعت های زیر صوت اشاره کرد. این مشکل، با افزودن یک پردازنده مخصوص تنظیم عملکرد کاناردها و دیگر سطوح کنترلی که در هر ثانیه، 40 بار به تنظیم دوباره موقعیت کاناردها می پرداخت، رفع شد. هر یک از سه کامپیوتر مخصوصی که در هر لحظه وضعیت پرواز را چک می کردند، خود دارای کامپیوتر های پشتیبان بودند که در صورت بروز اشکال در هریک، کامپیوتر پشتیبان به کار می افتاد و وظیفه کامپیوتر معیوب را بر عهده می گرفت. در طراحی بال های X-29، از طرح بال های فرابحرانی یا Supercritical استفاده شده بود. همانطوری که می دانید، امواج ضربه ای که هنگام پرواز با سرعت صوت به وجود می آیند، باعث ایجاد پسای فراوانی می شوند. بال های فرابحرانی که سطح بالایی صاف تری دارند به تاخیر در ایجاد شدن امواج ضربه ای در سرعت صوت کمک کرده در نتیجه پسای کمتری به هواپیما وارد می شود.


هواپیمای X-29، به کانارها و طرح بال های آن توجه کنید


هواپیمای شماره دوم نیز پس از تولید، آزمایشات بسیاری را انجام داد. این هواپیما، برای آزمایش مانورپذیری هواپیما در زوایه های حمله یا همان زاویه ی اوجگیری بسیار بالا به کار گرفته شد. نتیجه های این آزمایشات، واقعاً درخشان بود، چرا که هواپیمای شماره دو، توانسته بود که در زاویه حمله 67 درجه نسبت به سطح پرواز معمولی، ویِژگی های آیرودینامیکی خود را کاملاً حفظ کند. برای درک بهتر موضوع، خوب است بدانید که بیشترین زاویه حمله ای که هواپیمای توانای F-14 تامکت می تواند در آن ویژگی های دینامیکی خود را حفظ نماید، از 37 درجه بیشتر نیست! این ویژگی بسیار عالی هواپیمای X-29 که به مدد طراحی بی نظیر بال های رو به جلو و کاناردهای آن صورت گرفته بود، تحسین همگان را برانگیخت. جالب است که این توانایی فوق العاده، بدون استفاده از فلپ های لبه حمله یا Slat های معمول در اکثر هواپیماهای امروزی یا سیستم های تغییر جهت رانش موتور به دست آمده بود. X-29 در سرعت های مافوق صوت، یک اعجوبه بود، چرا که کاهش فوق العاده پسا به لطف استفاده از بال های جلوگرا، کنترل پذیری فوق العاده با استفاده از کاناردهای بی نظیر آن و قابلیت رسیدن به 67 درجه زاویه حمله بدون از دست دادن نیروی برا واقعاً از این هواپیما یک پرنده بی همتا ساخته بود.


کاکپیت تقریباً ساده هواپیمای X-29، نشان دهنده ها بیشتر به ادوات هوایی دهه 60 شبیه اند


هواپیمای X-29 یک هواپیمای تک سرنشینه است که دارای طولی معادل 14 متر و دهنه بال 8 متر است. هر دو نمونه تولید شده از X-29، به یک موتور توربوفن F404-GE-400 تجهیز شده بودند که توانایی لازم را برای انجام تست های مختلف بر روی هواپیما را فراهم می کرد. بال های این هواپیما به طور عمده ای از مواد کامپوزیتی ساخته شده اند که استحکام و سبکی وزن آن ها در این کاربرد مورد نظر است. تنها تفاوت میان نمونه شماره یک و نمونه شماره دو، وجود یک چتر کاهنده سرعت در انتهای دم هواپیمای شماره دو است که این هواپیما را از نمونه اول متمایز می سازد. سازه اصلی هواپیما نیز از آلیاژ آلومینیوم و تیتانیوم ساخته شده است که مقاومتی عالی برای رژیم های مختلف پرواز را فراهم می آورد. طراحی این هواپیما و البته موفقیت آن، وعده ای به طراحان آینده برای طراحی هواپیماهایی با قابلیت های چشمگیر بود. الهام های طرح بال های این هواپیما، به خوبی در بال های ذوزنقه ای هواپیمای نوین F-22 و بال های جلوگرای هواپیمای سوخو 47 روسی مشخص است که گشایش فصل تازه ای را در طراحی هواپیمایی نوید می دهد.

  نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 21:13  توسط امید  | 
پنهان کاری در دریا !!


اشتباه نکنید این مربوط به جیمزباند نیست، این قایق متعلق به نیروی دریایی ایلات متحده است!
سری ناوشکن های چند کاره DD21 Zumwalt در سال 2010 وارد عمل خواهند شد تا جایگزین ناوشکن های Oliver Hazar Perry و ناوشکن های Sprunace موجود شوند.بر خلاف سری های قبلی، ماموریت اصلی DD21 مهیا کردن پشتیبانی برای حمایت از نیروهای زمینی است.
کاهش علایم دیداری، راداری، مادون قرمز و علایم مغناطیسی الی ترین اهداف طراحی هستند.
این کشتی ضمنآ برای عملیات ضد هوایی، ضد دریایی و ضد زیر دریایی طراحی شده است.
همچنین طرح کشتی شامل مواد مرکب خاص ، بعضی مواد جاذب رادار و شکل خاص بدنه کشتی هم روی سطح آب و هم زیر سطح آب است.دقت بسیار زیادی برای کاهش صدای کشتی و کم کردن صدای سیستم های تسلیحاتی و موتوری کشتی اتخاذ شده است.سیستم قدرت یکپارچه IPS برای حمل بی صدای کشتی طراحی شده است. IPS یک سیستم با ساختار کاملآ الکتریکی برای کشتی های آینده است و نیروی محرکه کل کشتی به خط الکتریکی وصل است.
IPS هزینه نگهداری کمتر، هزینه ساخت کمتر، قابلیت بقاپذیری بهتر با ساختار انعطاف پذیرتر را برای دارندگان کشتی به ارمغان آورده است.
ساخت یک پیشرانه الکتریکی باعث حذف شفت پیشرانه و کاهش چرخ دهنده ها و نیز باعث کاهش علاءم ردیابی کننده مثل صدا، حرارت و ... می شود و همچنین باعث افزایش قدرت موجود در سیستم های تسلیحاتی( قابلیت حمل مهمات بیشتر) و افزایش راحتی خدمه کشتی می شود.سری DD21 Zumwait با تسلیحات 5-inch/62 و تو پهای Howitzer 155 mm مجهز خواهند شد و کشتی قادر خواهد بود که قدرت پشتیبانی توپخانه ای با برد 100 مایل را داشته باشد.
یک سیستم موشکی دریایی زمینی هم خواهد توانست که با برد 100 تا 200مایل، کار پشتیبانی نیروهای زمینی را انجام دهد.
موشک های تاکتیکی کروز Tomhawk هم قادر خواهند بود تا اهداف در فاصله 200 تا 1600 مایل دریایی را مورد اصابت قرار دهند.
DD21 به پیشرفته ترین سیستم های ردیابی زیر دریایی که روی سطح جنگنده نصب خواهد شد، مجهز خواهد گردید.
سیستم پد فرود کشتی قادر به میزبانی از فرود هلیکوپترهای نیروی دریایی خواهند بود.
دیگر ناوچه ضد رادار رزمناو Visby سوءدی است.
سری رزمناو های Visby اولین سری کشتی در جهان هستند که کاملآ منطبق با فن آوری پنهان کاری طراحی گردیده اند، که با مهارت عملیاتی بسیار بالایی هم ترکیب شده اند.

Image
Visby

مشخصه های پنهان کاری برجسته کشتی، قابلیت انعطاف و بهبود کارآیی کشتی در انواع عملیات را باعث شده است.
Visby دارای سطح خمیده خاصی است، که برای ایفای نقش های خاص طراحی شده است: جنگ روی سطح دریا (ASUM) ، جنگ ضد دریای ( ASW)، خنثی سازی مین دریایی ( MCM)، فرماندهی و ... .
Visby طوری طراحی شده که تمام علاءم آشکار کننده وجود کشتی مانند علاءم نوری و مادون قرمز ، علاءم صوتی و فراصوتی، پتانسیل الکتریکی زیر دریایی و علاءم مغناطیسی ، علاءم فشار، ضد رادار و سیگنالهای فعال پخش شده را به حداقل رساند.

Image
Visby

سیستم MCM شامل ترکیبی از علاءم کوتاه، سنسورها و تسلیحات و مقاومت بالا در مقابل شوک است.
یک سیستم پیشرفته سونار برای ردیابی، تشخیص ، مکان یابی و پشتیبانی داده ها برای سلاح ها طراحی شده است. بدنه کشتی بر اساس اصول پنهان کاری یا سطوح صاف بسیار بزرگ خمیده طراحی شده است. هر ابزاری که ضرورتی بری ماندن در بیرون کشتی را ندارد به درون کشتی منتقل شده یا با صفحات با طرحی خاص پوشانده شده است.

Image
Visby

اگزوزهای توربین گاز در نزدیکی سطح آب در عقب کشتی پنهان شده اند.کشتی با فیبر کربن با ساخت ساندویچی، با پلاستیک فشرده (CFRP) ساخته شده است.
این مواد دارای استحکام و قدرت بالا، در برابر شوک بالا، علاءم مشخص کننده راداری کم و مشخصه مغناطیسی بسیار پایین هستند.
بهره گیری از این مواد ، وزن مجموعه را تا 50% کاهش داده و این مزیت باعث می شود که با هزینه حمل و نقل کمتر( مصرف سوخت کمتر) کشتی سریعتر حرکت کند و مسافت طولانی تری را طی کند.Visby به توربین پیشرانه ترکیبی دیزل یا گاز (CODOG) مجهز شده است که قادر است سرعت بالایی را برای کشتی فراهم کند و در واقع غیر ضروری 2 پیشرانه دیزلی یا سرعتی کمتر کشتی را یه حرکت در می آورند.
موتورها حداکثر سرعتی بالغ بر 15 گره دریایی را برای فواصل طولانی و 35 گره دریایی را برای فواصل کوتاه مهیا می کنند.
کشتی دارای موتورهای با نیروی پرتابی خاص برای مانور دادن در لنگرگاه است.

  نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 21:10  توسط امید  | 

شرایط مورد نیاز برای تحصیل خلبانی در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران


 

 

 

 


امیدوارم که تصاویر بالا درمورد نحوه ثبت نام در آزمون خلبانی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران پاسخگوی بسیاری از سوالات خوانندگان بوده باشد. لازم به ذکر است که شرایط بالا در سال 85 اعلام شده است و ممکن است در سال آینده تغییر کرده و به گونه دیگری باشد.

  نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 21:9  توسط امید  | 

پروژه موشک هاوک هوا پرتاب

جدا از موشک فاطر که به راحتی روی هواپیماهای F-4 و F-14 بدون هیچ مشکلی نصب می شد، ایرانیان ریل های پرتاب موشک نزدیک برد روسی آرچر R-73 را هم برای نصب این موشک روی هواپیماهای فوق الذکر تولید کردند. به علاوه، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران مدت هاست که هواپیماهای تامکت خود را با موشک هوا به هوایی که به طور بومی آن را طراحی کرده است مسلح نموده است. این موشک که سجیل یا AIM-23C یا یاسر هم خوانده می شود، نمونه ای از موشک ضد هوایی زمین به هوای هاوک یا MIM-23B آمریکایی است. گفته می شود که کوشش برای ساخت چنین موشکی در حقیقت از جایی شروع شد که اسرائیل دست به استارت پروژه ی Distant Thunder یا Distant Reach کرد. در این پروژه، نیروی هوایی اسرائیل و صنایع هواپیماسازی این رژیم تلاش هایی را برای تبدیل موشک ضد رادار AGM-78 به یک موشک هوا به هوا برای رهگیری هواپیماهای سریع السیر MiG-25 انجام دادند. ظاهراً ایران کار تبدیل موشک های زمین به هوای MIM-23B را به موشک های هوا به هوا از سال 1986 شروع کرده بود. پروژه تبدیل موشک های هاوک به موشک هایی که از هواپیماهای جنگنده قابل پرتاب باشد، پروژه «قوش آسمان» نامیده شد. تست های اولیه این موشک بسیار نا امید کننده بود. ظاهراً خطوط ارتباطی رادار AN/AWG-9 برای موشک هاوک کافی نبود و سیستم هدف گیری موشک هاوک نیز در برقراری ارتباط با این رادار دچار مشکل بود. در جنگ ایران و عراق هم بیش از یکی دو موشک هاوک شلیک نشد چرا که این پروژه با مشکلات بسیاری مواجه بود. اگرچه در سال های اخیر گفته می شود که مشکلات این موشک به کلی رفع شده و موشک هاوک هواپرتاب به طور محدود در خدمت نیروی هوایی است. تعداد زیادی از تامکت های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران به منظور توانایی حمل موشک هاوک دستخوش تغییراتی شدند.


هواپیمای F-14 ایران مجهز به موشک هاوک


تامکت های ایرانی می توانستند در آن واحد دو موشک هاوک را در پایلون های 1B و 8B، یعنی محل نصب موشک های فینیکس در نزدیکی ورودی موتورها، و یک موشک دیگر را در فضای بین موتورها که اصطلاحاً تونل نامیده می شد حمل کنند. در مقابل موشک هاوک یا سجیل، موشک یاسر قرار داشت که یک موشک هوا به زمین بود که به طور گسترده ای روی هواپیماهای F-4E و F-14A آزمایش شده بود. این موشک آمیزه ای از تکنولوژی موشک هاوک و کلاهک جنگی بمب M-117 به وزن 375 کیلوگرم بود. تنها رازی که در مورد موشک یاسر سر به مهر مانده بود سیستم هدف گیری این موشک بود. در حالی که برخی منابع ایرانی از وجود سیستم هدایت لیزری خبر می دادند، منابع دیگر اظهار می کردند که هدف گیری این موشک به کمک رادار AN/AWG-9 صورت می پذیرد.


هواپیمای F-4 فانتوم ایرانی در حال پرواز و مسلح به موشک AIM-9P2


بازیهای ذهنی

در حالی که افکار عمومی غرب به سمت مسائل حاشیه ساخت راکتور هسته ای بوشهر معطوف شده است، افکار کمتری متمایل به این سمت است که هدف از ساختن راکتورهای هسته ای، چه می تواند باشد و چه آینده ای پیش روی این مسائل است. بنا بر گفته های ایرانیان، عملیات جاسوسی بسیار برای شناسایی آنچه در بوشهر می گذرد در چند ماه اخیر ادامه داشته است. جای تعجبی ندارد که پایگاه ششم شکاری بوشهر که تعدادی از فانتوم ها و تامکت های فعال و البته سایت های موشکی S-200 در آن جا حضور دارند، تنها چند کیلومتر از محل ساخته شدن راکتور هایی که مشرف به خلیج فارس هستند قرار دارد. غرب هم از این حربه به خوبی استفاده کرده است و قرار دادن راکتورها نزدیک به پایگاه هوایی را عاملی برای ارتباط بین تجهیزات هسته ای و بعد نظامی نیروی اتمی به شمار آورده است. اما مسئله ای که تناقض این قضیه را مشخص می کند این است که بوشهر علی رغم اینکه عامل غرور ملی ایران به عنوان محل احداث راکتورهای هسته ای قرار گرفته است، اما واقعاً همین یک سایت راکتورهای هسته ای نمی تواند برای برنامه های هسته ای-نظامی ایران چندان تعیین کننده و سرنوشت ساز باشد، چرا که حداقل صد و پنجاه سایت اتمی دیگر در ایران وجود دارد که شاید اهمیت نظامی آن ها بسیار بیش تر از دو راکتور آب سبک بوشهر باشد که در حال تکوین بدست روسهاست. در نتیجه این که بخواهیم بگوییم که نیروی هوایی بهترین قدرت هوایی خود را در قالب پایگاه ششم شکاری متبلور کرده است و در حقیقت، حداکثر قدرت هوایی ایران محدود به همین چند نوع فانتوم و تامکت می شود تا حدودی ساده لوحانه است.


هواپیماهای MiG-29A ایران مسلح به موشک های R-73 و R-27


ایران کشور پهناوری است. نه فقط وسعت این کشور سه برابر کشور عراق است، بلکه بر خلاف عراق توپوگرافی ایران شامل رشته کوه های بسیار عظیمی است که از شمال غرب به شمال شرق و از شمال غرب به جنوب شرق این کشور به طول تقریبی 2000 کیلومتر کشیده شده اند. می توان گفت که دست ایرانیان برای پنهان کردن تجهیزات نظامی خود مابین کوهستان های عظیم از دید دشمنان بسیار بازتر است.مشکل دیگر برای آمریکا و بریتانیا در مورد جمع آوری اطلاعات نظامی درباره ایران این است که قدرت جاسوسی در مورد ایران برای این کشورها بسیار ناچیز است، حتی کمتر از سال 1991 و اطلاعاتی که در مورد وضعیت آن هنگام عراق گردآوری شد. همانطوری که قبلاً گفته شد، روابط نظامی ایران با غرب از اواخر سال های 1970 قطع شد و پرسنل و خلبانان نیروی هوایی که بیشترشان در غرب دوره تحصیل خود را گذرانده بودند، هم اکنون در شرف بازنشستگی هستند. این تغییرات می تواند به متفاوت شدن هر چه بیشتر موضع ایرانیان در مقابل غرب کمک کند. به جز چند مورد در دهه هشتاد و چند مدت اخیر، ایران هرگز زیر زره بین و بازبینی دقیق غرب و به خصوص آمریکا قرار نداشته است. به خصوص این که در سال های اخیر قدرت های جاسوسی آمریکا مرتباً در نقاط دیگری در جهان سرگرم بوده اند و همین مسئله به عدم شناخت کافی آمریکاییها نسبت به توانایی ها و اهداف ایرانیان منجر شده است. در نتیجه، آمریکایی ها خصوصاً در منطقه خاورمیانه از نظر اطلاعاتی کاملاً به اسرائیل وابسته اند، هر چند که بار ها و بار ها ثابت شده است که اطلاعاتی که این رژیم از منطقه در اختیار آمریکا می گذارد، از صحت کافی برخوردار نیستند. ظاهراً اشتباهات محاسبه ای آمریکاییها در اثر اطلاعات غلط و بی استفاده اسرائیل، باعث کارشناسی ها و پیشبینی های اشتباه در مورد عراق و فاجعه های اخیر این کشور شده است.


هواپیمای F-14 ایران در حال گذراندن دوره اورهال


این دورنما که آمریکا و اسرائیل حمله ای همه جانبه را علیه تاسیسات اتمی ایران تدارک ببینند کمی غیر محتمل به نظر می رسد. اگرچه برای همه مسلم است که آمریکا به راحتی می تواند عملیاتی این چنینی را علیه ایران به راه اندازد: همه امکانات برای شروع کار موجود است و نیروها و تجهیزات به راحتی و در مدت زمان کمی می توانند به میدان نبرد انتقال یابند، بدون آن که مشکلی پیش بیاید. با این وجود، ضعف و فقر اطلاعاتی آمریکا در مورد ایران می تواند برای این کشور گران تمام شود، چرا که ایرانیان با درسهایی که از عراق و صربستان گرفته اند، نشان داده اند که می توانند تاسیسات خود را سریعاً دوبرابر کرده و احتمالاً در صورت از بین رفتن تجهیزات قبلی در جاهای دیگری هم به کار خود ادامه دهند. شانس اسرائیل برای موفقیت در حمله به تجهیزات اتمی ایران تقریباً مشابه آمریکاست، با این تفاوت که علی رغم امکان گردآوری اطلاعات در زمان کمتر نسبت به آمریکا، اسرائیل از نقطه نظر تعداد و کمیت نیرو به مراتب از آمریکا پایین تر است. بدتر اینکه نه امریکا و نه اسرائیل نمی دانند که واکنش تهران نسبت به چنین حمله چه خواهد بود. انتظارها و پیشبینی ها بسیار مختلفند، از دست روی دست گذاشتن تهران در برابر حمله گرفته تا یک ضد حمله و تهاجم همه سویه از طرف تهران و البته احتمالاً استفاده از سلاح های غیر متعارف که به احتمال زیاد در اختیار ایران می باشد. «هر چیزی ممکن است» نمی تواند برای سیاست مداران غربی جواب قانع کننده و معیار اساسی قانع کننده ای باشد.


هواپیمای MiG-29UB متعلق به نیروی هوایی IRIAF


یک حقیقت است که نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سه سال اخیر به خوبی قوای خود را آماده کرده است. گذشته از این، هر واحد جنگنده-رهگیر و جنگنده-بمب افکن نیروی هوایی IRIAF سالانه در پنج تمرین هوایی عمده و تمرینات کوچک تر دیگری شرکت داشته است. علی رغم آنکه نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران سالانه تنها پانزده خلبان ورودی جدید داشته و هر یک از خلبانان موجود هم سالانه بیش از 150 تا 160 ساعت پرواز ندارند، اما باید قبول کرد که شرایط به سرعت در حال تغییر است. تعداد نامعلومی خلبان جدید سال گذشته موفق به دریافت تایپ و گواهینامه پرواز F-14 گردیده اند و این در حالی است که دوره آموزشی و تمرینی آن ها سخت گیرانه تر و البته کامل تر شده است، چرا که نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران دیگر نمی خواهد خاطره تلخ سقوط F-14 در نزدیکی اصفهان تکرار شود. در 21 ژوئن سال 2004، کاپیتان داریوش یاوری و سرهنگ علی ابوعطا در حادثه سقوط تامکت کشته شدند. خلبان یاوری یکی از خلبانان با تجربه هواپیمای F-5 بود که بدون اتمام دوره های شبیه ساز تامکت وارد کاکپیت این هواپیما شده و سرانجام در مرحله فرود دچار سانحه گردیده و خود او، سرهنگ همراه و هواپیمایش از بین رفتند. در پی همین حادثه بود که نیروی هوایی تصمیم به آموزش کامل و تمرینات بهبود یافته خلبانان سه واحد نیروی هوایی که هواپیمای تامکت را در اختیار داشتند گرفت. پیش بینی می شود در حال حاضر این سه واحد پنجاه خدمه واجد شرایط و متخصص داشته باشند.


هواپیماهای Su-24 نیروی هوایی در حال پرواز کنار قله دماوند


عجله کنید و منتظر باشید...

با همه این مشکلات، ایرانیها به جز افزایش سطح آمادگی خودشان و پیروی از قاعده نظامی «عجله کنید و منتظر باشید» کار دیگری در برابر تهاجم احتمالی نخواهند توانست انجام دهند. اگرچه ساعات پرواز سالانه خلبانان ایرانی هنوز هم زیر استاندارد های قابل قبول جهانی است - 150 ساعت در مقابل 300 ساعت قبل از انقلاب- با این وجود باز هم نیروی هوایی سعی در افزایش ساعات پرواز در حد امکان و افزایش آمادگی خلبانان دارد. آمریکا ممکن است به رفتار خودبزرگ بینانه خود با ایران ادامه دهد، اما عملیات مشترکی که در فوریه سال 2004 با شرکت نیروی هوایی آمریکا و نیروی هوایی هند برگزار شد به خوبی نشان داد که دود قدرت نادیده گرفته شده کشورهایی از این دست می تواند به چشم خود آمریکا برود. حقیقت این است که مسائل و بحران های بین المللی تهران را مجبور کرده است که بیشتر به فکر نیروی هوایی باشد. دیدارهای مکرر مقامات برجسته روحانی کشوری از پایگاه های شکاری سراسر کشور نشان از همین مسئله دارد.


هواپیماهای F-5E متعلق به نیروی هوایی IRIAF


نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و شاید نیروی هوایی هر کشور دیگری در حال حاضر به خوبی می داند که در برابر یک تهاجم همه جانبه نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریا و نیروی لشگرهای تفنگداران دریایی آمریکا و شاید با مشارکت نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا شانس بسیار کمی برای پیروزی یا حتی دفاع از کشور دارد. پرسنل این نیرو به خوبی می دانند که برتری تکنولوژیکی حریفشان بسیار وسیع و گسترده است و شاید نیروی هوایی ایران بیشتر به دست اندازهایی بر سر راه حمله آمریکا به ایران بماند تا یک نیروی تدافعی قدرتمند. اگرچه با همه این حرف و حدیث ها بیشتر ایرانیها برای هر گونه دفاع از سرزمین شان در برابر تهاجم های خارجی آماده اند و این حس وطن پرستی را به خوبی در دوران جنگ با عراق نشان داده اند. خلبان های ایرانی به خوبی نشان داده اند که می توانند به سرعت خود را با شرایط مطابقت داده و راه های مقابله با تهدید ها را به زودی بیابند. بنابراین ناچیز گرفتن قدرت، توانایی ها و آمادگی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران می تواند نتایج فاجعه باری برای طرف های دیگر جنگ به بار بیاورد

  نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 21:8  توسط امید  | 
                                                        SPARROW

 

" AIM/ 7 - SPARROW " یک موشک هوا به هوا ، هدایت شونده به وسیله رادار و دارای کلاهکی با

قدرت انفجاری بالاست. این موشک چند منظوره قابلیت عمل در همه شرایط و همه ارتفاعات را دارد و می

تواند از هر جهتی به هواپیما و موشک های با عملکرد بالا حمله کند. سری موشک های AIM/RIM - 7

هوا به هوا ، نیمه فعال و بدون موتور همراه است که به صورت ریلی و پرشی پرتاب می شود.


موشک های اسپارو به صورت گسترده ای به وسیله نیروی هوایی ایالات متحده و ناتو (پیمان آتلانتیک

 شمالی) استفاده می شوند. در جنگ خلیج فارس موشک های AIM-7 هدایت شونده به وسیله رادار ،

 ثابت کرد که یک موشک هوا به هوای توانمند و پرقدرت است. در این جنگ بیست و دو هواپیما و

هلیکوپتر عراقی توسط این موشک ها منهدم شدند. موشک های اسپارو بر روی هواپیماهای F-14 و F-4

های نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز نصب می شوند . در جنگ 8 ساله با عراق هم پرنده

های عراقی زیادی طعمه خشم اسپاروهای ارتش ایران شدند.

 

            

                                     جنگنده F-4 نیروی هوایی ارتش و قرار گرفتن موشک های اسپارو در زیر بدنه

 

 هواپیمایی که این موشک از آن شلیک می شود بایستی همواره هدف را به وسیله رادار در تصویر داشته باشد

 و این نیازمند آن است که هواپیما پروازی مستقیم و بدون لغزش داشته باشد. این نکته از محدودیت های موشک

 های اسپارو محسوب می شود.

 موشک اسپارو هنگام پرواز به وسیله چهار بال متحرک دلتا شکل کنترل می شود. نیروی رانش موشک

 نیز از یک موتور سوخت جامد فراهم می شود. یک فیوز فعال فرکانس رادیویی ، زمانی که موشک در

محدوده برد کشنده هدف قرار دارد ، کلاهک را منفجر می کند.


اگرچه ابعاد ظاهری موشک در گونه های مختلف آن نسبتا بدون تغییر باقی مانده است ،اما اجزای داخلی

 آن پیشرفت ها و توانایی های گسترده ای را پذیرا بوده است.


اسپارو یک موشک رهگیر هوایی مافوق صوت با برد متوسط است که به وسیله انرژی امواج رادیویی و

سیگنال های پردازشگر رادار و همچنین انرژی بازتابی که مستقیما از هدف دریافت می شود ، هدایت

 می گردد. به گونه ای که موشک ، سیگنال های رادار را با استفاده از گیرنده های عقبی خود از رادار

سکوی پرتاب دریافت می کند و انرژی بازتابی از هدف را با گیرنده های داخلی خود دریافت کرده و پردازش

 می کند.

 

  

                                     جنگنده F-15 نیروی هوایی ایالات متحده و شلیک اسپارو

 


بخش کنترل و هدایت (GCS) :


GCS هدف را ردیابی کرده و موشک را با زاویه لازم به سمت هدف هدایت و تثبیت می کند و کلاهک از

 طریق استفاده از یک فیوز مجاور رادار فعال یا منفجر می شود.


مقایسه علامت ها و سیگنال های بازگشتی از هدف به بخش هدایت این اجازه را می دهد تا تغییرات

هدف را احساس کرده و با حرکت بال ها مسیر را برای رهگیری هدف حفظ کند.

 

 مشخصات موشک SPARROW :


عملکرد اصلی : موشک هدایت شونده هوا به هوا


مولد نیرو : موتور رامت سوخت جامد MK-58


برد : تقریبا 30 کیلومتر


طول : 64/3 متر


قطر : 2/0 متر


کلاهک : کلاهک ترکشی انفجاری


وزن پرتاب : 225 کیلوگرم


هزینه ساخت : 125000 دلار


هواپیماهای استفاده کننده : F-4 . F-14 . F-16 . F-18 . F-15

 

 

                        جنگنده F-14 (تامکت) نیروی هوایی ارتش مسلح به موشک اسپارو (وسطی) ،سایدویندر و فونیکس

 


روش های مقابله با موشک اسپارو :


1- یکی از نقاط ضعف این موشک این است که هواپیمایی که این موشک از آن پرتاب می شود ، می

 بایست همواره هدف مورد نظر را به وسیله رادار ، در تصویر داشته باشد و این مستلزم پرواز مستقیم و

بدون لغزش است که مشکلات جدی برای این هواپیماها به وجود آورده و در نهایت محدودیت هایی را برای

 شلیک موشک ایجاد می کند. در ضمن با شلیک توسط پدافند هوایی می توان خلبان هواپیما را وادار به

 پروازی غیر مستقیم و توام با لغزش نمود که این خود بر اشتباه خلبان افزوده و سبب انحراف موشک می

 شود.


2- این موشک به وسیله راداری که در سکوی پرتاب موشک هدایت می شود ، یعنی موشک با پردازش

 سیگنال های دریافتی از رادار حرکت خود به سمت هدف را ادامه می دهد. به این ترتیب اگر در لحظه

 پرتاب موشک سیگنال هایی دقیقا مشابه سیگنال های سکوی پرتاب در محیط ساطع کنیم ، خواهیم

توانست اطلاعات غلط به موشک داده و آن را منهدم کنیم.


3- یکی از لازمه های هدایت موشک اسپارو ، دریافت انرژی بازتابی از هدف و پردازش آن و سپس تصحیح

 مسیر به سمت هدف مذکور است. بنابراین یکی دیگر از راه های مقابله ، به حداقل رساندن امواج

بازتابی از هدف است. برای مثال ، با استفاده از ابراز و وسایل جاذب انرژی RF  و نیز نصب فیلترهای

الکترونیکی مخصوص بر روی هدف ، می توان از بازتاب انرژی RF  از هدف کاسته و در نهایت دقت عمل

موشک در اصابت به هدف را کم کرد.

 

                                

                                                                SPARROW   AIM-7

  نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 21:0  توسط امید  | 

مرحله دریایی رزمایش ضربت ذوالفقار

مرحله دریایی رزمایش ضربت ذوالفقار 

 

مرحله دریایی رزمایش ضربت ذوالفقار هم پس از گذشت سه روز به پایان رسید . این رزمایش از بندر

 خرمشهر تا خلیج گواتر ادامه داشت و در وسعت 250000 کیلومتر مربع به انجام رسید . جانشین فرماندهی

 کل نیروی دریایی ارتش راهبرد جدید این نیرو را رزم غیر کلاسیک دریایی معرفی کرد و پدافند موثر

 سکوهای نفتی را از مهمترین اهداف این مانور دریایی بر شمرد.

 

            

                                       بالگرد  SH-3D  نیروی دریایی ارتش بر روی ناو

 

یکی دیگر از جنبه های مانور ، شلیک موشک های ثاقب توسط ناوهای نیروی دریایی ارتش بود . این موشک

 توسط متخصصان نیروی دریایی و با همکاری دیگر دانشگاههای صنعتی کشور ساخته شده است. در روز

 اول این رزمایش موشک های ساحل به دریا ( احتمالا موشک نور ) آزمایش شدند و یگان های تفنگداران

 دریایی ارتش اقدام به دفاع از سواحل کردند و با بمباران ساحلی و هلی برن نیرو سواحلی را که در کنترل

 دشمن فرضی بود به تصرف خود در آوردند .

 

             

                                     شلیک موشک ثاقب از ناو نیروی دریایی ارتش

 

مرحله دیگر این مانور خودنمایی زیر دریایی های کلاس طارق، غدیر و نهنگ بود که حجم عظیمی اژدر و

 موشک را به سمت دشمن پرتاب کردند وبه انجام کف نشینی در آب های نیلگون خلیج فارس پرداختند. زیر

 دریایی های ارتش در روز آخر رزمایش با نفوذ به عمق آب و اتخاذ تاکتیک سکوت به شناور های دشمن

 نزدیک شده و آنها را منهدم کردند. در این رزمایش نیروها مقابله با جنگندهای مهاجم و غواصان دشمن را نیز

 تمرین کردند. در قسمت دیگری از مانور هم قایق های تندرو اقدام به مین ریزی دریایی کردند.

 

    

                                                تفنگداران دریایی ارتش

 

مرحله هوایی رزمایش ضربت ذوالفقار توسط نیروی هوایی قهرمان در روزهای آینده اجرا خواهد شد ...

نوشته شده توسط mehdi در ساعت 15:44 | Permanent Link | نظرات (0)

مرحله دریایی رزمایش ضربت ذوالفقار

مرحله دریایی رزمایش ضربت ذوالفقار 

 

مرحله دریایی رزمایش ضربت ذوالفقار هم پس از گذشت سه روز به پایان رسید . این رزمایش از بندر

 خرمشهر تا خلیج گواتر ادامه داشت و در وسعت 250000 کیلومتر مربع به انجام رسید . جانشین فرماندهی

 کل نیروی دریایی ارتش راهبرد جدید این نیرو را رزم غیر کلاسیک دریایی معرفی کرد و پدافند موثر

 سکوهای نفتی را از مهمترین اهداف این مانور دریایی بر شمرد.

 

            

                                       بالگرد  SH-3D  نیروی دریایی ارتش بر روی ناو

 

یکی دیگر از جنبه های مانور ، شلیک موشک های ثاقب توسط ناوهای نیروی دریایی ارتش بود . این موشک

 توسط متخصصان نیروی دریایی و با همکاری دیگر دانشگاههای صنعتی کشور ساخته شده است. در روز

 اول این رزمایش موشک های ساحل به دریا ( احتمالا موشک نور ) آزمایش شدند و یگان های تفنگداران

 دریایی ارتش اقدام به دفاع از سواحل کردند و با بمباران ساحلی و هلی برن نیرو سواحلی را که در کنترل

 دشمن فرضی بود به تصرف خود در آوردند .

 

             

                                     شلیک موشک ثاقب از ناو نیروی دریایی ارتش

 

مرحله دیگر این مانور خودنمایی زیر دریایی های کلاس طارق، غدیر و نهنگ بود که حجم عظیمی اژدر و

 موشک را به سمت دشمن پرتاب کردند وبه انجام کف نشینی در آب های نیلگون خلیج فارس پرداختند. زیر

 دریایی های ارتش در روز آخر رزمایش با نفوذ به عمق آب و اتخاذ تاکتیک سکوت به شناور های دشمن

 نزدیک شده و آنها را منهدم کردند. در این رزمایش نیروها مقابله با جنگندهای مهاجم و غواصان دشمن را نیز

 تمرین کردند. در قسمت دیگری از مانور هم قایق های تندرو اقدام به مین ریزی دریایی کردند.

 

    

                                                تفنگداران دریایی ارتش

 

  نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 20:58  توسط امید  | 

مانور نظامی ضربت ذوالفقار از 28 مرداد به مدت نامعلوم در 16 استان ( خراسان ، سیستان و بلوچستان ،

خوزستان ، کردستان ، همدان ، آذربایجان و... ) توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران آغاز شد .

هلی برن تکاوران ، جنگ الکترونیک و اخلال در سیستم های الکترونیکی دشمن ، آزمایش موشک های زمین

 به زمین ، تغییر تاکتیک جنگ منظم به نا منظم و بر عکس ، واکنش سریع نیروها ، پشتیبانی نیروها به وسیله

 هلیکوپترهای کبرا و ... از جمله اقداماتی است که تا به امروز در گستره وسیعی از خاک کشور توسط ارتش

 انجام شده است . در این رزمایش نیروهای عمل کننده جنگیدن در دریا ، ساحل ، کویر ، جنگل و آسمان را

تمرین خواهند کرد .

اطلاعات تکمیلی درباره رزمایش ضربت ذوالفقار در روزهای آینده و همچنین پس از پایان رزمایش به طور

 جامع ارائه خواهد شد .

 

 

مرحله زمینی رزمایش ضربت ذوالفقار 

 

مانور ضربت ذوالفقار بزرگترین و گسترده ترین مانور نظامی در تاریخ کشور است ( چه از لحاظ تجهیزات و

 چه از لحاظ نفرات ) که مرحله اول ( زمینی ) آن پس از گذشت یک هفته به پایان رسید .

این مرحله از مانور که تقریبا تمام نقاط کشور را در بر می گرفت بیشتر برتمرین تاکتیک های جنگ نامنظم

 متمرکز شده بود . در این یک هفته نیروهای ارتش سعی کردند با جابه جایی سریع و آرایش گرفتن مانع

 پیشروی دشمن شوند . و نیروی زمینی موفق شد در طول یک روز بیش از صد و بیست هزار تن از

نیروهای پیاده خود را به میدان نبرد منتقل کند .

 

 

مانورهای نظامی گذشته ایران مختص به منطقه خاصی می شد ، برای مثال رزمایش پیامبر اعظم که به طور

 مشترک توسط ارتش و سپاه پاسداران انجام شد فقط در مناطق ساحلی جنوب ، خلیج فارس دریای عمان

خلاصه شده بود. اما در رزمایش ضربت ذوالفقار ارتش ثابت کرد که می تواند به طور همزمان تمام نوار

مرزی را پوشش داده و اقدام به دفاع از کشور نماید.

 

      

 

یکی دیگر از جنبه های مرحله اول مانور استفاده از تجهیزات جدید ساخت داخل بود . همه ما سربازان

آمریکایی در عراق را دیده ایم که مجهز به جلیقه های ضد گلوله ضخیمی بوده ( در حدود 3 سانتی متر )

 که قسمت جلو بدن ، پهلوها و پشت بدن آنها را پوشش داده است . گلوله هایی که در این رزمایش

توسط سربازان نیروی زمینی استفاده شدند همگی قابلیت عبور از جلیقه های ضد گلوله را داشته و در

واقع جلیقه سربازان آمریکایی دیگر برای ارتش ایران ضد گلوله نیست . در این رزمایش تجهیزات ضد زره

 و نارنجک اندازهای جدید ساخت داخل هم مورد ارزیابی قرار گرفت.

در رزمایش ضربت ذوالفقار تجهیزات جدید الکترونیکی دیگری هم آزمایش شد که جزییات آنها توسط ارتش

 منتشر نگردید.

استفاد ارتش از نیروهای احتیاط بسیج هم نقطه عطفی در این مانور نظامی بود . لازم به ذکر است

 نیروهای احتیاط بسیج در سه منطقه غرب ، جنوب و تهران پس از سازماندهی شدن وارد رزمایش

شدند .

انهدام شناورها ی دشمن و دفاع ساحلی یکی دیگر از مواردی بود که توسط نیروی زمینی ارتش انجام شد .

انجام عملیات شناسایی و خرج گذاری شناورهای دشمن توسط غواصان نیروی زمینی از ویژگی های مهم

این بخش از رزمایش بود .

                                     اعزام لشگر  ۸۸ زرهی زاهدان به منطقه رزمایش

 

در این رزمایش پرنده های بی سرنشین ارتش پس از شناسایی مواضع دشمن و به دست آوردن اطلاعات کافی،