تبليغاتX
کاملترین وبلاگ هوانوردی ایران
 
 
 

مسراشمیت ام‌ئی ۲۶۲

مسراشمیت ام‌ئی ۲۶۲ نخستین جنگنده جت جهان است. این هواپیما را شرکت مسراشمیت می‌ساخت و در اواخر جنگ جهانی دوم به‌کار گرفته شد ولی تأثیر چندانی در سرنوشت جنگ نداشت. بعد از جنگ نکات طراحی آن منبع طراحی جنگنده‌های دیگر جهان شد.

پيش فرض

مسراشمیت ب‌اف ۱۰۹

مسراشمیت ب‌اف ۱۰۹ جنگنده اصلی آلمان نازی در جنگ جهانی دوم بود. این هواپیما را ویلی مسراشمیت در اوائل دهه ۱۹۳۰ طرح کرد و شرکت مسراشمیت آن را می‌ساخت. ب‌اف ۱۰۹ دارای مشخصات جدیدی (مانند بدنه تمام فلزی و اتاقک بسته و چرخ جمع‌شونده) بود که آن را از جنگنده‌های قبلی متمایز می‌کرد.

پيش فرض میگ-۱

میگ-۱ یکی از جنگنده‌های شوروی در طی جنگ جهانی دوم بود که اگر چه کنترل آن بسیار سخت می‌نمود، اما از آن برای پایه ریزی میگ-۳ استفاده گردید، هواپیمایی که ثابت کرد توانایی ایفای نقش بعنوان هواپیمای رهگیر بلند پرواز را دارد و همین امر سبب کسب شهرت و وجهه جهانی برای تولید طراحانش شد.








تاریخچه
میگ-۱ در پاسخ به نیاز جبهه‌ها و درخواست نیروی هوایی شوروی در ماه ژانویه ۱۹۳۹به جنگنده‌ای با موتور خطی ساخته شد. درابتدا هواپیما طراحی شده توسط تیم ساخت پولیکارپف، I-۲۰۰نام نهاده شد و کار خود را در ژوئن ۱۹۳۹، تحت نظارت و کنترل نیکولای پولیکارپف و دستیارش تتیویکین آغاز نمود. پولیکارپف شخصا به استفاده از موتورهای دایره‌ای علاقه داشت، بهمین دلیل در آن زمان طرح را بر اساس نقشه I-۱۸۰ ساخته شده توسط خودش پیش برد،اما زمانی که موتور خطی پرقدرت Mikulin AM-۳۷ ساخته شد او تصمیم به استفاده از موتور جدید در جنگنده در حال ساخت گرفت.

تصمیم درستی که وی در این زمان گرفت موجب ساخت کوچکترین هواپیمای ممکن در آن زمان شد، بموجب آن توانست از وزن و پسای آن بکاهد، که در واقع فلسفه اصلی ساخت هواپیماهای کوچک بود. همانطوری که پیش بینی می‌شد، هواپیما قادر بود تا به سرعت۶۷۰کیلومتر بر ساعت ۴۱۷) متر بر ساعت) برسد. در آگوست ۱۹۳۹ پولیکارپف کم کم از محبوبیتش نزد استالین کاسته شد. در نتیجه، وقتی پولیکارپف در نوامبر ۱۹۳۹ برای بازدید از کارخانه صنایع هوایی آلمان از شوروی خارج شد، مسئولین وقت تصمیم به پراکنده کردن تیم ساخت وی گرفتند و نهاد جدیدی را بنام بخش ساخت آزمایشی یا OKO تاسیس کردند، که توسط میکویان و گورویچ رهبری می‌شد با این وجود آنها تا ژوئن ۱۹۴۰ به کار بر روی پروژه پولیکارپف ادامه دادند. تحقیقات آتی موجب طراحی I-۲۰۰ شد که البته نتوانست شهرتی را که سازندگانش در سالها بعد بدست آوردند برای خود کسب کند.

در نهایت تحقیقات منجر به ساخت هواپیمایی کاملا متعارف گردید که اگرچه نیروی محرک در نظر گرفته شده برای آن بموقع حاضر نشد اما طبق برنامه در ۵ آپریل ۱۹۴۰ هواپیما به پرواز در آمد. در واقع، هواپیما توسط نیروی محرکه AM-۳۵ که کمی ضعیفتر بود به پرواز در آمد با این حال شوروی توانست رکورد سرعت را با ۴۰ کیلومتر بر ساعت(۲۵ متر بر ساعت) بشکند. با این وجود هرگز به سرعتی که در ابتدای کار برای آن در نظر گرفتند نرسید. در ۳۱ می‌۱۹۴۰، موتور I-۲۰۰ به سرعت در خط تولید قرار گرفت. بر خلاف دیگر طرحهای رقیب مانند I-۲۶(یاک-۱) و I-۳۰۱(LaGG-۳)، I-۲۰۰ آزمایشهای مورد نظر را درماه آگوست با موفقیت پشت سر نهاد. با پایان سال، این مدل به اسکادرانها جهت آزمایش تحویل داده شد. در اینجا بود که معلوم شد Wing Loading (وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر آن) بالا در هواپیمای کوچک تولید مشکلات آزار دهنده در هدایت و کنترل هواپیما می‌کند،مشکلاتی که شامل واماندگی و چرخش و کاهش پایداری در مسیر حرکت می‌شدند.

میکویان و گورویچ به محض اطلاع از این مشکلات در صدد رفع این نقایص بر آمدند و تغییرات بسیاری را در طرح اعمال کردند. آنها همچنین با افزودن به حجم باک برد هواپیما را افزایش دادند. هواپیمای بهینه شده در ۲۹ اکتبر ۱۹۴۰ به پرواز در آمد. از ۹ دسامبر ۱۹۴۰، بر طبق سیستم نامگذاری جدید، ۱۰۰ فروند اول از I-۲۰۰ را میگ-۱ نام نهادند، بعد ازاولین تجربه میکویان و گورویچ در ساخت هواپیما هواپیمای پیشرفته بعدی آنها، میگ-۳ نام نهاده شد.



کشورهای بکار گیرنده
شوروی



مشخصات عمومی
خدمه : یک نفر
طول: ۱۶/۸ متر (۲۶ فوت ۹ اینچ)
طول بالهای هواپیما: ۲۰/۱۰ متر (۳۳ فوت ۵ اینچ)
ارتفاع: ۶۲/۲ متر (۸فوت ۷ اینچ)
مساحت بال: ۵/۱۷ متر مربع
مقطع ایرودینامیکی: Clark YH
وزن بدون بار: ۲۶۰۲ کیلوگرم
وزن با بار: ۳۰۹۹ کیلوگرم
حداکثر وزن هنگام بر خواستن هواپیما: ۳۳۱۹ کیلوگرم
نیروی محرک: یک موتور Mikulin AM-۳۵ با خنگ کننده مایع ((۱۳۵۰ hp V-۱۲، ۱۰۰۷ kW



عملکرد
حداکثر سرعت : ۶۵۷ کیلومتر بر ساعت
برد : ۵۸۰ کیلومتر
سقف پرواز : ۱۲۰۰۰ متر
میزان صعود: ۸/۱۶ متر بر ثانیه
نسبت وزن کل به مساحت یال: ۱۷۷ کیلوگرم بر متر مربع
توان بر جرم : ۳۲/۰ کیلو وات بر کیلوگرم


جنگ افزار
یک مسلسل بی اس ۷/۱۲ میلی متری
دو عدد مسلسل اس اچ کا اس ۶۲/۷ میلی متری
پيش فرض میگ-۳

میگ-۳ یکی از جنگنده‌های شوروی در جنگ جهانی دوم بود. در واقع ساختار اساسی آن همان میگ-۱ بود که مشکلاتی که در هدایت و کنترل میگ-۱ وجود داشت را مرتفع کرده بود. عملکرد این نمونه جدید تا حدودی با موفقیت همراه بود, با این وجود بعد از مشخص شدن معایب بسیار پس از آزمایشهای پروازی میگ-۱, میکویان و گوروپچ تغییرات بسیاری را بررسی و اعمال کردند. بارزترین این تغییرات عبارت بودند از دو برابر کردن لایه‌های سطحی خارجی بالها بمنظور افزایش استحکام بالها, کشیده تر کردن دماغه هواپیما و جابجایی موتور و در نتیجه انتقال مرکز ثقل به قسمتهای جلویی. این تغییرات به سرعت در خطوط تولیدی میگ-۱اجرا شد,و تا مارچ ۱۹۴۱,روزانه ۱۰ فروند از این هواپیماها تولید و روانه پایگاههای هوایی می‌شد. این تولیدات مدت زیادی درون آشیانه‌ها باقی نماندند,قبل از آغاز مخاصمه رسمی میان آلمان و شوروی چندین درگیری هوایی میان این جنگنده‌ها با هواپیماهای Junkers Ju ۸۶ reconnaissance آلمان حادث شد. در زمان آغاز عملیات بارباروزا,بیش از ۱۲۰۰ فروند از این نوع هواپیما در شوروی تولید شده بود. میگ-۱ اساسا برای پرواز در ارتفاع بالا طراحی شده بود و این دقیقا نقطه قوت جنگنده‌های جدید میگ-۳ بود. زمان برای یک چرخش دایره‌ای کامل از ۵/۲۶ ثانیه به ۲۳ ثانیه بهبود یافت. با این وجود اکثر درگیریها میان نیروهای آلمانی و شوروی در ارتفاع بسیار پایین اتفاق می‌افتاد,جاییکه این جنگنده‌ها کارایی اصلی خویش را به نمایش نمی‌گذاشتند. تلاشهای بسیاری برای تبدیل این هواپیما به یک هواپیمای شکاری کوتاه پرواز صورت گرفت اما پس از مدتی بطور کامل از چرخه تولید خارج گردید. پاشنه آشیل میگ-۳ موتور AM-۳۵ آن بود بنابراین میکولین تمام توجه خود را بر روی تولید موتور AM-۳۸ برای هواپیمای ایلوشین-۲ اشتورمویک متمرکز کرد. تلاشهایی هم برای جایگزینی موتور آن با AM-۳۷ صورت گرفت. این موتور قرار بود برای میگ-۷ استفاده شود اما این موتور از دور خارج شده کل پروژه را از حرکت واداشت. از بهار ۱۹۴۲ به بعد ,هواپیماهای میگ-۳ تولیدی از خطوط مقدم رزم به اسکادران دفاع هوایی منتقل شدند و تا پایان جنگ همچنان بعضی از این مدلها به انجام وظیفه خود ادامه می‌دادند.

یکی از راه حلهای نهایی برای نجات این جنگنده مجهز کردن آن به موتور رادیال Ash-۸۲ بود, که بطور مشابه در تبدیل هواپیمای LaGG-۳ به Lavochkin La-۵ مشارکت داشت. I-۲۱۰ و I-۲۱۱ نمونه‌های نخستینی بودند که انتخاب شدند, و آنقدر خوب از آب در آمدند که از آنها در میگ- ۹(با مدلهای جت تفاوت دارد) استفاده شد. با این وجود ,La-۵ در حال تولید بود و I-۲۱۱ حرفی برای گفتن در نیروی هوایی نداشت.

در طی سالهای جنگ, میکویان و گوروپچ به توسعه میگ-۳ در زمینه استفاده در ارتفاع بلند ,که در واقع از ابتدا هم برای استفاده به این منظور تولید شده بود, ادامه دادند و این تلاشها منجر به ساخت سری بسیار بزرگتر و قدرتمندتر I-۲۲۰ تا I-۲۲۵ شد. اما جنگهای هوایی که در آسمان آلمانها اتفاق می‌افتاد گویای این حقیقت بود که دوره طلایی استفاده از موتورهای پیستونی در هواپیماها در حال افول بود و دیگر سفارشی برای ساخت دریافت نمی‌شد. بعضی منابع هم طرح میگ-۷ را با یکی از این هواپیماها در هم می‌آمیختند.

دو نمونه آخر یعنی I-۲۳۰ و I-۲۳۱ به نمونه اصلی میگ-۳ شباهت زیادی داشتند و موتور آنها به نحو چشمگیری سبکتر بود,اما این مدلها تحویل واحدهای دوم جبهه‌ها شدند و چندان هم مورد استقبال نیروی هوایی قرار نگرفتند.




کشورهای بکار گیرنده
شوروی

مشخصات عمومی

خدمه: یک نفر
طول: ۸٫۲۵ m
طول بالهای هواپیما: ۱۰٫۲۰ m (۳۳ ft ۵ in)
ارتفاع : ۱۷٫۵ m۲
وزن خالص: ۲٬۶۹۹ kg
وزن کل: ۳٬۳۵۰ kg
حداکثر وزن حین بر خواستن: ۳٬۴۹۰ kg
نیروی محرک: ۱ x Mikulin AM-۳۵A مایع خنک V-۱۲, ۱٬۰۰۷ kW(۱٬۳۵۰ hp)



مشخصات فنی
حداکثر سرعت :۶۴۰ km/h
برد : ۱٬۲۵۰ km
سقف سرویس دهی : ۱۲٬۰۰۰ m
نرخ بر خواستن : ۱۴٫۷ m/s
بار اعمالی بر روی بالها :۱۹۱ kg/m۲
قدرت / جرم : ۰٫۳۰ kW/kg

جنگ افزار
۱ x ۱۲٫۷ mm UBK machine gun
۲ x ۷٫۶۲ mm ShKAS machine guns
وزن آتش ۱٫۴۴ kg/s. UBK از میان یک دیسک گردان با سرعت ۱٬۰۵۰ rpm و به کمک مواد منفجره PETN شلیک می‌کرد. بعضی از مدلهای میگ-۳ مجهز به ۲ اسلحه UBK بر روی بال بودند که البته موجب کاهش کیفیت پرواز می‌شد.
۲ x ۱۰۰ kg بمب و یا ۶ x ۸۲ mm RS-۸۲ راکت
پيش فرض

پ-۴۷ تاندربولت



پ-۴۷ تاندربولت یکی از جنگنده‌های اصلی آمریکا در جنگ جهانی دوم بود. این هواپیما را شرکت ریپابلیک به سفارش دولت آمریکا ساخت. تاندر بولت هواپیمائی مستحکم و سریع بود که در بیشتر عرصه‌های جنگ دوم حضور داشت. اگرچه در اصل به‌عنوان جنگنده طرح شده بود ولی بعدها در ماموریت‌های حمله به هدف‌های زمینی و به‌عنوان جنگنده/بمب‌افکن نیز به‌کار می‌رفت.

ده فروند از این هواپیما پس از جنگ به دولت ایران فروخته شد و در آن زمان بهترین جنگنده ایران به شمار می‌رفت.

نام این هواپیما را در منابع مختلف فارسی سندربولت، ساندربولت و تندربولت نیز گقته‌اند.


پيش فرض

پ-۵۱ ماستنگ

پ-۵۱ ماستنگ جنگنده دوربرد آمریکائی ساخت شرکت نورت آمریکن بود که در سال‌های میانه جنگ جهانی دوم به‌کار گرفته شد. نقش اصلی این هواپیما در همراهی و مراقبت از بمب‌افکن‌ها در بمباران آلمان بود. در سال‌های پایانی جنگ در عرصه نبردهای اقیانوس آرام نیز به‌کار رفت. ماستنگ را بهترین جنگنده جنگ دوم می‌دانند.

با پایان جنگ جای این هواپیما را جنگنده‌های جت گرفتند ولی تا دهه ۱۹۸۰ همچنان در برخی کشورها از آن استفاده می‌شد.

 
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 14:33  توسط امید  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM