تبليغاتX
کاملترین وبلاگ هوانوردی ایران
 
 
هزینه مدرن سازی و تقویت نیروی هوایی ایران چقدر است؟

براي اينكه هزينه تقويت و مدرن سازي نيروي هوایی ايران را تخمين

 زده و محاسبه كنيم ابتدا بايد به توان هوایی ديگر كشورها توجه كرد. كشورهاي ديگر از نظر توان تهدید کردن ایران به دو دسته بايد تقسيم شوند و عبارتند از ( البته کشورهای بحرین و ارمنستان و افغانستان و عراق در محاسبات زیر در نظر گرفته نشده اند) :
1) كشورهاي منطقه ای : اسرائیل و تركيه و عربستان و پاكستان و امارات و کویت و ترکمنستان و قطر و عمان و آذربایجان
2) كشورهاي فرا منطقه ای آمریکا و انگلیس ( در این مقاله برسی نخواهد شد) :

حال با توجه به ليست فوق ما بايد به يك حد نصاب دست يابيم كه هم با اقتصاد و تكنولوژي ايران سازگار باشد و هم اينكه از پس تهديدات برآيد. بنابراين براي دست يابي به اين حد نصاب به بررسي توان هوایی کشورهای فوق پرداخته ( و در ادامه توان هوایی کنونی ایران و نیز توان لازم برای مقابله با تهدیدات ذکر خواهد شد) :

1- تركيه : ارتش تركيه تقريبا مدرن ميباشد و از نظر كمي بزرگترين ارتش اروپايي محسوب مي شود. استعداد انساني اين ارتش 4 برابر انگليس بوده و ميتواند براي ايران تهديدي تقريبا خطرناك باشد. ايران از نظر تكنولوژي نظامي آشكارا بر تركيه برتري دارد و از بعد اقتصاد هم ايران برتر است و مهمتر اينكه ما نفت داريم. ارتش تركيه بعد از فروپاشي شوروي مورد بي مهري غرب قرار گرفت ولي در عوض روابط خود را با اسراييل بسيار گسترش داد.
هم اكنون نيروهاي اسراييل از خاك تركيه به منظور جاسوسي عليه ايران استفاده مي كنند. و كشورهاي آمريكا و انگليس در خاک ترکیه داراي پايگاهاي بزرگ هوايي با 180 هواپيما و 6 هزار سرباز هستند كه در جنگ احتمالي ايران و آمريكا بسيار كاربرد خواهد داشت.
نيروي هوايي ترکیه شامل 60 هزار سرباز و حدودا 600 جنگنده كه عبارتند از 240 فروند F-16C/D و 175 فروند F-4E و 44 فروند RF-4E و حدود 140 فروند F-5A/B كه همگي مدرنيزه شده و در شرايط كاملا عملياتي قرار دارند. از بعد هوایی ما عقبتر از تركيه هستيم و در صورت بروز جنگ اف-16 و فانتومهای تركيه براي ايران ميتوانند خطرناك باشند.
باید توجه زیادی بر روی ترکیه کرد زیرا این کشور علاوه بر نیروی هوایی قدرتمند خود میزبان صدهها جنگنده خارجی و نیز 90 بمب هسته ای 250 کیلوتنی هست! برای مقابله با این کشور میتواند از انواع MiG-29 و Su-30 و Su-24 به تعدا انبوه خریداری و استفاده کرد.

2- عربستان : این کشور با بودجه نظامی چند برابر ایران و نیز خریدهای تسلیحاتی بزرگ از غرب و به ویژه آمریکا هم اکنون تهدید خطرناکی برای ایران محسوب میشود. سعودیها قصد دارند با صرف دهها میلیارد دلار تا سال 2020 نیروی هوایی خود را به اولین نیروی منطقه تبدیل کنند و این زنگ خطری برای نیروی هوایی نه چندان قدرتمند ایران هست.
نیروی هوایی عربستان دارای 18 هزار پرسنل و حدود 400 فروند هواپیمای جنگی میباشد و زیر نظر آمریکاییها بنیانگذاری شده و اداره میشود. این نیرو مجهز به جنگنده های مدرن و قدرتمند میباشد ولی از یک چیز کاملا بی بهره است و آن چیزی نیست بجز شرف نظامی و وطن پرستی و شجاعت! آری تقریبا تمام اعراب این خصایص را دارا میباشند! بگذریم!
نیروی هوایی عربستان متشکل از 109 فروند F-15C/D و 72 فروند F-15S میباشد که نوع صادراتی F-15E به عربستان میباشد و نیز 120 فروند تورنادو از انواع ADV و IDS به اضافه حدودا 100 فروند F-5B/E/F و RF-5E میباشد. این نیرو همچنین دارای 5 فروند آواکس E-3A میباشد. با توجه به نیروی هوایی عربستان در میابیم که جنگنده های اف-15 و تورنادو این کشور میتوانند برای ایران خطرناک ظاهر شوند و باید توجه خاصی به خرید جنگنده های برتری هوایی علیه عربستان گردد که بهترین گزینه میتواند Su-27 و Su-30 وMiG-31 باشند.

3- پاکستان : استعداد انسانی نیروی هوایی این کشور با توجه توان هوایی آن یعنی 360 فروند جنگنده خیلی زیاد و بالغ بر 45 هزار نفر هست! جنگنده های پاکستان عمدتا قدیمی و با کارایی پایین هستند ولی نباید از این نیرو غافل شد. زیرا تمرکز هوایی ایران در قسمت جنوب شرقی بسیار کم و در برابر پاکستان نیروی دفاعی موثری نمیتواند باشد! جنگنده های این کشور شامل 50 فروند Q-5 و 40 فروند J-6 و 80 فروند J-7 و 37 فروند F-16A/B و 150 فروند از انواع Mirage-3/5 میباشد.
در ضمن پاکستان قصد دارد تا 5 سال آینده 80 فروند F-16 و 50 الی 100 فروند FC-1 خریداری نماید که توان این نیرو را تقریبا دو برابر خواهد کرد. به هر حال نباید در مورد پاکستان اتمی کوتاهی کرد و حتما باید چند اسکادران جنگنده بمب افکن ضربتی خریداری و در شرق کشور مستقر کرد. برای این منظور جنگنده های Su-24 و Su-30 میتواند مناسب باشد.

4- امارات : این کشوری که روزگاری نه چندان دور خود جزو امپراطوری ایران بود اکنون چشم طمع به خاک کشورمان دارد! یکی از تهدیدهای کوچک ولی جدی علیه ایران همین کشور امارات هست. شاید این کشور هرگز به تنهایی با ایران وارد مبارزه نشود ولی در صورت بروز درگیری با عربستان احتمالا این کشور نیز با همراهی کویت و قطر وارد جنگ با ایران شده و جاه طلبی های خیالی صدام را تکرار کنند!
امارات کشوری است که سرانه نظامی آن به نسبت وسعت و اقتصاد و جمعیتش خیلی زیاد هست و اینها تنها یک دلیل دارد و آن ترس از ایران هست! ایرانی که تاکنون به هیچ کشوری تجاوز نکرده است و در جنوب کشور تنها چند اسکادران جنگنده دارد! امارات با دارا بودن حدود 200 فروند جنگنده و نیز تلاش برای افزایش توان نظامی یکی از تهدیدهای کوچک منطقه ای برای ایران میباشد که باید به آن نیز توجه شود.
جنگنده های امارات شامل 80 فروند F-16E/F که مدرنترین و گرانترین اف-16های صادراتی جهان بوده به اضافه 50 فروند از انواع مختلف Mirage-5 و نیز تقریبا 65 فروند Mirage-2000 هستند.
برای مقابله با این خطر کوچک ایران میتواند از جنگنده های Mig-29 و Su-30 استفاده نماید.

5- کویت : این کشور نیز بعد از انقلاب برای کشورمان مشکلات زیادی ایجاد کرده است و اکنون نیز درصدد دزدیدن نفت و گاز ایران هست! کشوری که آن هم جزوی از خاک امپراطوری ایران میباشد. هزینه های نظامی کویت همانند امارات به نسبت اقتصاد و جمعیت و وسعت خیلی زیاد هست و این نیز دو دلیل دارد اول ایران و دوم ترس از تکرار حادثه 1990 که منجر به اشغال شدن این کشور به مدت 5 ماه شد. هر چند در آن زمان نیز کویت با دارا بودن تسلیحات مدرن ظرف 48 ساعت اشغال شد و تمام سران ترسوی آن به خارج فرار کردند! نیروی هوایی کویت از 40 فروند F/A-18C/D به اضافه حدود 30 فروند Mirage F-1 و نیز تقریبا 30 فروند A-4 غیر عملیاتی برخوردار هست.
ایران برای مقابله با کویت میتواند از جنگنده های MiG-29 یا Su-30 استفاده نماید.


6- ترکمنستان : این کشور در زمان حال نمیتواند تهدیدی جدی برای ایران باشد ولی نباید از توان هوایی آن صرف نظر کرد. نیروی هوایی ترکمنستان دارای حدود 220 فروند جنگنده بجای مانده از اتحاد شوروی است که اکثرا مدرن نمیباشد و توان شرکت در جنگهای قرن 21 را ندارند. به هر حال این نیرو شامل 10 فروند MiG-21 و 60 فروند MiG-23 و 24 فروند MiG-25 و 24 فروند MiG-29 و 65 فروند Su-17 و 45 فروند Su-25 و 3 فروند Su-7 و 8 فروند Yak-28 میباشد.
ایران برای مقابله با ترکمنستان میتواند از جنگنده های MiG-29 و Su-24 استفاده نماید.

7- قطر : این کشور نیز سیاستی مشابه دیگر برادران عربی خود دارد و نیازی نیست به دشمنی های آن نیز اشاره شود. نیروی هوایی این کشور حرفی برای گفتن ندارد و تنها دارای 12 فروند Mirage-2000 و 15 فروند Mirage F-1 میباشد. ولی هزینه های نظامی این کشور هم زیاد بوده و احتمالا در آینده این نیرو به چند برابر افزایش خواهد یافت! ایران هم میتواند علیه قطر از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.

8- عمان : این هم مانند قطر ضعیف بوده و نیروی هوایی این کشور تنها دارای 26 فروند جنگنده Jaquar میباشد. ایران برای مقابله با عمان میتواند از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.

9- آذربایجان : این کشور سیاست دوگانه دارد و از طرفی با ایران دست دوستی داده و از طرفی با آمریکا! به هر حال خود آذربایجان نمیتواند برای ایران خطرناک باشد نیروهای خارجی مستقر در آن باید به عنوان یک تهدید تلقی شوند. آمار دقیقی از تعداد جنگنده های عملیاتی این کشور در دسترس بنده نبوده ولی تقریبا 50 فروند جنگنده شامل 5 فروند MiG-21 و 28 فروند MiG-25 و 4 فروند Su-17 و 5 فروند Su-24 و 2 فروند Su-25 توان هوایی این کشور را تشکیل میدهند.
ایران نیز برای مقابله با این کشور میتواند از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.

10- اسرائیل : جدی ترین تهدید علیه کشور عزیزمان نه تنها از سوی همسایگان بلکه 1100 کیلومتر دورتر از مرزهای ما قرار دارد و تنها خطری هست که همیشه باید آنرا جدی گرفت(البته در حالتی که سیاست ایران و اسرائیل تغییر نیابد). این کشور بیشترین سرانه نظامی در منطقه و شاید هم جهان را دارد و سالانه بیش از 2 میلیارد دلار کمک مستقیم بلاعوض از آمریکا برای مقاصد نظامی دریافت میکند! این کشور با وجود وسعت و جمعیت کم در 5 جنگی که با اعراب داشته است در همه پیروز بوده و ارتش آن کارنامه بسیار موفقی دارد. برای مقابله با این کشور نمیتوان تنها با خریدهای تسلیحاتی امنیت خود را تضمین کرد بلکه باید با یک حرکت رو به پیشرفت صنعت و اقتصاد داخل را آنچنان تقویت کرد که بتوان از هر لحاظ با این دشمن جدید به مقابله پرداخت.
نیروی هوایی اسرائیل 35 هزار پرسنل دارد به اضافه 677 فروند جنگنده که 450 فروند آنها در شرایط کامل عملیاتی قرار دارند. نیروی هوایی اسرائیل همچنین قرار است تا سال 2010 به 102 فروند F-16I مجهز شود که مخصوصا برای مقابله با ایران ساخته شده اند. نیروی هوایی اسرائیل در سال 2005 متشکل از 105 فروند F-4 و 265 فروند F-16 از انواع مختلف و 110 فروند A-4 و 110 فروند Kfir و 87 فروند F-15 از انواع مختلف میباشد. مشاهده میشود که اسرائیل دارای بهترین و قویترین نیروی هوایی منطقه هست و ایران در برابر چنین حریف خطرناکی راه سختی پیش رو دارد!
مشکل اصلی زمانی درک میشود که اگر بدانیم جنگنده های اسرائیل براحتی میتوانند از آسمان عراق و اردن و ترکیه برای رسیدن به ایران استفاده کنند ولی ایران اجازه استفاده از آسمان این کشورها را ندارد!
در مقابل اسرائیل ایران باید همزمان دو کار را انجام دهد اول تقویت نیروی هوایی و دوم تقویت سایتهای راداری و پدافندی بویژه با موشکهای مدرنی مانند S-300PMU2 یا سایر سلاحها. برای اینکه جنگنده های ایران به خاک اسرائیل برسند کار مشکل اینجاست که ابتدا باید با جنگنده های آمریکایی و انگلیسی موجود در عراق و ترکیه درگیر شده و در همان حال به سوی اسرائیل نیز حرکت کنند!
میبینیم که هرگونه پاسخ هوایی ایران به اسرائیل میتواند منجر به درگیری با آمریکا و انگلیس نیز بشود!
به هر حال ایران برای رسیدن به خاک اسرائیل میتواند از جنگنده های Su-24 و 30Su- استفاده نماید.


توان هوایی ایران در سال 2005 :

نیروی هوایی ایران توانسته است بعد از جنگ وحشتناک 8 ساله و نیز تحریمهای آمریکا تاکنون سرپا بایستد و هرچند توان سال 1979 را ندارد ولی با توجه به شرایط جهانی و رفتار خصمانه آمریکا همین هم غنیمت است.
پرسنل نیروی هوایی در سال 2005 برابر 52 هزار نفر بوده و از این نظر این نیرو یک نیروی قدرتمند و استخواندار محسوب میشود.
توان دقیق عملیاتی ایران معلوم نیست ولی بنده در این مقاله دو دسته آمار را ارائه خواهم داد که اولی گزارش سالانه ارتش اسرائیل و دومی آمار تایید شده توسط اکثر سازمانهای اطلاعاتی جهان هست.

آمار اول :
تعداد هواپیماهای عملیاتی جنگی : حدودا 480 فروند
6 H-6D
4 Tu-22M
30 F-7M
24 Mirage F-1EQ
30 F-14A
70 F-4D/E
24 MiG-23BN
24 MiG-27
48 MiG-29A/UB
26 Su-27
60 F-5E/F
16 F-6
30 Su-22
30 Su-24MK
30 Su-25
4 Azarakhsh
24 MiG-31
7 RF-4E

آمار دوم :
تعداد هواپیماهای جنگی عملیاتی : حدودا 350 فروند
70 F-4D/E
70 F-5E/F
40 MiG-29A/UB
30 F-14A
30 F-7M
35 Su-24MK
10 Su-25K
44 Su-20/-22
5 RF-4E

اینجانب بیشتر به آمار دوم اعتماد دارم تا آمار اول و به همین جهت در این مقاله توان ایران در سال 2005 را 350 فروند جنگنده در نظر میگیریم.


ایران به چه تعداد هواپیمای جنگی برای مقابله با هر یک از تهدیدات فوق نیازمند هست؟

در زیر تعداد جنگنده های مورد نیاز ایران برای مقابله با هر یک از تهدیدات فوق ذکر میگردد ( البته به دو صورت که (الف) برای ایجاد توان پدافندی موثر و (ب) ایجاد توان آفندی مناسب برای ایجاد برتری هوایی) :

1- ترکیه :
الف) ایران با حفظ توان کنونی به 200 فروند جنگنده مدرن نیاز دارد تا بتواند یک پدافند عامل مناسب در برابر ترکیه ایجاد نماید. این 200 فروند میتواند به ترتیب شامل 110 فروند میگ-29 و 15 فروند سوخو-24 و 15 فروند سوخو-25 و 60 فروند سوخو-30 نیازمند هست.
ب) برای ایجاد برتری هوایی نیز ایران به 350 فروند جنگنده مدرن شامل 200 فروند میگ-29 و 100 فروند سوخو-30 و 25 فروند سوخو-24 و 25 فروند سوخو-25 نیازمند هست.

2- عربستان :
الف) خرید 150 فروند جنگنده مدرن شامل 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-30
ب) خرید 300 فروند جنگنده شامل 60 سوخو-27 و 180 فروند سوخو-30 و 60 فروند میگ-31

3- پاکستان :
الف) خرید 50 فروند جنگنده میگ-29
ب) خرید 200 فروند جنگنده جدید شامل 150 میگ-29 و 50 فروند سوخو-24

4- امارات :
الف) خرید 50 فروند میگ-29
ب) خرید 150 فروند جنگنده شامل 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-30

5- کویت :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

6- ترکمنستان :
الف) خرید 50 فروند سوخو-30
ب) خرید 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-24

7- قطر :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

8- عمان :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

9- آذربایجان :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

10- اسرائیل :
الف) خرید 250 فروند جنگنده جدید شامل 150 فروند سوخو-30 و 100 فروند سوخو-24
ب) خرید 400 فروند جنگنده جدید شامل 250 فروند سوخو-30 و 150 فروند سوخو-24


خوب تا این لحظه توان لازم برای مقابله با هر یک تهدیدات فوق الذکر تعیین شد ولی نکته مهم این است که باید به یک جمع بندی برسیم و یک نیروی هوایی داشته باشیم تا بتواند همزمان با چند تا از تهدیدهای فوق درگیر شده و پیروز از میدان بیرون آید. برای این منظور باید حداقل 830 فروند هواپیمای جنگی عملیاتی بصورت زیر داشت و بقیه هواپیماهای کنونی را به عنوان رزرو به انبارهای نیروی هوایی فرستاد.
همچنین بایستی پایگاههای تاکتیکال کنونی نیروی هوایی بهسازی شده و 6 پایگاه تاکتیکال جدید بصورت زیر ساخته شود.

(پایگاههای کنونی با رنگ قرمز و مورد نیاز جدید با رنگ آبی)



Fighter / Interceptor
60 MiG-31BM
60 F-14A Upgraded
200 MiG-29SMT

Fighter / Bomber
80 F-4E Upgraded
80 F-5E Upgraded
100 Su-24MK
40 Su-25T
160 Su-30MKK3

Bomber
30 Tu-22M3

AEW
5 A-50
10 Iran-140


پایگاه 1 : یک اسکادران F-14 و دو اسکادران Su-24 و یک اسکادران MiG-29 و یک فروند A-50
پایگاه 2 : دو اسکادران Mig-29 و دو اسکادران F-5 و یک فروند Iran-140
پایگاه 3 : یک اسکادران F-14 و یک اسکادران Su-25
پایگاه 4 : یک اسکادران F-4 و یک اسکادران F-5
پایگاه 5 : یک اسکادران MiG-29 و یک اسکادران F-5
پایگاه 6 : یک اسکادران Su-30
پایگاه 7 : یک اسکادران MiG-31 و یک اسکادران Su-30 و یک اسکادران MiG-29 و یک فروند A-50 و یک فروند Iran-140
پایگاه 8 : یک اسکادران F-14 و یک اسکادران Su-24 و یک اسکادران Tu-22M و یک فروند A-50 و یک فروند Iran-140
پایگاه 9 : یک اسکادران Su-30 و یک فروند Iran-140
پایگاه 10 : یک اسکادران Su-30
پایگاه 11 : یک اسکادران Su-30
پایگاه 12 : یک اسکادران MiG-29 و یک اسکادران Su-25
پایگاه 13 : یک اسکادران Mig-29
پایگاه 14 : یک اسکادران MiG-29 و یک اسکادران F-4 و یک فروند Iran-140
پایگاه 15 : یک اسکادران MiG-29
پایگاه 16 : یک اسکادران MiG-31 و یک اسکادران Su-30 و یک فروند A-50
پایگاه 17 : یک اسکادران Tu-22M و یک اسکادران MiG-31 و یک اسکادران MiG-29 و دو فروند Iran-140
پایگاه 18 : یک اسکادران F-4
پایگاه 19 : یک اسکادران Su-24 و یک اسکادران Tu-22M و دو فروند Iran-140
پایگاه 20 : یک اسکادران Su-30
پایگاه 21 : یک اسکادران Su-24 و یک اسکادران F-4 و یک فروند A-50
پایگاه 22 : یک اسکادران Su-30 و یک فروند Iran-140


هزینه طرح پیشنهادی فوق چقدر هست؟

ارزش کل طرح فوق بالغ بر 15 میلیارد دلار میباشد که با توجه به اقصاد و درآمدهای نفتی و گازی ایران و نیز این نکته که میتوان حدود یک سوم آنرا نقدا و بقیه را بصورت اقساط پرداخت خواهد شد چنین کاری و خرید جنگنده های مدرن برای نجات نیروی هوایی و تامین امنیت هوایی کشور کاملا ضروری است.

زمان لازم برای اجرای طرح فوق چقدر هست؟

با توجه به میزان بودجه زمان طرح فوق بین 3 تا 10 سال متغیر هست. ولی با یک بودجه نظامی سالانه 10 میلیارد دلار میتوان طرح فوق را در عرض 5 سال کاملا اجرا کرد.

آیا این طرح میتواند موجب انتقال فناوری به ایران شود؟

بلی. اگر ایران بتواند با طرف فروش توافق کند که تعدادی از جنگنده های مورد نیاز در داخل کشور مونتاژ شوند فرصتی برا ی متخصصان داخلی فراهم میاید تا ایران هم صاحب تکنولوژی هوافضایی شود.
منبع
  نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 19:45  توسط امید  | 
یگان تفنگداران نیروی دریایی آمریکا به یک هلیکوپتر بزرگ و قدرتمند که بتواند سربازن و تجهیزات را جا به جا کند و قابلیت برخاست و نشست را از ناوها نیز داشته باشد نیاز داشت و همین امر باعث شد شرکت سیسکوری هلیکوپتر ch-53 را تولید کند و در خدمت نیروی دریایی آمریکا قرار دهد.در سال 1962 اولین ch-53 سفارش داده شد و اولین پرواز خود را در 12 اکتبر 1964 بود و به دلیل اینکه نیروی دریایی از این هلیکوپتر راضی بود تمایل دارد این هلیکوپتر را تا سال 2015 در خدمت داشته باشد. تعداد 12 فروند s-61 و 6 فروند rh-53 به ایران صادر شد البته تعدادی نیز در حادثه طبس به دست آوردیم که بعد از انقلاب و قطع روابط ایران با آمریکا و شرکت سازنده این هلیکوپتر مشکلاتی اعم از کمبود قطعات که باعث شد این هلیکوپتر ها زمین گیر شوند اما با بالاخره با همکاری شرکت پنها توانستیم آنها را بازسازی کنیم.این هلیکوپتر با استفاده از 6 رتور و موتور پر قدرت t-64-ge-41 توربو شافت قابلیت حمل 16 تن بار را دارا میباشد.این هلیکوپتر قابلیت جابه جای 37 سرباز را در شرایط استاندارد و 55 سرباز را در شرایط ضروری حمل بکند البته از این هلیکوپتر برای نجات نیز استفاده میکنند این هلیکوپتر به وسیله یک مسلسل 7/62mm مسلح میشود البته aim-9 نیز هم بر روی این هلیکوپتر امتحان شده
ch-53 بر فراز منطقه جنگلی



بنابر گروه حوادث هوایی این هلیکوپتر حوادثی نیز در پی داشته از جمله:

در 4 فوریه 1997 یک rh-53 اسراییل سقوط میکند که باعث مرگ 73 تن میشود.
در 10 می 1997 نیز یک rh-53 سقوط میکند که باعث مرگ چند تن میشود.
در 26 ژان.یه 2005 یک rh-53 آمریکا به دلیل نامساعد بودن شرایط جوی در غرب عراق سقوط میکند که باعث مرگ 31 تن میشود.
در 17 فوریه سقوط ناگهانی یک rh-53 در دریا باعث مرگ خدمه آن میشود.

عملیات هایی که این هلیکوپتر در انها شرکت کرده:

در جنگ ویتنام که اولین تجربه خود بود توانست کارایی ها خود را ثابت کند و سربازن و تجهیزات بسیاری را جا به جا کند.
در ساحل عاج هم بوده.
حمله به اردوگاهی در شمال ویتنام در سال 1970 که قصد داشتند دریانوردانی که در آنجا اسیر شده اند نجات دهند.
نجات گروگان های خود در ایران در سال 1980 و آن فاجعه.
در سال 1970 یک rh-53 در مصر فرود اضطراری آمد که بعدها به اسراییل منتقل شد و مهندسان اسراییلی بر روی آن آزمایشاتی انجام دادند.
در سال 1973 نیز توانست تجهیزات خودی اعم از توپ ها را به جلو حمل کند و در تخلیه سربازان زخمی به عقب نیز کمک کند.
در همان سال نیز با یک میگ 21 رو به رو شد که میگ 21 توانست با شلیک توپ آن را مجبور به فرود کن.
ch-53 و مجسمه آزادی



مدل های مختلف ch-53:

Ych-53a:مدل اولیه
Ch-53a:تولید نخستین که برای usmc که 139 فروند ساخته شد.
RH-53:تعداد 15 فروند از آن ساخته شده.
TH-53A:همان مدل ch-53 با این تفاوت که برای آموزش استفاده میشه.
HH-53B:ساخته شده برای USAF که بیشتر برای ماموریت های آزادی گروگان ها استفاده میشه.
Ch-53c:این نمونه هم برای USAF ساخته شد به تعدا 22 فروند.
HH-53C:همان نمونه HH-53B اما تغییراتی جزیی بر روی این مدل انجام شد که برای USAF هم ساخته شده.
S-65C-2 (S-65o):نمونه صادراتی برای اتریش و اسراییل
S-65-c3:این نمونه هم به اسراییل صادر شد.
Ch-53d:همان مدل CH-53A با این تفاوت که نحوه انتقال نیرو به روتور ها تغییر کرده.
Rh-53d:قابلیت جمع آوری مین های دریایی و مدلی که به ایران صادر شد.
Vh-53d:برای حمل تجهیزات به وسیله قلاب.
Vh-53f:این مدل برای نیروی هوایی آمریکا ساخته شد.
ch-53g:تعداد 110 فروند از این هلیکوپتر ساخته شده.
Yhh-53h:مدلی باربری برای مصارف عمومی.
Hh-53h:تغییراتنی بر روی این مدل انجام شد اعم از بهبود پرواز در شب.
Mh-53h:مدل HH-53H با این تفاوت که مخزن های سوخت بزرگتری بر روی آن نصب شده.
Mh-53e:مدل صادراتی برای ژاپن
MH-53J:مدل HH-35C با تغییراتی جزیی
Ch-53k:مدل اولیه CH-53E که برای تفنگداران دریایی ساخته شده.
Mh-53m:مدل پیشرفته تر MH-53J
Ch-53d:متعلق به اسراییل که اسراییل بر روی آنها تغییراتی انجام داده.
CH-53G / CH-53GS:مدل صادراتی برای ارتش آلمان با دو مخزن اضافی سوخت.
ch-53 اسراییل در حال سوحتگیری از c-130


مشخصات عمومی:
طول:19/30
عرض:80/24
ارتفاع:26/8
سرعت:315
وزن:071/15
وزن هنگام تیکاف:640/37
برد:076/2(البته قابلیت سوختگیری هوایی نیز دارد)
سقف پرواز:640/5
rh-53 متعلق به نیروی در یایی ایران در کارخانه پنها


 

  نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 15:22  توسط امید  | 
با شنیدن نام هوانیروزاولین چیزی که به ذهن خطور میکند هلیکوپتر هست و بعضی ها نیز یاد شهیدانه بزرگی چون کشوری و شیرودی می افتند اما کسانی که اطلاعاتی ازهوانیروز ندارند آن را یک ارگان می دانند که یکی از زیر مجموعه های نیروی هوایی است و به فرماندهی نیروی هوایی عمل میکند اما در اصل هوانیروز یک ارگان جدا و در خدمت نیروی زمینی است و وظیفه اصلی آن پشتیبانی از نیروهای زمینی است و میتوان به زبان ساده تر اینطور گفت که یک نیروی هوایی ولی در خدمت نیروی زمینی است برای مثال در زمان جنگ اگر نیروی زمینی از نیروی هوایی یک هواپیما برای پشتیبانی آتش بخواهد مطمئنا یک سری کاغذ بازی هایی باید صورت بگیرد که وقتی تلف میشود و ممکن است اتفاقاتی تا آن موقع بیفتد ولی وقتی که نیروی زمینی یک نیروی هوایی(هوانیروز)جدا برای خود داشته باشد دیگر نیاز به این کاغذ بازی ها نیست و سریعتر وارد جنگ میشود.

هوانیروزتوسط شاه ایران محمد رضا شاه در سال 1935 پایه گذاری شد و تا 1979 مراحل آن تکمیل شد تا قبل از انقلاب هوانیروز در خدمت نیروی هوایی بود اما با پیروزی انقلاب این ارگان به نیروی زمینی داده شد.

 

هلیکوپتر کبری در کنار 214 در حال پرواز


 


هلیکوپترها ی هوانیروزکه هم اکنون نیز در اختیار هوانیروز هستند تمام آمریکایی هستند.

کبرا.شینوک.205.206.212.214
کبرا...اصلی ترین هلیکوپتر هوانیروز که وظیفه ی پشتیبانی از نیروهای رزمنده زمینی را به عهده دارد کبراهای ایران که در زمان شاه به ایران تحویل داده شدند از نوع j و حدود 205 یا 202 فروند بودند که تعدادی از آنها توانایی حمل موشکهای ضد تانک تاو که به کبرا تاو معروفند و تعدادی نیز میتوانند راکت حمل کنند که به کبرا های نانتو معروف هستند البته هر دو آنها مجهز به تیربار 20mm سه لول هستند.البته به دلیل اینکه ما در زمان جنگ با کمبود موشک تاو مواجه بودیم شهید بزرگوار شهید فکوری توانست 2 فروند موشک ماوریک بر روی کبری های ایران نصب کند.در اخباری که در سال 2003 منتشر شد اینطور به نظر میرسد که تعداد کبری ها به 100 فروند کاهش پیدا کرده است و دلیلش هم به خاطر اینکه بسیاری از آنها در جنگ از بین رفتند و تعدادی نیز هم به دلیل نبود امکانات زمین گیر شدند.در حال حاضر نیروی زمینی سپاه پاسداران تعدادی از این کبرا ها را از هوانیروز ارتش گرفته و در اختیار دارد که توانسته تعداد 20 فروند از آنها را به کمک شرکت هسا(شرکت هواپیما سازی در اصفهان)به نام پروژه 2097 بهینه و امکاناتی مانند جلونگر فرو سرخ و کاکپیت ضد گلوله مجهز کند.
کبری ارتش


 
 


کبری بهینه شده سپاه


 


 

شینوک...سنگین ترین هلیکوپتر هوانیروز شینوک که وظیفه آن جابه جایی افراد در میادین جنگ یا پشت جبهه ها می باشد که گنجایش ۴۰ سرنشین را دارد البته ایران در زمان جنگ چند فروند از این هلیکوپترها را به هلیکوپتر امداد گر تبدیل کرده بود که وسایل پزشکی در آن وجود داشت و مجروحین را حمل می کرد.ایران زمان شاه توانست طی قراردادهای متعدد توانست 101 شنوک مدل c را دریافت کند که البته قراردادی بالغ بر 50 تا دیگر نیز بسته بود که با پیروزی انقلاب این قرارداد فسخ شد.منابع مختلف از عملیاتی بودن 14 شینوک در نیروی هوایی و 46 فروند نیز در هوانیروز خبر میدهند.جمعا ۹ فروند از شینوک های ما به وسیله موشک از بین رفتند 8 فروند از شینوک ها در جنگ به وسیله هواپیماهای عراق شناسایی ومنهدم شدند که تنها در یک روز یک میراژ عراقی توانست 3 فروند شینوک ما را منهدم کند و 1 فروند دیگر به همراه دو شینوک دیگرکه به مرز ترکمنستان تجاوز کردند به وسیله یک mig-23 رهگیری و با یک موشک آفید منهدم شد و 2 فروند دیگر پا به فرار گذاشتند.

شینوک ارتش بر فراز میدان آزادی


 



 
شینوک پناهنده شده به عراق(این شینوک در زمان جنگ به عراق پناهنده می شود)


  نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 15:19  توسط امید  | 
جنگنده پنهانکار و مافوق صوت شفق که طراحی آن از چندین سال پیش شروع شد و در سال 2004 نیز تکمیل نمونه اولیه آن گزارش شده که چندین آزمایش موفقیت امیز را پشت سر گذازده که آزمایشات به صورت کاملا سری در یک پایگاه دور افتاده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی انجام گرفته است ، این جنگنده در سه نوع آموزشی دو نفره، جنگنده دو نفره و جنگنده یک نفره طراحی شده است. پروژه طراحی شفق توسّط وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح پس از فرمان رهبری ایران پس از جنگ مبنی بر خودکفایی در ساخت تسلیحات سرمایه گزاری شده و بوسیله مجتمع دانشگاهی هوایی (Aviation University Complex) که زیر مجموعه ای از دانشگاه صنعتی مالک اشتر می باشد پس از هزاران ساعت کار مداوم دانشمندان و دانشجویان ایرانی طراحی و ساخته شده است ( البته در ابتدای ساخت این جنگنده دو شرکت روسی میگ و سوخو نیز با ایران همکاری میکردند که ظهور مونیتور های دیجیتالی موجود در کاک پیت هواپیما که از جنس روسی هستند گواه بر این مدعا است ولی به دلیل افزایش فشار سیاسی ناشی از پرونده هسته ای از سوی آمریکا به روسیه این شرکتها از مشارکت در ادامه این طرح صرف نظر کردند)لازم به ذکر است که دانشگاه بزرگ صنعتی مالک اشتر که یکی از بزرگترین مراکز علمی و طراحی ایران می باشد وابسته و زیر نظر کامل وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جموری اسلامی ایران است .
بسیاری از کارشناسان شفق را از حیث توانایی و نوع طراحی با طرح هواپیمای MiG-I-2000 روسیه که جنگنده ای است شکاری و رهگیر مقایسه کرده اند. البته لازم به ذکر است در طراحی شفق به ویژگی پنهانکاری (رادارگریزی) آن توجه زیادی شده، بویژه که طرح بدنه آن از حیث RCS به جنگنده اف/ای-22 رپتور ساخت آمریکا که یک جنگنده پنهانکار است نیز تا اندازه ای شباهت دارد و بدنه آن از مواد جاذب امواج رادار (Radar Absorbing Materials) ساخته شده است،که توانایی ایجاد RCS کمتر از یک متر مربع را به جنگنده میدهد در واقع می توان شفق را اولین جنگنده پنهانکار ایرانی دانست. بنا به اظهارات بعضی رسانه ها طراحی نمونه ثانویه شفق که شامل بسیاری اصلاحات و بهبود ها در قسمتهای بالها و نیز دهانه خروجی موتور و همچنین سیستم های راداری پیشرفته تر می باشد تا سال 2008 بطول خواهد انجامید. با توجه به سرمایه گذاری های بسیار بالای ایران در صنایع هوایی و موشکی خود احتمال میرود که این پرنده کمی زودتر از موعد مقرر وارد خدمت در نیروهای مسلح در جمهوری اسلامی ایران شود
شفق دارای هفت جایگاه برای حمل تسلیحات مختلف می باشد. نوع سازه به کار رفته به شکل مناسبی اجازه حمل انواع بمب و موشکهای هوابه هوا و هوابه زمین و همچنین انواع بمب با هدایت لیزری را به این هواپیمای توانمند می دهد. که در زیر هر بال سه جایگاه و یک جایگاه نیز در زیر بدنه قرار دارد. توانایی شلیک موشک اسپاروو و ساید وایندر و نیز موشک های سری R روسی از جمله R-73 و R-77.ونیز موشکهای KH-29 و KH-31 به همراه موشک هدایت تلوزیونی ماوریک توانایی به خصوصی به این پرنده ساخت ایران در نبردهای چند منظوره میدهد . همچنین استفاده از سه نمایشگر چند کاره رنگی پیشرفته در کاکپیت آن موجب شده تا در جنگنده از نمایشگرهای آنالوگ کمتر استفاده شود . این نمایشگرها که به صورت سری و در کنار هم قرار دارند وظایفی از قبیل کنترل صفحه رادار برای رهگیری پرنده های مشکوک / مدیریت تسلیحات موجود در جنگنده / کنترل سیستم های دفاع الکترونیک برای استفاده در نبردهای الکترونیکی و نیز سیستم هدایت و کنترل شلیک انواع موشکها و بمبهای هدایت راداری و یا لیزری را به این جنگنده داده است .
علاوه بر این در این پرنده جدید به راحتی خلبان توجه زیادی شده است به همین منظور دارای شیشه (درب کابین) بزرگتری هست و از نظر میدان دید دارای بهترین کارایی لازم در میان جنگنده های معروف دنیا است که دلیل آن هم کشیدگی بیشتر شیشه کابین خلبان به سمت جلو و نیز پهنای بیشتر ان به سمت اطراف است که بیشترین دید ممکن را در اختیار خلبان و یا خلبانان این جنگنده ساخت ایران قرار خواهد داد ، همچنین در شفق از صندلی های پرتاب شونده K-36D ساخت روسیه نیز استفاده شده است که بنابه تاکید کارشناسان امریکایی بهترین صندلی پرتاب موجود در جهان می باشد ( آمریکا با صرف یک هزینه تحقیقاتی بالا در حال ساخت یک نمونه مشابه از این صندلی پرتاب پیشرفته برای جایگزینی ان با صندلی های پرتاب اف 22 و اف 35 است ).
وزن این جنگنده حدود 5 تن است که از این لحاظ یک جنگنده سبک بحساب می آید. پیشرانه این جنگنده یک و یا دو دستگاه موتور توربوجت RD-33 کلیموف روسی یعنی همان موتور بکار رفته در جنگنده MiG-29 است برخی منابع آگاه نیز از امکان استفاده از موتور های AL- 31F در این پرنده ساخت ایران خبر دادند . ( البته برخی گمانه زنی ها . بنا به گفته بعضی رسانه ها ایران برنامه هایی نیز برای تولید موتور کلیموف RD-33 و نمایشگر های تحت امتیاز روسیه در ایران دارد.)
از دیگر ویژگی های بارز شفق می توان به طراحی آیرودینامیکی و سرعت فراصوتی آن که دو تا دو ونیم برابر سرعت صوت است اشاره کرد، در طراحی شفق مساحت ریشه بالها بسیار بیشتر از نوک بال است( بالهای قیفی شکل : این نوع شکل بال از پایداری نسبتا خوبی نسبت به باله های دلتا شکل در سرعت های پایین و بالا برخوردار است ) و این امر موجب می شود تا جنگنده شفق در نبرد های هوایی تن به تن (داگ فایت) بتواند به سرعت زاویه حمله را بسوی هدف تغییر دهد، همچنین بواسطه طراحی ویژه بدنه آن توانایی پیچش، غلتش و قابلیت مانور پذیری شفق تا حد زیادی افزایش یافته و آن را به جنگنده ای برای استفاده در موقعیت های خاص تبدیل کرده است. کارشناسان در مورد شفق به گمانه زنی هایی پرداخته اند از جمله اینکه جنگنده شفق از توانایی پرواز در ارتفاع پایین نیز بخوبی برخوردار است و از لحاظ اویونیک یا سیستم های الکترونیک پروازی نیز بسیار پیشرفته می باشد . از پس از سال 2000 طرحی محرمانه در دانشگاههای ایران در حال تهیه است که به موجب آن راداری پیشرفته و بروز برای این جنگنده در حال ساخت است . این رادار که در نحوه عملکرد از رادار AWG-9 تامکت الهام گرفته دارای توانایی فوق العاده و قابل قبولی در بکارگیری در انواع موقعیتهای ضروری است .
اصول استفاده از طراحی مهندسی به خصوص در این جنکنده برای افزایش قابلیت پنهان کاری در این پرنده به خوبی رعایت شده است . حتی بسیاری از کارشناسان ویژگی پنهانکاری شفق را حاصل ترکیب طراحی ویژه و استفاده از مواد جاذب امواج رادار دانسته و توانایی پنهانکاری شفق را با جنگنده آمریکایی F-117 Nighthawk که جنگنده ای بسیار پیشرفته می باشد مقایسه می کنند

 

                                 

        نام:شفق 

        ساخت:وزارت دفاع وپشتيبانی نيروهای مسلح

        سرعت:۸۰۰کيلومتر درساعت ۲برابر ماخ

        طول:۹متر

        عرض:۴متر

        ازنوع نسل پنجم شکاری ها

        مخصوص ناو هواپيما بر.

  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 21:22  توسط امید  | 

 U-2 جاسوسی مادون صوت در سقف آسمان                      


یکی از نقش های عمده ای که هواپیماها به خوبی از عهده انجام آن بر می آیند، انجام ماموریت های شناسایی است. بدین معنی که با پرواز بر فراز مرزهای دشمن، اطلاعات موردنیاز از تجهیزات و قوای دشمن را به دست آورده و براساس این دانسته ها، تصمیمهای بعدی گرفته شود. اطلاع از وضعیت دشمن، می تواند نقش تعیین کننده ای را در پیروزی یا شکست داشته ایفا کند، حال که این نبرد، چنین رقابتی بین ابر قدرت های جهان باشد اهمیت آن صد چندان می شود.


هواپیمای U-2 خلبان گری پاورز که بر فراز خاک شوروی ساقط شد


در دوران جنگ سرد نیز، بر اساس همین نیاز، دولت آمریکا سیاست درهای باز را در پیش گرفت. بدین معنی که هواپیماهای دو بلوک رقیب در شرق و غرب، یعنی آمریکا و شوروی امکان پروازهای شناسایی بر منطقه هوایی همدیگر را داشته باشند. شوروی ها که از موضوع پروژه ساخت یک هواپیمای شناسایی جدید آگاه نبودند، به راحتی به این پیشنهاد تن در دادند. در همین زمان بود که به سفارش نیروی هوایی آمریکا، کلی جانسون یعنی همان کسی که هواپیمای مخوف تاریخ یعنی SR-71 ملقب به پرنده سیاه را نیز طراحی کرده است، نمونه ی ابتدایی هواپیمایی موسوم به U-2 را برای زیر نظر گرفتن فعالیت روسی ها ارائه داد. طرح جانسون از شرکت لاکهید به زودی تایید شد و قرارداد برای ساخت بیست فروند از این هواپیما در سال 1954 منعقد گردید. طرح U-2، هواپیمایی مادون یا زیر صوت بود که می توانست در ارتفاع بسیار بالا کار شناسایی را به نحو احسن انجام دهد. هر چند که طرح ساخت U-2 مقلب به سکانک ورکز می بایست تا پایان دوره ماموریت این هواپیما سری بماند، اما دیری نپایید که با سقوط اولین فروند از این هواپیما در ماه می 1960 در خاک شوروی و دستگیر شدن گری پاورز، خلبان هواپیما، همه چیز فاش شد.


هواپیمای U-2 نیروی هوایی آمریکا در حال پرواز


 جاسوسی مخفی آمریکا بر فراز خاک شوروی، مشاجرات سیاسی شدیدی را بین دو کشور به وجود آورد که ادامه پرواز هواپیماهای U-2 را به تعویق انداخت. هواپیمای U-2 هواپیماییست با ویژگی های منحصر به فرد. برای مثال، این هواپیما دارای بال های طویلی به طول 24 متر است که بیشتر شمایل یک گلایدر را به U-2 می دهد. با استفاده از این بال ها، هواپیمای U-2 می تواند پس از اتمام سوخت یا بروز هر حادثه ی دیگری که به عدم کارکرد موتور بیانجامد، صدها کیلومتر را به اصطلاح گلاید کرده و بدون هرگونه نیروی دیگری به پرواز خود ادامه دهد. همانطوری که پیش تر گفته شد، این هواپیما با سرعت زیر صوت پرواز می کند و تنها از یک موتور J-75 پرات اند ویتنی برای تامین نیروی پروازی خود بهره می برد. برای کاهش وزن هواپیما و ساده شدن هرچه بیشتر طرح، U-2 تنها یک ارابه فرود در زیر بدنه خود دارد که برای جلوگیری از برخورد دم و دو سر بال ها به زمین، چرخ های کوچکی نیز در منتهاالیه هر یک از بالها و دم قرار داده شده است.


کاکپیت پیشرفته U-2 نسبت به کاکپیت هواپیماهای دهه 50 میلادی


سادگی طرح هواپیماهای جاسوسی بیشتر بدین منظور است که فضا و امکان برای جاگیری مناسب تجهیزات جاسوسی و به خصوص تجهیزات عکس برداری، فراهم آید. گفته می شود که خلبان های این هواپیما، اکثر پروازهای خود را در ارتفاع 75 هزار پایی یا 25 کیلومتری زمین انجام می دادند، که رکورد های ارتفاع کسب شده در زمان خود بیشتر بود اما به دلیل سری بودن طرح، هیچ گاه در این مورد سخنی بر زبان نیامد. این هواپیما همانند SR-71، دارای وسایل پیشرفته جاسوسی مانند عکسبرداری دقیق، امکان استراق سمع الکترونیکی و نمونه براداری از ذرات هواست که می تواند برای بررسی وجود مواد حاصل از آزمایش های اتمی به کار رود.


هواپیمای U-2 در نمایی از سمت چپ در موزه هوایی


رادارهای عکاسی این هواپیما، قادرند که تصاویری نسبتاً واضح را از فاصله 162 کیلومتری از میدان نبرد و یا مکان های دیگر تهیه نمایند. هواپیمای U-2 به دلیل هزینه های کمتر می توان گفت که بیشتر از هواپیمای جاسوسی SR-71 به خدمت گرفته شده است. جنگ ویتنام، جنگ خلیج فارس و حتی پروازهایی بر روی ایران، گواه این مدعاست. این هواپیما دارای مدل های A یا مدل استاندارد عملیاتی، مدل CT یا مدل آموزشی دو سرنشینه، مدل R که به دلیل سقف پرواز بسیار بالای این هواپیما برای تحقیقات هواشناسی به کار می رود و مدل HASP می باشد که در نمونه برداری از لایه های مختلف جوی کاربرد دارد.


هواپیمای SR-71 که در سالهای بعد جایگزین U-2شد


U-2 با برد بیش از 5.000 کیلومتر و امکان پرواز به مدت بیش از هشت ساعت، عملیات مختلف و گوناگونی را بر فراز شوروی سابق و البته کشورهای متحد شوروی مانند کوبا انجام داد که کشف موشک های روسی در خاک کشورهای متحد، خود سر آغاز جنگ موشکی بین شوروی و ایالات متحده گردید. با معرفی هواپیمای SR-71 و توانایی های فراوان و سیستم های جدیدتر آن، U-2 اگرچه همچنان در خدمت ماند اما به تدریج جا را برای نسل جدید هواپیماهای جاسوسی باز کرد.

  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 21:7  توسط امید  | 

مصاحبه با خلبان هواپیمای جنگنده سوئدی ویگن                                       


هواپیمای جنگنده سوئدی JA-37 ملقب به ویگن، یکی از موفق ترین جنگنده های سوئدی و حتی اروپاییست که تا کنون تولید شده است. این هواپیما جنگنده ای با قابلیت های فوق العاده پرواز سریع در ارتفاع پایین است که برای هواپیمایی با بال های دلتا شکل مزیت ارزنده ای به شمار می آید. از نظر دیگر ویگن نخستین جنگنده ی جهان است که به سیستم کشش برگردان موتور مجهز است. معلوم است که فرود روی باند های فرودگاه های سوئد که کشوری با آب و هوای بسیار سرد که اکثراً یخبندان همیشگی در آن حاکم است، کار آسانی نیست و متوقف شدن روی همین باندها به شدت سیستم هایی نظیر معکوس کننده رانش موتور که در جنگنده ویگن به کار رفته است را طلب می نماید. در زیر مصاحبه ای را با یکی زبده ترین و کارکشته ترین خلبانان، کاپیتان مایکل تورمالم از اسکادران 211 نیروی هوایی سوئد که با انواع گوناگون جنگنده ویگن پرواز کرده است و کوله باری از تجربه به همراه دارد، از نظر می گذرانیم:


1- کاپیتان، نظر شما در مورد مقایسه ویگن با دیگر جنگنده ها، مثل تورنادو، F-15 و MiG-29 چیست؟

خوب، این سوال آسانی نیست. نبرد هوایی به فاکتور ها و عوامل زیادی بستگی دارد. از جمله اینکه تعداد هواپیماهای خودی و دشمن چند است، فاصله بین دو طرف چقدر است و البته دو طرف چه تسلیحاتی را با خود حمل می کنند. با توجه به همین عوامل، تعیین برنده نهایی یک نبرد هوایی کار ساده ای نیست. اما اگر کلاً جوابی قانع کننده بخواهید، باید بگویم که من هیچ گاه در یک نبرد داگفایت یا جنگ هوایی نزدیک با هواپیماهای F-15 یا MiG-29 روبرو نخواهم شد. بلکه بهتر است جنگ بین ما نبردی از فاصله دورباشد. به جرات می گویم که اگر وینگمن یا شخصی که با هواپیمای دیگری در دسته من پرواز می کند از نظر اطلاعات به خوبی مرا پوشش بدهد، شاید بتوانم با ویگن جنگنده هایی را که نام بردید به راحتی شکست بدهم.

 

2- چه چیزی ویگن را به یک جنگنده جذاب تبدیل کرده است؟

شاید قیافه و صدای موتورهای این جنگنده، چیزی باشد که در نظر مردم جذاب می نماید. اما از نظر ما خلبان ها چیزهای دیگری هستند که یک جنگنده را برای ما جذاب می نمایند. ویگن جنگنده ای است که می توانید به آن اعتماد کنید. وقتی با این جنگنده پرواز می کنید، می توانید به راحتی نگرانی هایتان در مورد خود هواپیما را دور ریخته و تنها و تنها دهنتان را متمرکز موقعیتی کنید که در آن قرار دارید.

 

3- ویگن یک جنگنده تدافعی است و برای نبرد های نزدیک ساخته نشده است. این مسئله چگونه می تواند در پرواز دادن این جنگنده یا در تمرینات نبرد های نزدیک تاثیر گذار باشد؟

باز هم باید گفت که خیلی چیزها بستگی به موقعیت دارد. برای مثال اگر شما با یک جنگنده F-16 که تسلیحات بسیاری را به همراه تانک های سوخت اضافه حمل می کند روبرو شوید، در حالی که جنگنده شما بسیار سبک و تنها مجهز به موشک های هوا به هواست، طبیعی است که اختلاف چالاکی و کارایی دو هواپیما به صفر می رسد و این دو جنگنده در شرایط مذکور کارایی یکسانی خواهند داشت. پس ما همیشه قبل از اینکه وارد یک نبرد هوایی نزدیک شویم، شرایط را می سنجیم. اگر شرایط بر وفق مرادمان نبود، خوب، وارد نبرد نمی شویم و سعی می کنیم که دشمن را از دور مورد هدف قرار دهیم. این یکی از قدیمی ترین تاکتیک های نبرد هوایی است.


جنگنده ویگن در حال پرواز، ویگن تنها جنگنده مجهز به سیستم کشش برگردان است


4- شما با انواع گوناگونی از ویگن پرواز کرده اید، تفاوت مدل های مختلف بیشتر در چیست؟

صادقانه بگویم تفاوت بین نمونه های قدیمی ویگن با فایترویگن که نسل جدید ویگن می باشد، بسیار زیاد است. برای درک این تفاوت، بیایید تنها به تفاوت موتورهای RM8A و RM8B و مانورپذیری دو مدل نگاهی بیندازیم. موتور اصلاح شده ی RM8B از نظر تنها یک پیشرانه، چیزی بیشتر از یک موتور معمولیست. قدرت اضافه زیادی ندارد، اما اینکه می توانید به راحتی دسته گاز موتور را به یکباره از حالت Idle به حالت پس سوز و یا قدرت نظامی ببرید و سپس آن را به جای خود بازگردانید بدون آن که اعتراضی از سوی این موتور بشنوید، نعمت بزرگی برای خلبانان هواپیماهای جنگنده است. RM8B در عین حال موتور قدرتمندی است. این را می توانید از شتاب گیری سریع ویگن حتی در ارتفاعات بالا که هوای چندانی برای تغذیه موتور وجود ندارد، درک نمایید. سیلندرهای هیدرولیکی اضافه برای رادر ها و سیستم هشدار صوتی، همه اینها چیزهایی است که به شما امکان یک پرواز بی دغدغه، حتی در سرعت های نزدیک به سرعت صوت و شتاب جی زیاد را می دهد. اما در پرواز با نمونه قدیمی ویگن، واقعاً باید بدانید که دارید چکار می کنید. در نبرد های هوا به هوا، موتور قدیمی RM8A بسیار مایل است که پروازتان را با یک استال دردناک خاتمه بدهد. اگر در شتاب جی بالا، حتی فقط دسته گاز را لمس نمایید، موتور وامانده خواهد شد. در ویگن های قدیمی نمی تواستید شتاب های بیشتر از 6 جی را به هواپیما اعمال نمایید. همچنین می بایست همیشه مواظب سرعت های نزدیک سرعت صوت باشید چرا که هدایت هواپیما در چنین سرعت هایی بسیار مشکل می شد. در یک نبرد هوایی نزدیک، من شخصاً مدل جدید تر ویگن را کاملاً بر نمونه قدیمی ترجیح می دهم.

 

5- از آنجایی که همه ما می دانیم «ویگن» به معنای قدرت مهارنشدنی است، کمی بیشتر در مورد روشن کردن پس سوز ها در پرواز معمولی و در نتیجه رفتن به حالت مافوق صوت توضیح دهید.

بعضی پروازها هستند که خاطره شان را هنوز به یاد دارم، خصوصاً پروازی را که چندی پیش بر فراز خلیج بوتنیا انجام دادیم. در این پرواز خلبانان می بایست با سرعت 0.9 ماخ و در ارتفاع 300 متری بالای سطح آب پرواز کرده و پس از روبرو شدن با دشمن فرضی به سرعت های مافوق صوت دست می یافتند. من در این پرواز تمرینی پس از زمان مقرر، دسته ی گاز موتور را تا انتها پیش برده و به حالت پس سوز رساندم. با این کار، شما احساس می کنید که به شدت به صندلیتان فشرده می شوید، و پس از آن، فقط در طی چند ثانیه به سرعت مافوق صوت می رسید. این جاست که قدرت موتورها خودنمایی می کند. نیروی موتورها در حالی که لحظه به لحظه بر سرعت شما افزوده می شود، به شما می گوید که قدرت واقعی چه معنایی دارد. البته در این سرعت ها، چیزی که بیشتر از همه جلب توجه می کند، سر و صدای بسیار زیاد است که حتی صدای رادیو در ماکزیمم ولوم هم قابل شنیدن نیست. در سرعت های مافوق صوت، به راحتی می توانید گرمای زیاد ایجاد شده در اثر اصطکاک بین مولکولهای هوا با بدنه هواپیما را احساس کنید. به طوری که یک بار خودم شخصاً این گرما را در قسمت فلزی کنار دسته گاز حس کردم. اینجاست که می توانید باور کنید که موتور این هواپیما می تواند بیش از 100.000 اسب بخار نیرو تولید کند!


دو جنگنده AJ-37 ویگن که نمونه های قدیمی تر جنگنده ویگن هستند


6- گفته می شود که هواپیمای JA-37 مجهز به سیستم توپ اتوماتیک است که پس از قفل روی هدف هواپیما را به صورت خودکار به سمت هدف هدایت می کند تا تمامی گلوله های شلیک شده دقیقاً به هدف برخورد کنند. آیا واقعاً چنین است؟ اگر جواب مثبت است هواپیما در چنین مواقعی تا چه اندازه می تواند کنترل وضعیت را در دست داشته باشد؟

بله، این سیستم در هواپیمای JA-37 وجود دارد. اگر عادلانه قضاوت کنیم، واقعاً این سیستم وظیفه اش را به خوبی انجام می دهد. در اکثر مواقع، خلبانان ویگن استفاده از این سیستم را بر به کاربردن موشک های نزدیک برد سایدوایندر ترجیح می دهند و این به خاطر کارایی فوق العاده و امکان چرخش 360 درجه هواپیما هنگام هدف گیری است. هواپیما در حالت Engagement یا به کارگیری این سیستم کنترل رادر ها و سکان افقی را در اختیار دارد و شما نیز کنترل رول یا غلتش هواپیما را به عهده دارید.

 

7- با استناد به گفته بسیاری از مجله ها، ویگن توانایی اصلاح و تبدیل به یک جنگنده برای حداقل بیست سال دیگر را دارد و بدین ترتیب نیروی هوایی سوئد نیازی به خریداری گریپن نخواهد دید. به نظر شما، آیا این تصمیم درستی است؟

زیاد موافق چنین تصمیمی نیستم. چرا که پتانسیل جنگنده ای مانند گریپن از جنگنده ویگن بیشتر است. اگرچه ویگن با سیستم های مدرنی که دارد یک ماشین جنگی تمام عیار است، اما حقیقت را نباید انکار کرد. ویگن توانایی شکست جنگنده سبک وزن و مانورپذیری چون F-16 را در جنگ های هوایی نزدیک و تن به تن ندارد. همچنین هزینه اضافه کردن امکاناتی چون سوختگیری هوایی و موتور قدرتمند تر بسیار هزینه بردار است. یادتان باشد که ویگن یک جنگنده سنگین است و سنگینی نیز خرج بردار است. اگرچه من همیشه عاشق این جنگنده بوده ام، اما حالا وقت گریپن رسیده است که بار مسئولیت ویگن را به دوش بکشد.


جنگنده ویگن در حال برخاست، هواپیمای E-3 آواکس پشت این جنگنده به چشم می خورد


8- ویگن دارای سیستم بی نظیر کشش برگردان موتور است در حالی که گریپن فاقد چنین سیستمی می باشد. از نقطه نظر یک خلبان شما کدام یک را ترجیح می دهید؟

در حقیقت جنگنده گریپن از کاناردها یا بالچه های کوچک قسمت جلوی هواپیما به عنوان سپویلری که هواپیما را به سمت زمین می فشارد و اصطکاک را افزایش می دهد به عنوان یک سیستم کاهش سرعت اضافه استفاده کرده است. به یاد داشته باشید که اگرچه ویگن با استفاده از سیستم کشش برگردان می تواند به راحتی روی باند های یخزده فرود آمده و به زودی متوقف شود، اما این سیستم بسیار سنگین است و به ندرت استفاده می شود. بنا براین من به عنوان یک خلبان سیستمی را که در گریپن به کار رفته است ترجیح می دهم.

 

10- در سوئد، در بعضی تمرینات هوایی خلبانان از جاده های معمولی برای فرود استفاده کرده و برخی دیگر این گونه فرود ها را مشابه فرود بر روی ناو هواپیمابر می دانند. آیا شما شخصاً هیچ گاه روی جاده های معمولی فرود آمده اید؟ فرود روی جاده تا چه اندازه با فرود روی باند های مخصوص متفاوت است؟

من فرودهای بسیاری را روی باند های بسیار کوتاه انجام داده ام و این جزئی از تمرینات ماست و این کاریست که تمرکز زیادی می طلبد. در شرایط فرود روی باند های کوتاه، باید سریع عمل کنید و در عین حال دقت لازم را نیز داشته باشید. چرا که هر لحظه دیر عمل کردن برابر است با هدر رفتن ده ها متر باند و مسافت برای توقف. به ویژه در زمستان ها که به زمین نشاندن یک هواپیمای 14 تنی که با سرعت 250 کیلومتر بر ساعت به باند نزدیک می شود، کاری چندان آسان نیست.


سیستم پس سوز ویگن توسط خود سوئدی ها طراحی شد


11- می دانیم که در هنگام ماموریت، یک خلبان باید اطلاعات زیادی را مدیریت کند. شما این مسئله را در هواپیمای ویگن در مقایسه با گریپن و مدل های دیگر چگونه ارزیابی می کنید؟

یک خلبان تنها می تواند مقدار معینی از اطلاعات را در یک زمان از ذهن بگذراند. شاید تعجب کنید که گاهی اوقات یک خلبان در هنگام ماموریت فرصت فکر کردن به چیز دیگری را ندارد. در گریپن، خود هواپیما بسیار به سادگی پرواز می کند. پس شما به راحتی می توانید از 90 درصد ظرفیتتان برای پردازش اطلاعات تاکتیکی ماموریت استفاده کنید. در JA-37 این مقدار به 80 درصد می رسد، در حالی که در AJ-37 که مدل شناسایی ویگن است این مقدار در حدود 50 درصد و در جنگنده قدیمی JA-35 دراکن به صفر می رسد، چرا که در دراکن شما تنها باید مواظب باشید که هواپیما از کنترل خارج نشود. هواپیماهایی مانند دراکن همیشه در حال تقلا برای دچار شدن به یک «سوپر استال» هستند! تجربه شخصی من از پرواز با نمونه شناسایی ویگن این است که در این جنگنده، کاملاً باید مشغول بررسی سیستم های مختلف باشید و حتی فرصت سر خاراندن هم ندارید. در فایترویگن قدری مسئله فرق می کند و شما آزادی فکری بیشتری دارید.

 

از اینکه گفتگو با من -Patrik Sebek- را پذیرفتید، از طرف تمامی خوانندگان این گفتگو از شما تشکر می کنم.


در مورد جنگنده ویگن بیشتر بدانید


ویگن از نمونه های موفق هواپیماهای اروپایی است که در نتیجه نیاز نیروی هوایی سوئد به یک جنگنده مدرن تر از ساب دراکن J-35 به وجود آمد. هدف از ساخت ویگن، بومی کردن صنعت طراحی و ساخت هواپیماهای جنگنده در سوئد بود که به طراحی ویگن انجامید. در ابتدای طراحی این جنگنده، طرح های برخاست عمودی به کمک رانش موتور و بال های متغیر مورد بررسی قرار گرفتند که برخاست عمودی به دلیل هزینه بردار بودن و ریسک بالای کار و بال های متغیر به دلیل نبود تکنولوژی توسعه بال های متغیر در سوئد در آن زمان، یکی پس از دیگری مردود اعلام شدند. جنگنده ویگن یک جنگنده مافوق صوت با قابلیت پرواز با سرعت های بالای ماخ 2 است. این جنگنده در مدل های عمده رهگیر تهاجمی با کد AJ، رهگیر با قابلیت تهاجم زمینی با کد JA و لقب فایترویگن و مدل شناسایی ساخته شده است. از قابلیت های مهم این جنگنده می توان به پرواز امن در ارتفاع پایین با سرعت مافوق صوت اشاره کرد که در نوع خود بی نظیر است. ویگن نخستین و البته تنها هواپیمای جنگنده در جهان است که به دلیل شرایط آب و هوایی کشور سوئد مجهز به سیستم کشش برگردان موتور برای توقف هر چه سریعتر است. ویگن اگرچه در نبرد های هوایی چندان سریع عمل نمی نماید، اما می تواند به عنوان یک جنگنده دفاع هوایی برای انهدام هواپیماهای دشمن از فواصل دورتر از نبرد نزدیک  به خدمت گرفته شود. ویگن دارای بال های مثلثی شکل و کاناردها یا بالچه هایی در قسمت جلویی هواپیماست. هواپیمای جنگنده ویگن از نظر تسلیحات می تواند تعداد شش موشک سایدوایندر و بمب های همه منظوره را حمل نماید.

  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 20:54  توسط امید  | 

از همان نخستین سال های پیدایش چیزی به نام «هواپیما»، مردم آرزو داشتند که روزی خود را سوار بر یکی از همین وسیله های عجیب در حال سفر ببینند، یعنی تقریباً چیزی نزدیک به معنای مسافرت هوایی. دیری نپایید که این رؤیا به واقعیت تبدیل گشت و هواپیماهای مسافربری، البته با ظرفیت نه چندان زیاد و کابین هایی نه چندان راحت، پیدا شدند. هواپیماهای پیستونی قدیمی که با سر و صدای زیاد، با حمل حداکثر پانزده مسافر از روی باند برخاسته و با هزار و یک زحمت در باند شهر یا کشور دیگری بر زمین می نشستند. در زمان جنگ جهانی دوم، ساخت هواپیماهای جنگنده در اولویت بود، اما با اتمام جنگ جهانی دوم، بازار هوانوردی خواهان هواپیماهای نوین مسافربری با استفاده از تکنولوژی جدید موتورهای جت شد. شرکت های هواپیمایی با مشاهده چنین تمایلی به حمل و نقل هوایی، هر چه سریعتر دست به کار شده و در طی چند سال، انواع هواپیماهای جت مسافربری تولید گشت که هر یک، از دیگری پیشرفته تر و دارای امکانات بیشتری برای جلب مشتری بود. نخستین هواپیمای مسافربری جت دنیا، هواپیمای کامت انگلیسی است که یکی از پیشگامان صنعت حمل و نقل هوایی به شمار می آید:

نخستین قدم های کار بر روی طراحی هواپیمای مسافربری نوینی که مجهز به موتورهای جت باشد، در سال 1946 زیر نظر رونالد بیشاپ در بریتانیا و توسط شرکت مشهور دهاویلاند برداشته شد. هدف از تحقیقات برای ساخت چنین هواپیمایی، در دست گرفتن بازار حمل و نقل هوایی از سال 1952 بود که به وسیله هواپیمای کامت محقق شد. نخستین پرواز کامت، در 27 جولای 1949 به خلبانی خلبان آزمایشی شرکت دهاویلاند، جان کانینگهام انجام گرفت. طراحی این هواپیما از نظر شکل و شمایل بدنه، تقریباً مشابه پرنده های تازه ساخت آن زمان بود. اما چیزی که این هواپیما را از دیگر هواپیماها جدا می ساخت، چهار موتور توربوجت گریز از مرکز بود که به آرامی در ریشه ی بال های این هواپیما خفته بودند.


هواپيماي كامت در حال تقرب به فرودگاه هيتروي لندن


هدف از قرار دادن موتورها در ریشه بال ها، ایجاد پسای کمتر و کنترل پذیری بهتر در صورت از دست رفتن یکی از موتورهای هواپیما بود، چرا که می دانیم که اگر یکی از موتورهای یک هواپیمای چهار موتوره از کارکردن باز ایستد، به دلیل تولید قدرت بیشتر در یک سمت هواپیما بدان سمت متمایل گشته و کنترل هواپیما دشوار خواهد شد. به دلیل تازگی طرح و اینکه چنین طرحی قبلاً جواب خود را پس نداده بود، کامت به مدت قریب به سه سال، تحت آزمایش ها و اصلاح های فراوان قرار گرفت و تا 22 ژانویه سال 1952، آماده انجام پروازهای نهایی نگردید. نخستین پرواز این هواپیما با حمل مسافر، پروازی بود که از فرودگاه هیتروی لندن صورت می گرفت. هواپیمای کامت در پایان این پرواز در ژوهانسبورگ به زمین نشست و بدین صورت نخستین پرواز مسافربری جت دنیا را به نام خود ثبت نمود. با معرفی گسترده کامت به جهان حمل و نقل هواپیمایی، این هواپیما به یکباره به محبوبیت فراوانی رسید، به طوری که در همان سال اول بیش از سی هزار مسافر را جابجا کرده و تعداد پنجاه فروند از آن توسط خطوط هوایی مختلف سفارش داده شد.


هواپيماي كامت در حال پرواز با چهار موتور توربوجت گريز از مركز


هواپیمای کامت در ابتدا بسیار موفق می نمود اما این موفقیت دیری نپایید. نخستین هواپیمای کامت در 2 می سال 1953 مدتی کوتاه پس از برخاست از فرودگاه کلکته در هند، سقوط کرد. به دنبال همین حادثه، در ژانویه و آوریل 1954 حادثه های مشابهی بدون دلیلی واضح رخ داد که کسی از علت آن ها با خبر نبود. سرانجام با سقوط یک فروند کامت دیگر بر فراز دریای مدیترانه، کل ناوگان هواپیماهای کامت برای تحقیقات جهت پی بردن به علت وقوع حوادث متعدد برای این هواپیما زمین گیر شد. پس از تحقیقات فراوانی که بر روی کامت ها انجام شد، سر انجام در فوریه 1955علت تمامی این حوادث شناخته شد. به دلیل اختلاف فشار زیاد بین دو فضای بیرون و درون هواپیما در ارتفاعات بالا، شکستگی های ریزی در اطراف پنجرهای مستطیلی شکل این هواپیما به وجود می آمد که نهایتاً باعث سقوط هواپیما می شد. در آن زمان، دنیای مهندسی مواد برای نخستین بار با پدیده ای به نام «خستگی فلزات» یا Metal Fatigue مواجه شد که دلیل عمده سقوط کامت ها بود. پس از حوادث تلخ به وجود آمده، بیشتر کامت اگرچه اصلاح شدند، اما بدبینی به وجود نسب به این هواپیما اصلاح شدنی نبود. هواپیماهای کامت تغییریافته با عنوان کامت 2 به موتورهای جدیدتر آون ساخت رولزرویس مجهز شده و بیشتر این هواپیماها تحویل نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا شدند.


هواپيماي كامت متعلق به خطوط هوايي دان اير


مدل Comet 1

این مدل نخستین گونه هواپیمای کامت است که تولید شده است. بعد ها مدل هایی مانند کامت 1A، 1XB نیز تولید گشتند که دارای پنجره های مدور و دایره ای شکل برای غلبه بر مشکل خستگی فلزات بودند.

 

مدل Comet 2

هواپیمای کامت 2 نمونه ارتقا یافته کامت 1 بود که با پنجره های بزرگتر و موتورهای قدرتمندتر آون رولزرویس که نهایتاً سرعت کروز و برد هواپیما را افزایش می داد تولید شده بود. همه هواپیماهای کامت 2 به نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا تحویل شده و از آن پس با عنوان Mk 2 شناخته شدند.

 

مدل Comet 3

کامت 3 یک کامت معمولی بود که طول بدنه آن افزایش یافته در نتیجه گنجایش آن نیز بیشتر شده بود. به دلیل شک و تردید های به وجود آمده برای کامت در اثر سقوط های مکرر قبلی، قراردادهای فروش این مدل لغو شده و تنها سه فروند از این مدل ساخته شد که یکی از این سه فروند به پرواز درآمده و دو فروند دیگر مورد آزمایش های سازه ای برای ساخت مدل جدیدتر کامت 4 قرار گرفتند. مدل کامت 3 در حقیقت تنها راه را برای طرح کامت 4 هموار کرد و کاربرد گسترده ای نداشت.

 

مدل Comet 4

طرح کامت 4 شامل بهبود های فراوانی در مقایسه با کامت مدل اولیه بود. این مدل از کامت از بدنه ای با مقاومت بیشتر و پنجره های دایره ای شکل استفاده می کرد. هواپیمای کامت 4 به طور قابل ملاحظه ای هواپیمای بزرگتری بود. کامت 4 به میزان 5 متر طویل تر از کامت 1 بود و تعداد حداکثر 80 مسافر را نسبت به حداکثر تعداد مسافر قابل حمل کامت 2 که حدود 45 نفر بود حمل می نمود. این مدل همچنین برد، سرعت کروز و ماکزیمم وزن برخاست بیشتری نیز داشت و عمده این بهبودها را کامت 4 مدیون موتورهای قدرتمند آون بود که تقریباً دو برابر تراست بیشتری نسبت به موتورهای گاست دهاویلاند تولید می کرد.


هواپيماي كامت متعلق به نيروي هوايي سلطنتي بريتانيا


در کل تعداد 76 فروند کامت 4 طی سال های 1958 تا 1965 تولید شد. اگرچه شرکت BOAC  کامت های خود را در سال 1965 بازنشسته کرد، اما شرکت های دیگر در سال های دهه 80 نیز به کار خود با کامت ادامه دادند. آخرین پرواز کامت در سال 1997 با یک فروند کامت 4C که متعلق به دولت بریتانیا بود، صورت گرفت. اگر چه هواپیمای کامت نخستین هواپیمای مسافربری جت جهان بود، اما توقف خدمت این هواپیما به دلیل مشکل خستگی فلزات که برای نخستین بار روی می داد، چهره این هواپیما را مخدوش کرد و مانع آن شد که این هواپیما به شهرت جهانی برسد. با بدنامی این هواپیما، هواپیماهای تازه تولیدی بوئینگ 707 و داگلاس DC-8 که از آن سوی اقیانوس اطلس پا به عرصه حمل و نقل هوایی گذاشته بودند، بازار هواپیمایی غیر نظامی را از آن خود کردند. تنها پانزده خط هوایی هواپيماي به ياد ماندني کامت را تا زمان خروج از عملیات و كار به خدمت گرفت.

  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 18:56  توسط امید  | 

هواپيماي MiG-29 از جمله جنگنده هايي بود كه در آخرين نفس هاي عمر جنگ سرد و تقريباً همزمان با جنگنده موفق Su-27 طراحي و توليد گشت. هر چند اين جنگنده به لحاظ ابعاد طبق سنت ديرينه ي شركت ميكويان گورويچ از سوخو 27 فلانكر كوچك تر و جمع و جور تر است، اما طراحي آيروديناميكي فوق العاده ي اين هواپيما چيزيست كه فولكروم را به مانورپذيرترين جنگنده جهان مشهور كرده است. فولكروم شمايلي شبيه به فلانكر دارد، از دو سكان عمودي بهره مي جويد و ورودي هاي موتور و طرح بال هاي آن به جز ابعاد كاملاً‌ شبيه انواع به كار رفته در فلانكر است و تمامي اين شباهت ها، متاثر از استفاده مشترك دو شركت ميگ و سوخو از نتايج آزمايش هاي موسسه آيرو-هيدروديناميك شوروي سابق يا ساگي TsAGI در ميانه هاي دهه هشتاد ميلادي مي باشد. در مقاله زير، به بررسي تشريح وي‍ژگي هاي گونه ي جديد شكاري جنگنده  ميگ 29 فولكروم ملقب به SMT مي پردازيم كه در سالهاي اخير خود را به عنوان رقيب جدي هواپيماهاي جديد خانواده ي فلانكر شركت سوخو در بين توليدات هواپيمايي نظامي روسيه به خوبي مطرح كرده است:


MiG-29SMT يكي از بهبود يافته ترين و به روز ترين مدل هاي جنگنده فولكروم است كه برنامه ساخت آن شامل موارد بهبود هاي فني بسياري در اين جنگنده شكاري مي شود. اما برنامه نيروي هوايي روسيه براي ارتقاي ميگ 29 هاي فعلي اين نيرو علاوه بر جنبه بسيار مثبت آن، يك نكته منفي هم براي علاقه مندان اين جنگنده دارد و آن اينست كه بسياري از اطلاعات فني به صورت يك راز باقي خواهد ماند چرا كه روسيه علاقه ندارد مشخصات دقيق اين جنگنده فعلاً فاش شود. همين مسائل خود بيان كننده ي اين است كه SMT چيز ديگريست. اگر از روي ظاهر بخواهيم قضاوت كنيم، MiG-29SMT به سادگي از مدل هاي ديگر فولكروم متمايز مي شود. چرا كه قسمت عقب كاكپيت هواپيما ديگر با يك شيب تند به بدنه متصل نمي شود، بلكه شكل كاكپيت تا قسمت انتهايي و بين موتورهاي هواپيما ادامه مي يابد و به صورت يك زايده روي بدنه اصلي فولكروم قرار مي گيرد. شايد به همين دليل باشد كه عده اي به MiG-29SMT «فولكروم كوهان دار» هم مي گويند! اما فايده ي اين به اصطلاح كوهان چيست؟


MiG-29SMT، به مخزن سوخت بزرگ پشت كابين خلبان دقت كنيد


مدل هاي اوليه فولكروم و مشكل برد كوتاه

ميگ 29 در مدل هاي اوليه، همواره به عنوان يك هواپيماي بسيار موفق مورد توجه كارشناسان بوده و ويژگي هاي خاص آن باعث برانگيختن تحسين همگان بوده است. اما بزرگترين نقصي كه ميگ 29 از آن رنج مي برد، كوتاهي برد اين جنگنده بود. هر چند فولكروم در نقش اصلي دفاع هوايي كه برد در آن اهميت نسبتاً كمتري داشت رل خود را ايفا مي كرد، اما صدور اين جنگنده به كشورهاي ديگر و اعتراض خريداران به برد كم آن باعث شد تا خود روسيه هم به اين فكر بيفتد كه بهبود برد اين جنگنده مي تواند با عرضه مدل هاي اصلاح شده، مشكل را چاره نمايد. اين مشكل، حتي در مدل هاي بعدي هم همچنان جلوه مي كرد تا اينكه مدل پيشرفته SMT عرضه شد. وجود قسمت كوهان شكلي كه در بالاي بدنه MiG-29SMT به چشم مي خورد و اساسي ترين تفاوت ظاهري اين جنگنده را به وجود مي آورد، براي حل مشكل كوتاهي برد است. در اين قسمت يك مخزن سوخت بزرگ قرار گرفته است كه نقص فولكروم را در مورد برد كوتاهش به خوبي مي پوشاند. گفته مي شود كه در حالتي كه مخازن سوخت داخلي كاملاً پر و تانك هاي اضافي خارجي نيز نصب شده باشند، برد SMT به بيش از 3000 كيلومتر افزايش مي يابد.


امكان سوخت گيري هوا به هوا از بهبود هاي بسيار موثر MiG-29SMT به شمار مي آيد


تاريخچه كوتاه MiG-29SMT

نخستين پروازهاي نمونه هاي اوليه MiG-29SMT در 29 نوامبر سال 1997 آغاز گرديد و پرواز اول را خلبان مارات آليكوف به انجام رساند. مدل هاي اوليه تنها شايد شكل ساده اي از جنگنده اي كه قرار بود با عنوان MiG-29SMT به توليد برسد بودند و توانايي هاي آنان به حد كافي تكميل نبود. به همين دليل نخستين پرواز مدل كامل و مجهز MiG-29SMT در 14 جولاي 1998 به وسيله خلبان آزمايشي جديد شركت ميگ، خلبان ويلاديمير گوربونف انجام گرفت. براي اثبات افزايش باورنكردني برد فولكروم، دو فروند MiG-29SMT مسير بين فرودگاه ژوكوفسكي در روسيه و فارنبرو در بريتانيا را يكسره براي شركت در نمايشگاه پيمودند و اين در حالي بود كه در هنگام تماس چرخ هاي دو هواپيما با زمين، هنوز حدود يك تن سوخت در تانك هاي سوخت آنان مانده بود.

 

تفاوت هاي MiG-29SMT با مدل هاي ديگر

علاوه بر وجود يك مخزن سوخت بزرگ در بالاي بدنه ميگ 29 كه از اولين نگاه مي توان به وجود آن پي برد، MiG-29SMT تفاوت هاي عمده ديگري نيز با مدل هاي قديمي تر دارد. شايد بدانيد كه در مدل هاي قديمي دريچه هاي هواي جانبي در قسمت بالاي بدنه وجود داشتند كه در مواقعي كه هواپيما روي باند در حال تاكسي بود، با بسته شدن ورودي هاي اصلي هواي موتور، هوا از طريق اين ورودي هاي فرعي به درون موتور كشيده شده و بدين ترتيب از ورود اشيا اضافي به درون موتور در باند هاي ناتميز يا همان مشكل FOD-Foreign Object Damage ممانعت به عمل مي آمد. اما در MiG-29SMT به دليل عدم نياز به چنين مكانيزمي براي دريچه هاي موتور،‌ استفاده از همان دريچه هاي اصلي موتور در هنگام تاكسي البته با تدابير ديگري ترجيح داده شده و قسمت كانال هاي هوا كاملاً حذف گرديد. مزيت اين كار، ايجاد فضاي اضافي و اضافه كردن تانك هاي سوخت اضافه در فضاي خالي و در نتيجه افزايش برد هواپيما بود. يكي ديگر از امكانات اضافه شده به اين مدل از فولكروم، امكان سوخت گيري هوا به هواست كه نبود آن يكي از ضعف هاي عمده در مدل هاي قبلي به شمار مي آمد. مدل MiG-29SMT براي كاكپيت هم طرح هاي جديدي دارد. كاكپيت اين جنگنده از نوع كاكپيت شيشه اي بوده و در اين كاكپيت به صورت عمده از نمايشگر هاي LCD به جاي نشان دهنده هاي آنالوگ استفاده مي شود و به طور كلي با كاكپيت فولكروم هاي قديمي متفاوت است. تفاوت ديگر MiG-29SMT در رادار جديد N-109M Slot Back است كه سيستمي راداري با برد بيشتر، پهنه ي ديد وسيع تر،‌ امكان زير نظر داشتن طرفين هواپيما يا قابليت Side Looking و توانايي دنبال كردن بيش از ده هدف در يك زمان است. به طور كلي ظاهراً MiG-29SMT حتي قادر به حمل پاد هاي هدف گيري بيروني همانند سيستم LANTIRN در جنگنده هاي غربي نيز مي باشد كه براي كاربرد هاي هوا به زمين قابليت هاي جنگنده را مضاعف مي نمايد. اگر چه عموماً MiG-29SMT از مدل هاي قبلي سنگين تر است، اما با وجود موتورهاي جديد RD-43 به جاي RD-33 نه تنها مانع از افت كارايي هواپيما شده بلكه تا اندازه اي به مانورپذيري و شتاب گيري اين هوپيما نيز كمك كرده است. در اين موتور ها ديگر از دود سياه رنگ به جامانده در پشت موتور خبر نيست و ديگر سر و صداي بيش از حد موتور شما را آزار نمي دهد. اين موتور هاي تازه طراحي شده مي توانند تا 22.000 پوند نيروي كشش توليد نمايند.


MiG-29SMT در حال انجام مانور گردش


MiG-29UBT، مدل دو سرنشينه SMT

هواپيماي MiG-29UBT نيز يكي از مشتقات هواپيماي MiG-29SMT است كه به صورت دو سرنشينه و آموزشي توليد گرديده است. در اين مدل، علاوه بر يك كابين اضافي در عقب، مي توان به ترمز هاي هوايي بزرگتر تعبيه شده نيز اشاره كرد. كابين جلو همانند كاكپيت جلو در مدل پايه است، اما كابين عقب علاوه بر كنترل ها و ادوات معمولي، شامل يك صفحه CRT بزرگ براي نمايش تصوير تلوزيوني دريافتي از سيستم هاي نصب شده شناسايي در بيرون يا تسليحات هوا به زمين است. اگرچه اين مدل بيشتر به عنوان يك هواپيماي آموزشي شناخته شده است، اما UBT به راحتي مي تواند در بمباران هاي سبك تاكتيكي نيز مورد استفاده قرار بگيرد. در بمباران هايي كه نياز به دقت زياد براي انهدام هدف است، در حالي كه خلبان اصلي وظيفه هدايت هواپيما را به بهترين موقعيت دارد، خلبان قسمت عقب مي تواند به راحتي تسليحات هوا به زمين هوشمند را كنترل و در زمان لازم رها نمايد.


تفاوت ظاهري MiG-29SMT با مدل هاي قديمي به خوبي در اين هواپيما با بدنه اي عضلاني تر مشخص است


نيروي هوايي روسيه و MiG-29SMT

با تمام اوصاف، نيروي هوايي روسيه RuAF تصميم به ارتقاي چهارصد فروند ميگ 29 قديمي در خدمت خود به مدل جديد MiG-29SMT دارد، اما مشكلات مالي و اقتصادي به احتمال زياد اجازه ارتقاي تمام ميگ هاي 29 خدمتي نيروي هوايي روسيه را نخواهد داد. خلبان هاي MiG-29SMT از عملكرد به مراتب عالي تر اين مدل از فولكروم اشاره كرده و همچنين ميل بسيار به جايگزيني فولكروم هاي قديمي با اين مدل دارند. گفتني است كه هزينه هاي نگهداري اين مدل،‌ در حدود سه چهارم مدل هاي قبلي اين جنگنده است. همچنين، مدل MiG-29SMT-2 نيز كه قرار است به زودي وارد خدمت گردد، به جاي رادار N-109M Slot Back از رادار بسيار پيشرفته ي N-110 ژوك بهره خواهد برد. اين هواپيما بي ترديد با ورود به خدمت عرصه را براي هواپيماهايي چون سوخو 30 و F-15E كه جنگنده هاي موفق، با توانايي هاي هوا به زمين گذشته هستند تنگ خواهد كرد

  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 18:40  توسط امید  | 

در حدود سال های 1970، نیروی هوایی اسرائیل، تعداد 50 فروند هواپیمای موفق میراژ 5 را به شرکت داسو برگه فرانسوی سفارش داد. اما به دلیل فشارهایی که از سوی افکار عمومی برای عدم فروش آن ها به فرانسه وارد آمد، رژیم اشغالگر صهیونیستی این جنگنده ها را تحویل نگرفت.


جنگنده اسرائیلی کفیر در حال حمل سه مخزن سوخت


پس از آن، اسرائیلی ها در ابعاد وسیعی به تحقیق در مورد طراحی انواع هواپیماهای جنگنده دست زدند که ابتدا به تولید هواپیمای اسرائیلی نشر و سپس کفیر انجامید. پس از مدتی، بر روی بدنه هواپیمای کفیر که شباهت قابل توجهی به میراژ 5 دارد، موتورهای J-79 جنرال الکتریک، یعنی همان موتورهای نصب شده بر روی هواپیمای فانتوم نیز بر روی جنگنده کفیر آزمایش گردید. بدنه این هواپیما برای ایجاد قابلیت نصب موتورهای J-79، ابتدا کوتاهتر و سپس دارای قطر بیشتری شده است و همچنین برای تامین هوای مورد نیاز برای پس سوز موتور، این هواپیما دارای چهار دریچه هوا روی بدنه و یک دریچه روی قسمت عقب بدنه است. همچنین ورودی های موتور این هواپیما به صورت کانال های هوایی با نیم مخروط هایی در وسط آن ها برای مهار امواج ضربه ای و کنترل میزان هوای ورودی به موتور می باشد. این هواپیما، برای کنترل پایداری عرضی خود و همچنین امکان انجام عملیات در ارتفاع پایین، یعنی همان نقطه ضعف هواپیماهای بال دلتایی، دارای یک جفت بالچه مشهور به کانارد در قسمت جلوی هواپیما و در طرفین ورودی های موتور آن است که امکانات بیشتری برای کنترل هواپیما در سرعت های پایین تر به آن می دهند.


جنگنده اسرائیلی کفیر در حال حمل چهار موشک سایدوایندر


این جنگنده، که بسیاری آن را یک کپی ناقص از هواپیمای میراژ 5 می پندارند، مجهز به تجهیزات الکترونیکی یا همان اویونیک اسرائیلی و تانک های سوخت بهبود یافته می باشد. این هواپیما، برای دفاع هوایی و مخصوصاً برای حملات زمینی طراحی و تولید شده است و حتی از تسلیحات، یعنی موشک ها و بمب های به کار رفته در هواپیمای میراژ 5 بهره می جوید. این هواپیما دارای طول بدنه ای به میزان 15 متر و دهانه بالی به میزان 8 متر است. این هواپیما، قادر است به کمک موتور J-79 با سرعت هایی بالغ بر 3/2 ماخ نیز دست پیدا کرده و به ارتفاع تا 18 کیلومتر نیز برسد. این هواپیما، با بیشترین وزن برخاست معادل 16 تن، هواپیمایی در کلاس سبک به شمار می آید.


نمایی جانبی از جنگنده اسرائیلی کفیر


همچنین، جنگنده کفیر دارای برد نسبتاً کوتاهی به میزان 770 کیلومتر است که دلیل عمده آن، می تواند استفاده از موتورهای توربوجت پر مصرف J-79 بیان شود، چنانکه این موضوع، در خود هواپیمای فانتوم نیز وجود دارد. البته برای اسرائیل، با مساحت اندک کشورش، این ضعف چندان آشکار نمی نماید. کفیر قادر به حمل انواع موشک های سایدوایندر، پایتون، شفریر، ماوریک و شرایک، در کلاً 9 مقر در زیر بال ها و بدنه می باشد که وزن کل تسلیحات، یعنی مجموع بمب ها و موشک های محوله، می تواند تا 5 تن نیز برسد. ناگفته نماند جنگنده کفیر محصول صنایع هواپیما سازی اسرائیل یا IAI است که در نیروی هوایی آمریکا، اف-21 ای نام گذاری شده است

  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 18:31  توسط امید  | 

هواپيماي پيشرفتة آموزشي

تاريخچه و شروع آزمايشات

كارخانجات هواپيما سازي «ايرو اسپسيال» (aerospatiale) فرانسه در سال 1978 شروع بساخت مدلهاي آزمايشي هواپيماي ضربتي سبك آموزشي و پيشرفتة فوگا- 90 (fouga-90)  نمود.

پس از ساخت اين مدلها آزمايشات گوناگون بمدت 7 ماه روي اين هواپيما توسط خلبان آزمايشي كارخانة سازنده «روبرت بيه روت» انجام گرفت و با اجراي 68 پرواز در 70 ساعت آزمايشات خود را بپايان رسانيد.

آزمايشات روي فوگا – 90 از دسامبر 1978 شروع و تا ژانوية هما سال به طول انجاميد كه آخرين پرواز آن در ارتفاع 9900 متري و با سرعتي معادل 700 كيلومتر در ساعت انجام گرديد و نواقص هواپيما از طرف خلبان مشخص و توسط متخصصان اين پروژه برطرف گرديد.

پس از اين آزماشها كه در پايگاه هوايي «لوبورژه»(le bourget) واقع در شمال غربي فرانسه انجام گرفت براي نخستين بار فوگا-90 در نمايشگاه هوافضائي «فارن برو» (farnborough) لندن شركت نمود و در پرواز هاي عملياتي و نمايشي كه در آنجا انجام داد قابليت خود را بعنوان يك هواپيماي جت آموزشي براي تربيتخلبانان در جهان شناخته شد.

بدنة اين هواپيما طوري طرح ريزي گرديده است كه قادر به تحمل فشاري معادل 5 جي (5 G) خواهد بود. طراحي سيستم شهپرهاي اين هواپيما به آن اين اجازه را خواهد داد تا قابليت بيشتري در انجام مانور در عمليات پروازي داشته باشد.

 

موتور هواپيما

فوگا-90 داراي 2 موتور توربومكا به نام (استفان 4 جي turbomeca astafan IVG) ميباشد كه هر يك داراي نيروي كششي معادل 790 كيلوگرم (1740 پوند) ميباشند.

اين موتور در نوع خود داراي ويژگيهاي منحصر بفردي است كه از آنجمله اند:

1-  كمترين مصرف سوخت

2-  صداي كم و يكنواخت كه اين امر توسط طراحي خوب فضاي هواكش موتور و اگزوز آن ميسر شده است.

3-  اين موتور درصد كمي در آلودگي هوا تأثير دارد كه اين نيز مربوط بسيستم انژكتور سوخت آن ميشود.

مشخصات موتور

طول كلي 08/2 متر

قطر هواكش موتور 56/0 متر

وزن موتور 305 كيلوگرم

نوع سوخت مصرفي تي. آر. او – ج پي – 1(TRO- Jp1)  تي. آر. 4 –ج پي. 4(TR4-Jp4)

مصرف معين سوخت 323 كيلوگرم در ساعت اين موتور در آزمايشات گوناگون كه از آن بعمل آمد قادر بتحمل نيروي فشاري تا 7 جي (7G) در ارتفاع تقريباً 12200 متري (40000 فوتي) ميباشد و توسط همين موتور فوگا-90 توانست در آزمايش سرعت در سقف پروازش عبور كند.

دم هواپيما

 دم V شكل هواپيما شامل دو سطح مونواسپار (mono spar) است كه نسبت بهم با زاوية 100 درجه قرار گرفته اند .

در دم فوگا-90 بخشي وجود دارد كه پيچ pitch(از مانورهاي هواپيما) و حركتهاي حول محور عمودي را مراقبت و كنترل مينمايند و هر سكان داراي تريمهايي  trim براي تنظيم حالت ايروديناميكي هستند كه بطور اتوماتيك عمل مينمايند.

ارابه هاي فرود

ارابه هاي فرود در اين هواپيما شامل سه چرخ ميشود كه با سيستم هيدروليك باز و بسته مي شوند.

ارابة دماغ هواپيما بطرف جلو و ارابه هاي اصلي بطرف داخل بال جمع ميشوند.

سيستمهاي بكاررفته در هواپيما

اين هواپيما از سيستم هاي پيشرفته اي برخوردار است كه از آنجمله اند:

1-  سيستم هيدروليك(پمپ و حرارت)

2-  سيستم الكتريكي شارژ و استفاده از ژنراتور براي هر موتور.

3-  سيستم سوخت كه هواپيما را قادر به حمل سوخت بيشتري با تعويض باك اضافي (tiptank) با استفاده از الكتروپمپ مينمايد.

4-  سيستم تهويه هوا، بوسيلة اين سيستم توسط كمپرسورهاي داخل كابين، هواي داخل بطور اتوماتيك تعويض ميگردد.

5-  سيستم ضد يخ زدگي كه توسط گرم كردن قسمتهاي جلوي موتور بوسيلة هواي گرم و گرم كردن داخل كابين و شيشه ها و همچنين جلوگيري از يخ زدگي تمام هواپيما جلوگيري مينمايد.

سفارشات داده شده بكارخانه سازنده

كارخانجات ايرواسپسيال سفارشات زيادي را براي ساخت اين هواپيما در اختيار دارد كه بايد اين سفارشات را تا سال 1990 تحويل دهد تا كشورهاي خريدار آنرا در نيروهاي هوائي خود بخدمت گيرند، سفارشات از اين قرارند:

850 فروند براي كشورهاي اروپاي غربي

240 فروند براي كشورهاي قاره افريقا

550 فروند براي كشورهاي خاور دور

1095 فروند براي نيروي هواي ايالات متحدة آمريكا. (امريكا امتياز ساخت آن را گرفته).

ايمني در هواپيما

فوگا-90 داراي خصوصياتي است كه از لحاظ ايمني پرواز و مسائل اقتصادي حائز اهميت ميباشد ، دارا بودن صندلي هاي پرتاب شونده يكي از مزاياست، اين صندلي ها با وضعيت صفر- صفر يعني حتي در حالت پارك هواپيما هنگامي كه نه سرعتي و نه ارتفاعي دارد عمل ميكنند.

ازمزاياي اقتصادي اين هايما مي اوان از قيمت منايب، مصرف سوخت بسيار كم و ايجاد سر و صدا و آلودگي كم نام برد.

در اينجا بايد اضافه شوذ كه در اين هواپيما تمام اصول ايروديناميك بخوبي رعايت شده است.

تسليحات هواپيما

فوگا-90 قادر بحمل موشك ها، بمب ها و راكت براي مأموريتهاي هوا به هوا و هوا بسطح مي باشد كه از آنجمله اند:

250 كيلوگرم و 150 كيلوگرم(جمعاً 400 كيلوگرم ) در مقرهاي زير يك بال.

راكتهاي 68 ميليمتري

توپ 30 ميليمتري «دفا- 553» (DEFA 553) نصب شده در طرف راست هواپيما زير كابين خلبان.

در مجموع اين هواپيما قادر بحمل 800 كيلوگرم(1760 پوند) تسليحات در مقرهاي زير بال ميباشد.

مشخصات هواپيما

ابعاد:

طول هواپيما 4/34 فوت(48/10 متر)

ارتفاع هواپيما 2/9 فوت (2/77 متر)

فاصلة دو نوك بال 06/39 فوت (12 متر)

مساحت بال 8/197 فوت مربع(37/18متر مربع)

زاويه ها:

لبة حملة بال 13 درجه

لبة فرار بال 0 درجه

حداكثر انحناء فلاپ 40 درجه

زاوية قسمت بالاي بال 17 درجه

زاوية قسمت پائين بال 13 درجه

وزن:

حداكثر وزن هنگام بلند شدن(آموزشي) 8380 پوند(3801 كيلوگرم)

حداكثر وزن هنگام بلند شدن همراه تسليحات 9260 پوند(4200 كيلوگرم)

وزن خالي 5840 پوند(2649 كيلوگرم)

حداكثر وزن سوخت 720 ليتر همراه دو تانك اضافي 66 گالني.

 قابليتها

حداكثر سقف پرواز هواپيا تقريباً 12200 متر يا 40000 فوت

برد پروازي هواپيما 2000 كيلومتر

سرعت82/0 سرعت صوت در ارتفاع 13300 متري.

زاوية ديد خلبان (با افق)

در كابين جلو 1 درجه در حالت عادي و 13 درجه در نگاه به پائين از رو برو.

در كابين عقب 12 درجه در حالت عادي و 5 درجه در نگاه به پائين از روبرو

  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 18:25  توسط امید  | 

ظاهراً مسئله ساقط شدن فانتوم های ایرانی به دست اف-15 های نیروی هوای عربستان سعودی، کنجکاوی بسیاری از خوانندگان عزیز را برانگیخته است. به همین دلیل لازم دانستم تا در مورد این موضوع توضیحاتی کوتاه را خدمتتان ارائه نمایم. گسترش قدرت ایران بر منطقه خلیج فارس در دهه هشتاد، باعث شد که آمریکایی ها از این موضوع چندان دل خوشی نداشته باشند.


اف-15 ها در حال پرواز با یک فروند F-5


چرا که خلیج فارس پس از فلج شدن نیروی دریایی عراق به وسیله ایران در همان آغاز جنگ، تقریباً تحت نظارت ایران بود، اگر چه ناو های هواپیمابر و ناوچه های آمریکایی نیز در آن منطقه حضور همیشگی داشنتد. به همین دلیل، آمریکایی ها، گاهگاهی با انجام پروازهایی بر فراز سکوهای نفتی ایران در حاشیه خلیج فارس، درصدد ایجاد ترس و وحشت از عدم امنیت در این منطقه برآمدند و با انجام پروازهای گشتی بر فراز این سکوها، می خواستند که با قدرت نمایی، به ایران بفهمانند که اگر روزی دست از پا خطا کند، سر و کارش با این جنگنده هاست. طبیعی بود که عربستان صعودی که از هم پیمانان نزدیک آمریکا به شمار می آمد، ایالات متحده را در انجام این امر یاری می داد. سرانجام، در پنجم ژوئن 1984، دو فروند فانتوم ایرانی که خلبانی یکی از آن ها به گفته یکی از دوستان، به عهده سرهنگ خلبان همایون حمکتی و کمک خلبان او سیروس کریمی بود، تا چند ده کیلومتر وارد مرز های آبی و خاکی عربستان شدند.


اف-15 عربستانی در حال سوخت گیری هوا به هوا


 شاید که هدف از این پرواز، مقابله با تهدیدهای هواپیماهای گشتی عربستان سعودی بود که به وفور در منطقه خلیج فارس جولان می دادند. پس از تشخیص این دو فروند فانتوم که به احتمال فراوان از نوع E بودند، دو فروند هواپیمای F-15C نیروی هوایی عربستان سعودی برای رهگیری فانتوم های ایرانی از فرودگاهی در همان نزدیکی برخاستند و پس از تعقیب و گریز هایی چند، سرانجام هر دو فانتوم مغلوب حریف قدر خود گشته و هدف موشک های اسپارو AIM-7 قرار گرفتند که این شلیک ها، هر دو به هدف برخورد کرده و منجر به سقوط فانتوم های ایرانی شد. عدم اعتراض ایران بدین موضوع در آن زمان به این دلیل بود که فانتوم های ایرانی در زمان مورد هدف قرار گرفتن، کاملاً در داخل خاک عربستان بودند و از این لحاظ، هیچ گونه خسارتی از سوی دولت عربستان یا سازمان های بین المللی به ایران پرداخت نشد.


یک نمونه فانتوم ایرانی مدل E


گفتنی است که این نخستین بار در تاریخ هواپیمایی بود که یک محصول شرکت مک دانل داگلاس، محصول دیگری از همین شرکت را مورد هدف قرار می داد. البته به نظر من این شکست یک شکست طبیعی است، چرا که معلوم است که هواپیمای اف-15 به مراتب پیشرفته تر، جدیدتر و کارآمد تر است و به راحتی قادر است نه فقط فانتوم را، بلکه هر هواپیمای مشابه دیگری را به راحتی هدف قرار دهد. نبردی که بین اف-15 های عرب و فانتوم های ایرانی صورت گرفت، یک نبرد کاملاً نابرابر بود، چرا که فانتوم های ایرانی، به هیچ وجه از سوی غرب به لحاظ قطعات یدکی حمایت نمی شدند اما اف-15 های عرب در آن زمان، جزو جدیدترین جت های جنگنده جهان به شمار می آمدند. البته اگر در این نبرد، دو فروند اف-14 به جای فانتوم ها در صحنه حضور داشتند، ساقط شدن اف-15 ها مسئله عجیبی نبود،چرا که موشک های فینیکس، کار خود را خوب بلندند!

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 19:46  توسط امید  | 
هواپيماهاي عمود پرواز:

يكي از نقاط بسيار حساس و هدفهاي مهم در جنگهاي امروزي ،فرودگاهها ميباشند.باندها بسيار آسيب پذير و حفاظت از آنها هم بسيار مشكل ميباشد.مثلا برخورد يك بمب يا راكت به باند و ايجاد يك حفره ي كوچك اند را تا چند ساعت غير قابل استفاده ميسازدو در واقع با بمباران يك فرودگاه ميتوان پايگاهي را فلج نمود.ضمنا لزوم استفاده از باند تمركز هواپيماها را در يك محل الزامي ميسازد و اين خود آسيب پذيري را بيشتر مينمايد.بطوري كه در همان ابتداي جنگ 1967 مصر و اسراييل در يك حمله ي غافل گيرانه توسط اسراييل ؟تمام فرودگاههاي مصر كه در دسترس بود بشدت بمباران گرديد ونيروي هوايي مصر عملا فلج شد و نتوانست از هواپيماهاي خود استفاده نمايد ودر نتيجه جنگ بسود اسراييل پايان يافت

هواپيماهاي قائم پرواز به باند نياز ندارند بنابراين ميتوان آنها را در دسته هاي كوچك در نقاط مختلفي كه هيچ گونه شباهتي به فرودگاه نداشته باشد مستقر نمود.اين قرار گاه ها ميتواند حتي در ميان جنگل يا در دل كوهستان جايئكه دشمن گمان آنرا هم نميبرد باشد.هواپيماي حمل و نقل قائم پرواز ميتواند نيرو هاي پياده نظام را بجاي هليكوپتر و در مقياس بسيار وسيع تر و سريعتر در مناطق مورد نظر پياده كند و به اين ترتيب به نيرو هاي پياده تحرك تاكتيكي بسيار زيادي ببخشد.

قائم پروازها در ميان كشورهائيكه ناو هواپيما بر دارند محبوبيت ويژه اي كسب كرده است زيرا مشكل نشستن و بر خاستن هواپيماها از عرشه ،كه كار فوق العاده سختي ميباشد با استفاده از هواپيما ي عمود پرواز حل شده و بسادگي انجام ميپذيرد

شروع برنامه:

در حدود سالهاي1966 كشورهاي عضو پيمان آتلانتيك شمالي«ناتو» تصميم به ساختن ئ استفاده از هواپيماهاي عمود پرواز(وي.تي.او.الV.T.O.L)يا هواپيماي باند كوتاه(اس.تيواو.الS.T.O.L)را كه فقط احتياج به يك باند كوتاه داشت گرفتند.

در اين مدت تمام كشورهاي عضو اين پيمان از جمله آلمان غربي،فرانسه،آمريكا و انگلستان تلاش زيادي براي ساختن چنين هواپيمايي نمودند.بايد اضافه كرد كه حتي كشورهاي عضو پيمان ورشو يا بلوك شرق نيز از كوشش در اين راه مستثني نبوده و تلاش هاي تحسين بر انگيزي كرده و ساخته هاي موفقيت آميزي نيز داشته اند.

ولي از آنجا كه طرح كمپاني هاكر سيدلي (Hawker Siddely) در ميان تمام طرحهايي كه تا آن زمان در دنيا ساخته شده بود موفق تر و عملي تر بوده است.كه به معرفي آن كه هارير(Harrier)نام دارد ميپردازيم

شرح دو واژه

واژه هاي وي.تي.او.ال از حروف انگليسي اول كلمات(Vertical Take Off Landing)گرفته شده كه معناي آن نشستن و بر خاستن عمودي ميباشد و واژه اس.تي.او.ال نيز از عبارت(Short Take Off Landing)گرفته شده كه معناي آن نشستن و برخاستن سريع و كوتاه ميباشد.اين دو واژه از اين رو شرح داده شد كه ما بين خلبانان و علاقمندان پرواز در ايران مورد استعمال دارد.

(هاريرنوعي جغد براي شكار خرگوش!)

اولين مدل هواپيماي هارير پي 1127 (p_1127_Harrier) نام داشت كه در 31 اوت 1966 اولين پرواز خود را انجام داد.هارير ابتدا به منظور انجام ماموريتهاي ضربتي (هوا به زمين) و اكتشافي در نظر گرفته شده بود و ميتوانست در مقرهاي زير بال خود مقداري مب و راكت حمل نمايد.نمونه ي اوليه هارير مجهز به يك موتور توربو فن پگازوس 5(peagasus 5)با حداكثر 18000 پوند فشار استاتيك بود.اين مدل 720 مايل در ساعت سرعت داشت و مداومت پرواز آن 30 دقيقه بود و ميتوانست در مدت 4 دقيقه ود را به 5000 پايي زمين برساند و سقف پرواز آن به 60،000 پا ميرسيد.

هارير در چندين مدل تا بحال ساخته شده و بتدريج توانايي هاي لازم براي انجام ماموريت هاي مختلف را بدست آورده است،آمريكا كه خود بزرگترين سازنده ي هواپيماست ،اقدام به خريد هواپماهاي هارير از انگليس مينمود تا اينكه كمپاني مك دانل داگلاس پروانه ي توليد اين هواپيما را بدست آورد.

ساخته هاي مك دانل داگلاس در نيروي دريايي امريكا اي .وي.8 (A.V.ناميده شد.اين مدل به دو موشك سايدويندر مجهز شد و قادر به انجام ماموريتهاي رهگيري نيز ميباشد.


بعدها مك دانل داگلاستغييرات ديگري در طرح هاي هواپيما داد كه از جمله طرح بالهاي جديد كه اين نمونه اي.وي.16 (A.V.16)نام گرفت و مجهز به موتور پكازوس-15(Pegausus 15) كه قدرت آن 5 هزار پوند بيش از نمونه قبلي بود.

وزن خالي نمونه ي اوليه 12600 پوند و وزن مدل جديد 13200 پوند است و حداكثر وزن آن هنگام برخاستن از 21500 به 28000 افزايش يافت؛سرعت نيز از 96 صدم ماخ به 98 صدم ماخ رسيد.(ماخ سرعت صئت ميباشد)


اكنون هاريرBritish Aerospace Sea Harrierرا انگليس ميسازد ودر ارتش بريتانياي كبير و هند مورد استفاده قرار ميگيرد كه مشخصات آن در زير آمده.

همچنين هاريرMcDonnell Douglas AV-8B Harrier IIتوسط مك دانل داگلاس اريكايي توليد ميشود كه علاوه بر امريكا در انگليس،اسپانياوايتاليا نيز استفاده ميشود.مشخصات اين هواپيما هم در ادامه آمده است!

هارير چگون از زمين بر ميخيزد!!!


زير بال هارير،در محل اتصال بال به بدنه،چهار اگزوز وجود دارد اين اگزوزها دهانه خروج گازهايي است كه از موتور خارج ميشود و ميتوانند تا 90 درجه تغيير جهت دهند بدين معني كه ميتوانند عمود بر زمين يا موازي زمين قرار گيرند.وقتي اگزوزها عمود بر زمين هستندو خلبان فشار را زياد ميكند نيروي عكس العمل خروج گاز افزايش ميابد ؛ در اين هنگام هواپيما از زمين به آرامي بلند ميشود.


خلبان بتدريج اگزوزها را با محور طولي هواپيما موازي ميكند و در نتيجه هواپيما به جلو حركت كرده و بتدريج سرعت ميگيرد تا وقتيكه اگزوزها كاملا موازي شوند كه اين همزمان با وقتي خواهد بود كه هواپيما سرعت لازم خود را بدست آورده و ديگر مانند هواپيماهاي معمولي پرواز خواهد نمود

فرود هارير:


در موقع فرود هارير ،خلبان از مسافتي كه بستگي به سرعتش دارد در ارتفاع كم شروع به عمود كردن اگزوز هايش ميكند بوريكه وقتي بنقطه مورد نظر براي نشستن رسيد؛اگزوزها كاملا بر زمين عمود شده و سرعت نيز صفر شده باشد.در اين حالت هواپيما در نزديكي زمين.جائيكه خلبان مايل بوده است ثابت خواهد ماند.


اگر احيانا خلبان كم تجره بوده باشد و نتواند دقيقا در جائيكه مايل بوده هواپيما را بيحركت نمايد يا پس از توقف كامل در هوا محل فرود را مناسب تشخيص ندهد و بخواهد همانطوريكه در نزديكي زمين ايستاده اندكي به يكي ديگر از جهات تغيير جا دهد،ميتواند اين كار را بكمك پره هايي كه در دهانه ي چهار اگزوز ش كار گذاشته شده و بنا به نياز خلبان و فرمان او قابليت تيير جهت دارد انجام دهد.اين عمل را خلبانها هاورترن ميگويند.


خلبان پس از رسيدن بروي محليكه آنجا را مناسب تشخيص داد بتدريج از فشار گازهاي موتور كاسته و هارير را به آرامي بر روي زمين مينشاند

رهگيري و جنگ هوايي:


تا مدتها تصور ميشد تغيير سمت اگزوزها فقط در موقع نشستن و بر خاستن مفيد است ولي به طور اتفاقي،توسط آزمايشاتي كه اولين بار خلبانان باهوش ولي بازيگوش در هوا با تغيير سمت اگزوزها انجام دادند؛كشف شد كه ميتوتن به مانورهاي بينهايت مهمي دست زد كه امجام آن براي هواپيماهاي ديگر امكان ندارد.بعنوان مثال با منطبق كردن اگزوزها بر شعاع دايره گردش ميتوان دايره چرخيدن را بسيار تنگ نمود و به آساني پشت سر هواپيماي دشمن قرار گرفت.و يا با عوض كردن جهت اگزوزها سرعت را سريعا كم نمود و با يك چرخش سريع پشت سر دشمن قرار گرفت و او را در دام موكهاي هوا به هوا انداخت.


كاهش سرعت هارير ميتواند تا 90 ناتيكال مايل باشد و اين در مقايسه با جنگنده هاي همطرازش بزحمت ميتواند سرعت خود را تا 150 ناتيكال مايل پايين بياورند،اهميت ويژه اش معلوم ميشود.با بهره گيري از اين امتياز اگر هارير توسط خلبان ماهري هدايت شود،مانورهاي آن براي دشمن تقريبا غير قابل پيش بيني و چاره انديشي خواهد بود.


در آزمايشات با استفاده از تغيير جهت اگزوزها توانسته اند در مدت 10 ثانيه سرعت هارير را از 605 ناتيكال مايل به 370 ناتيكال مايل كاهش دهند.و در ظرف 15 ثانيه سرعت آنرا از 200 مايل به 300 مايل رسانند و همچنين در 26 ثانيه از سرعت 400 ناتيكال مايل به سرعت 500 ناتيكال مايل دست يابندهر ناتيكال مايل 1850 متر است) هارير در ماموريتهاي رهگيري و ضربتي هوا به زمين نيز بخوبي
از عهده آزمايشات برآمده!

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 19:29  توسط امید  | 


تاریخچه
در ماه ژوئیه سال 1970 دو دولت فرانسه و آلمان فدرال پس از یک برنامه رقابت آمیز تصمیم به تولید مشترک آلفا جت گرفتند. پس از تحقیقات وسیع اولیه 1972 تیم «داسو - برگه» فرانسه و دورینو آلمان قراردادی برای تکمیل چهار فروند نمونه اولیه هواپیما دریافت کردند. که اولین آنها در یک سال و نیم بعد ، در 26 اکتبر سال 1973 به پرواز درآمد. آلفاجت تحت برنامه دقیقی که در نوع خود عالی بود، تکمیل شد. این هواپیما بدون اغراق صدرنشین طبقه هواپیماهای جت آموزشی و پشتیبانی هوایی تاکتیکی است که امکانات خدمات و خصوصیات عملکردی قابل توجهی دارد.

مشخصات ویژه


مقدورات پروازی عالی و فقدان واکنشهای خطرناک در پیچ (Spin) و واماندگی (Stall) که ثمره تحقیقات تئوریک طولانی بوده و به دنبال آن تستهای بسیار گسترده در تونل باد بر روی آن انجام گرفته است. و دو موتور توربوفن «لارزاک-04» که نسبت به کشش به وزن را در حد بسیار خوبی بوجود می‌آورد و دارای مصرف ویژه کم به هنگام گشت‌زنی می‌باشد.


یک سیستم «برا» زیاد ، موثر که وجه مشخصه آن فلاپهای باریک و قوی شکافدار است و به هواپیما اجازه می‌دهد که به سرعت فرود تا صد نات (185 کیلومتر در ساعت) دست یابد. و ارابه فرود سه چرخ واقع در بدنه که مجهز به لاستیکهای فشار پایین می‌باشد در ماموریت پشتیبانی تاکتیکی ارابه فرود دماغه مجهز به یک سیستم گردشی بوده و از این گذشته یک قلاب گیرنده کابل استواری نیز در هواپیما موجود است.


سطوح کنترل توسط سر و کنترل‌های ، در بدنه‌یی در امتداد سه محور اصلی هواپیما به حرکت درمی‌آیند. بدین ترتیب خصوصیات کنترلی آلفا جت مشابهت نزدیکی با مدرنترین هواپیماهای جنگنده دارند. و دو صندلی پرتاب شونده با بلندیهای متفاوت بدین منظور که حتی در ترکیب اپروچ (با نزدیک شدن برای فرود) خلبان کابین درم دارای قابلیت دید استثنایی به جلو و اطراف باشد. نصب صندلی‌های متفاوت امکان‌پذیر است.


آماده سازی سریع و آسان برای پرواز ، با سوخت‌گیری ثقلی یا فشار و زمان درنگ میان دو پرواز آموزشی حدود ده دقیقه است. به علاوه ظرفیت مبدل اکسیژن مایع برای چهار پرواز آموزشی بدون پرکردن مجدد کافی می‌باشد. و پتانسیل رشد برای نصب تعدادی تجهیزات الکترونیکی اضافی برای ناوبری رادیویی یا ناوبری

قابلیت آموزشی زیاد برای آتش یا پشتیبانی آتش
در زیر بدنه یک محفظه حامل یک قبضه توپ 27 یا 30 میلیمتری با 150 فشنگ.
در قبضه مسلسل 12.7 میلیمتری با دو خشاب 250 فشنگی در زیر بال
وزن بار خارجی 2 تن خصوصا مخازن قابل پرتاب 310 لیتری


دستگاه محرکه

نیروی محرکه آلفا جت را در موتور لارزاک‌ها ، ساخت مشترک توربوسکا - اسنکا تشکیل می‌دهد. موتور لارزاک یک موتور جت دوجداره با جریان دوگانه است که تنظیم هیدرومکانیکی آن توسط یک کامپیوتر الکترونیک تکمیل می‌شود. طول لبه به لبه آن 1.18 متر طول و کلی آن 2.175 متر است. ارتفاع آن 76 سانتیمتر و حداکثر قطرش 60.2 سانتیمتری می‌باشد. وزن این موتور 323 کیلوگرم ، میزان رقیق شدن هوا آن 1.3 و ضریب فشار کلی آن 10.6 است.

کشش موتور با حداکثر سرعت در شرایط متعارف 1350 کیلوگرم استاتیک و درجه حرارت ورودی توربین در اتمسفر استاندارد بین المللی برابر 1130 درجه سانتیگراد می‌باشد. موتور لارزاک که چند ده هزار ساعت ساعت آزمایش را پشت سر گذاشته است. دارای طرحی مد و لار است که تعویض قطعات یا تنظیم آنها را سهولت می‌بخشد. کارآیی موتورها همچنین در درجه حرارتهای بسیار بالا در صحراها مراکش یا در دماهای تا 30 درجه زیر صفر سوئد آزمایش شده است.

مشخصات هواپیما
از نقطه نظر تکنیکی - آلفاجت هواپیمایی است که به درستی و با دقت زیاد تکمیل شده و دارای عملکردهایی موثر و منطبق با دو مامورت در نظر گرفته شده برای آن می‌باشد. در رابطه با آیرودینامیک بر روی هر جز هواپیما که ساختش به پایان رسیده مطالعه سه بعدی در یک کامپیوتر صورت گرفته است. تا قالبهای مطلوب و تمیز به دست آیند. خصوصیات پیچی به هواپیما که دقیقا مربوط به نیاز مدلهای فرانسه است دلیل آن می‌باشد. حدود 600 تست مربوط به پیچ افتادن و واماندگی و از دست رفتن کنترل بدون احتساب تستهای تونل باد بر روی نمونه اولیه انجام شده است و زمان کوتاهی برای برگشت به حالت عادی کافی است. با وجودی که هواپیمایی از این نوع احتیاجی به پرواز ترانس سونیک تا سرعت ماخ 1 ندارد ولی آزمایشها نشان می‌دهد این امر ممکن بوده و اینکه هنگام شیرجه رفتن هواپیما سالم و قابل پرواز باقی می‌ماند.

خارج کردن موتور و تعبیه دوباره آن حدود 21 دقیقه و 30 ثانیه طول می‌کشد. میزان ساعت و سرویس نگهداری در ازای هر ساعت پرواز 5 ساعت است. چرخشی 220 درجه بر ثانیه با سرعت 350 نات ، اثر بخشی بالای ترمزهای هوایی تجهیزات کامل تعلیماتی طول آلفاجت 12.29 متر فاصله دو نوک بال آن از 9.16 متر ، ارتفاع آن 4.19 متر و مساحت بال آن 17.5 مترمربع می‌باشد. وزن خالی عملیاتی هواپیما 3475 کیلوگرم ، وزن برخاست در ماموریت آموزشی 4890 کیلوگرم و حداکثر وزن آن به هنگام خاستن 7 هزار کیلوگرم است. سقف پرواز 46 هزارپایی ، حداکثر عدد ماخ در پرواز افقی 0.85 ، مسافت دورخیز برای خاست 480 متر و مسافت فرود 520 متر می‌باشد. گنجایش سوخت داخلی 1500 کیلوگرم است

اسلحه و مهمات

آلفا جت که از بدو امر هم به عنوان هواپیمای آموزشی و هم جنگنده پشتیبانی هوایی تاکتیکی در نظر گرفته شده است به گونه‌ای طراحی شده که حمل بارهای مهمات خارجی مختلف را تسهیل نماید. بالهایش به علت قرار گرفتن در ارتفاع بالا و موقعیت ارابه‌هایش در بدنه تتنوع بزرگی از تسلیحات خارجی را در پنج نقطه متفاوت امکان‌پذیر می‌سازد. دارندگان مختلف آلفا جت تاکنون 35 ترکیب مهمات برای دو ماموریت عمده خود برگزیده‌اند. در زیر بدنه می‌توان یک قبضه توپ 30 میلیمتری «دفاتایپ553» یا یک قبضه توپ ماوزر با 150 تیر فشنگ نصب کرد. زیر سیستم جنگ ‌افزار جدید اپراتور چند محموله خارجی تلفیقی یا «سی‌ئی‌ام-1» وجود دارد که امکان حمل تلفیقی از بارهای ، سوخت ، بمب ، راکت را فراهم می‌آورد.

علاوه بر این آلفا جت تنها هواپیمایی در این کلاس است که با تجهیز نوع مخصوصی از سی‌ئی‌ام-1 قادر به انجام ماموریتهای شناسایی عملیاتی می‌باشد. سی‌ئی‌ام-1 تنها آداپتوری است که دارای چنین ظرفیت حمل بار زیادی بوده و امکان شلیک سلاحها را به سوی جلو و پایین در آن واحد فراهم می‌آورد. حمل ترکیبات مختلفی از محمولات بدون نیاز به تعویض یا جداسازی قسمتهای عمده که سبب ایجاد زمانهای تعویض طولانی مابین دو ماموریت می‌شود، ممکن می‌باشد. در مورد آلفا جت ترکیبات زیر با سی.ئی.ام-1 بکار می‌رود.

ماموریت آموزشی
یک مسلسل 12.7میلیمتری و چهار بمب تمرینی
18 راکت 68 میلیمتری و چهار بمب تمرینی
ماموریت آمدزی
7راکت 68 میلیمتری و دو بمب 125 کیلوگرمی
18راکت 68 میلیمتری و 1 بمب 250 کیلوگرمی
18 راکت 68 میلیمتری و 6 بمب تخریبی کننده باند
18 راکت 68 میلیمتری و 59 نارنجک 74 میلیمتری
ماموریت شناسایی
سیستم مادون قرمز سوپر سایکلوپس (Super Cyclopes)
چهار دوربین ، به علاوه یک شلیک کننده فریب دهنده رادار دشمن

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 19:28  توسط امید  | 

داشتن یک نیروی هوایی توانمند به همراه خلبانان ورزیده نیازمند آموزشهای خوب و ابزارهای مناسب آموزشی است . نیروهای هوایی مدرن جهان در کنار سرمایه گذاری برای هواپیماهای رزمی نسبت به ساخت و یا خرید هواپیماهای اموزشی مدرن و کارآمد نیز دقت و وسواس ویژه ایی به خرج می دهند . علت این امر آن است که با توجه به گران و پیچیده بودن هواپیماهای جنگی امروز و از سویی دیگر با توجه به تغییر شرایط رزمی در دهه های اخیر آموزش نیروی انسانی و خلبانان این نوع هواپیماها نیز ابزارهای پیشرفته و مناسبی را میطلبد . در حال حاضر بازار مناسبی برای هواپیماهای آموزشی وجود دارد و کشورهای سازنده هواپیما طرحهای زیادی را به مرحله ساخت رسانده و به بازار معرفی کرده اند . یک هواپیمای خوب آموزشی می بایست بیشترین و نزدیکترین امکانات و شرایط فیزیکی را نسبت به هواپیماهای رزمی داشته باشد تا با استفاده از آن بتوان دانشجویان خلبانی را پیش از پرواز با هواپیماهای جنگی به بهترین وجهی با شرایط پروازی آنها آشنا کرد . بیشتر هواپیماهای آموزشی طراحی شده به گونه ایی ساخته می شوند که بتوان از آنها در نقش یک هواپیمای " پشتیبانی نزدیک " نیز استفاده کرد .معمولا این رده از هواپیماها نظامی فاقد رادار هستند و تنها به سامانه های جنگی ویژه حمله های زمینی مجهز می باشند( مانند توپ با کالیبرهای انتخابی و یا سامانه شلیک موشکهای ضد تانک و راکت ) . علت چنین رویکردی تنها به دلیل بالا بودن هزینه طراحی و ساخت است( در صورتی که آن کشور سازنده و یا توانایی این کار را داشته باشد ) و در صورتی که کشوری خریدار باشد باز هم به دلیل بالا بودن قیمت این نوع از تجهیزات ترجیح می دهند هواپیمایی را بخرند که کاربردی دو گانه داشته باشد . به همین خاطر است که امروزه بیشتر هواپیماهای آموزشی می توانند در نقش پشتیبانی نزدیک نیز ظاهر شوند .

نیروی هوایی کشورمان با دارا بودن ناوگان بزرگی از هواپیماهای رزمی و تاکتیکی به هواپیماهای آموزشی نیاز مبرمی دارد . با توجه به تحریمهای آمریکا بر ضد کشورمان و از سویی دیگر تلاش این نیرو برای خودکفایی و وارد شدن در عرصه مدرن فن آوریهای فضایی باعث شده تا ایران گامهایی در این عرصه بردارد و توانایی خود را آزمایش و به اثبات برساند . نگرش خودکفایی محور در عرصه صنایع دفاعی و هوافضا تنها نشات گرفته از تجربه های زمان جنگ است . آن روزهایی که هواپیماهای جنگی ایران با وجود مدرن بودنشان به شدت به قطعه های یدکی آمریکایی محتاج بودند درسهای بزرگی به نیروی هوایی ایران آموخت و آن اینکه باید از وابستکی کاست و یا آن را به حداقل رساند . با این دیدگاه بود که مهندسین ایرانی تلاش خود را برای وارد شدن در عرصه ساخت هواپیما آغاز کردند . از همان دوران ایران کار ساخت یک هواپیمای جنگی مبتنی بر اف_5 را شروع کرد که بعدها به هواپیمای جنگی  آذرخش و همچنین صاعقه ختم شد . از سویی با توجه به بالا رفتن عمر اف_5 های آموزشی نیروی هوایی و همچنین نیاز شدید ایران به هواپیماهای رزمی جایگزین کارشناسان نیروی هوایی کشورمان به فکر ساخت یک هواپیمای آموزشی نیز افتادند . وظیفه این کار به عهده " مجموعه صنعتی اوج " بود . این شرکت در زمان جنگ برای ساخت و تامین قطعه های مورد نیاز نیروی هوایی ایران ایجاد شد .هواپیمای آموزشی تذرو ابتدا تحت پروژه "یا حسین" و با نام " رعد  "شناخته می شد. هواپیمای آموزشی رعد آنگونه که گفته شده در دهه شصت اولین پرواز خود را با موفقیت انجام داد اما به مرحله تولید انبوه نرسید . مهندسین ایرانی کار را بر روی نمونه کاملتری که بعدها "درنا " نامیده شد ادامه دادند . در واقع هواپیمای آموزشی که ما امروزه با نام تذرو می شناسیم سومین نمونه تکمیل شده رعد است

تذرو اولین پرواز خود را در سال 79 انجام داد ( در مورد این تاریخ مطمئن نیستم_مداد ) و همزمان با برگزاری نمایشگاه هوایی کیش به معرض تماشای عموم گذاشته شد . تذرو از اسکلتی آلومینیومی با پوسته ایی از مواد مرکب ساخته شده .(این امر خود نمایانگر پیشرفت خوب کشورمان در زمینه مواد ترکیبی است که امروزه در بیشتر هواپیماهای مدرن از ان به فراوانی استفاده می شود ) تذرو دارای بدنه ایی دوکی شکل است و دارای بال مستقیم و سکان عمودی پسگراست. آسمانه (کاناپی) آن دید مناسبی به خلبان می دهد. همچنین تذرو مجهز به صندلیهای پرتاب شونده نیز می باشد . ( مدل MK15 مارتین بیکر . البته گفته می شود احتمال نصب K-36 شرکت زوزدا روسیه نیز وجود دارد ) . تذرو از پیشرانه هواپیمای جنگی اف_5 استفاده میکند (موتور J-85 ). با این وجود گفته شده است که احتمال و یا امکان نصب پیشرانه RD-33 و یا  RD-2500 و یا موتور AL-55  نیز وجود دارد  . موتور J-85 به تزور امکان می دهد با سرعت 645 کیلومتر بر ساعت پرواز کند و تا ارتفاع 11580 کیلومتری نیز اوج بگیرد

در خبرها آمده بود که نیروی هوایی ایران یک دسته پنج فروندی از این هواپیما را برای ارزیابی سفارش داده و احتمال سفارش بیست و پنج فروند و یا بیشتر نیز وجود دارد . نمونه " پشتیبانی نزدیک " تذرو نیز با همین شکل کلی آموزشی آن ساخته خواهد شد اما برای حمل تجهیزات جنگی اسکلت آن تقویت می شود . ایران آمادگی خود را برای صادرات تذرو اعلام داشته. به هر روی تذرو می تواند یک نقطه شروع خوب برای وارد شدن در عرصه هواپیماهای جت آموزشی باشد

هواپیمای آموزشی تذرو 

JT2-2

وزن وزن برخاست 4000 کیلو گرم
سرعت بیشترین سرعت 645 کیلومتر بر ساعت
سقف پرواز 11580 متر
پیشرانه موتور J85-13 جنرال الکتریک
کابین  پشت سرهم مجهز به صندلی پرتاب شونده مارتین بیکر MK15 .

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 19:27  توسط امید  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM